به مناسبت فرا رسیدن روز مولوی

آمدن یا رفتن؟

جواد کراچی
تاریخ و ادبیات این کهن دیار سرشار از غم فراق ها، رفتن ها و جدایی هاست.
نسل به نسل از آن عبور کرده ایم و بی توجه به عوامل بوجود آورنده آن، به زیستن و به سرنوشت، عادت کرده ایم.
غبطه خورده ایم و در حسرت این فراغ، سخن گفته ایم ولی بی ایمان بدان سخن.
دربدری و هجرت و فراق در اغلب آثار نویسندگان و شعرا و حکمای پارسی زبان به کرات دیده میشود و همین دربدری و هجرت بوده که سعدی را، سعدی کرده و عشق و علاقه به موطن، او را دوباره به شیراز کشانده.
اما بزرگان و حکیمانی هم بوده اند که رفته و باز نیامده اند و به دلیل بلندی و پستی های مملکت مان و تغییرات سیاسی و جدا شدن بخش هایی از کشورمان و استقلال تازه این بخش ها، اکنون صاحبانی پیدا کرده اند که حتی از خودشان نمی پرسند که رودکی و فردوسی به کدام زبان می سروده اند. و یا مولانا به چه زبانی می سروده؟
مسلما، آثاری که به زبان مادری یک شاعر و یا نویسنده و یا حکیمی نوشته شده و از قرن ها پیش به یادگار مانده، نشان دهنده و بیان کننده هویت خالق اثر می باشد و جای هیچ شک و تردیدی ندارد.
البته نباید فراموش کنیم که بعضی از بزرگان علوم و نجوم و یا حکیمان ما به دلیل فشار و استبداد حکمای دوران خود به زبان های دیگری هم تسلط داشته و از سر اجبار، آثارشان را به زبان دیگری نوشته اند.
اما از امتیازات زبان مادری ما این است که به کشورمان می گوییم، مام وطن. لذا با تاکید بر زاده شده بر کلمه مام، اهمیت این موضوع را به راحتی بیان می کنیم.
این تعلل که از قرن ها پیش در مرزهای جغرافیایی ما و از طرف ما سر زده، باعث گردیده که دیگران، ادعای مالکیت بر بزرگان و اندیشمندان ما می کنند.
در بیشتر زبان های معتبر دنیا و بالاخص در زبان هایی نظیر پارسی و یا سانسکریت و یا هندی که ریشه اغلب زبان های دنیا که معروف به هند و اروپایی (هند و پارسی) شده، هویت یک فرد و یا تعلق یک فرد با این جمله معین می شود (از کجا آمده اید؟) این آمدن و یا به دنیا آمدن و پا به دنیا گذاشتن است که نشانه و مهر تعلق است که بر پیشانی هر انسانی زده می شود و تغییر دادن آن کاری عبث و بیهوده است.
به عنوان نمونه در زبان انگلیسی می گویند (از کجا میایید؟) ?Where are you come from
کلمه آمدن در این جمله مشخص کننده هویت فرد است. چنانچه در زبان آلمانی نیز بدین ترتیب گفته می شود. (از کجا آمده اید؟) ?Aus welchem land kommest du
در زبان آلمانی تاکید بر کلمه آمدن و یا کشور نیز می شود.
(از کجا آمده اید؟) ?Aap kahan se aa rahe hain در زبان هندی هم می گویند پس چنین نتیجه می گیریم که پا بدنیا گذاشتن و در کجا پا بدنیا گذاشتن است که ملاک و همچون مهری بر پیشانی، هویت انسان را مشخص می سازد.
مرگ اندیشمندان و هنرمندان در هر کجای این کره خاکی که اتفاق افتاده باشد، نمی تواند به نشانه هویت او قلمداد شود. به عنوان مثال در دوران معاصر صادق هدایت و یا غلامحسین ساعدی در پاریس مدفون شده اند. آن دو هم به زبان پارسی می نوشته اند و هم اینکه در ایران متولد شده بودند، لذا هر دو با نام نویسنده ایرانی شناخته شده هستند.
مرگ حکما و بزرگان این کهن دیار که اکنون در کشورهای همجوار به خاک سپرده شده اند، باعث شده که دوستان و هم وطنان دیروزی ما، راه غلطی را پیشه کنند و چنگال تصاحب بر شعرا و نویسندگان و حکیمانی بیندازند که آثارشان به زبان پارسی بوده که این خود حجتی است برای اصالت و هویت این بزرگان.
این کشورها که به دلیل بده و بستن های سیاسی در قرون گذشته از ما جدا شده اند باید بدین نکته توجه داشته باشند که مکان مرگ یک انسان را نمی توان نشانه هویت آن انسان قلمداد کرد. بلکه، پا گذاشتن بر زمین و در کجای زمین بدنیا آمدن است که ملاک هویت است.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *