جنایت اخیر علیه یک کودک بی گناه؛ بانی فیلم راهکارهای سازنده در پیشگیری از وقوع جرائم مشابه را در گفت و گو با فیلمسازان بررسی می کند - بخش پایانی

اتهام سیاه نمایی ممنوع؛ سینما به جنگ ناهنجاری ها برود

بانی فیلم-گروه سینمای ایران- نسرین بختیاری: هر روز اتفاقاتی زیر پوست این شهر می افتد و شاید از هزاران حادثه، یکی برجسته شود و به گوش مردم و رسانه ها برسد. ماجرای آزار و سو استفاده جنسی از آتنا و آتناهای دیگر بارها تکرار شده، اما پس از مدتی گرد فراموشی روی آن می نشیند. زندگی در جامعه امروز نیازمند فراگیری مهارت هایی است که کمتر از آن اطلاع داریم و سینما یکی از ابزارهایی است که می تواند در این زمینه جز وظیفه سرگرمی سازی، آگاهی بخش و هشدار دهنده باشد. آنچه در خصوص این موارد اهمیت دارد چگونگی بیان و انتقال این مفاهیم به بهترین شکل ممکن به جامعه است. جامعه ای که با توجه به مقتضیات پیچیده نیازمند آموزش، آگاه سازی غیرمستقیم و بیان هنرمندانه است. در این میان نقش هنرمندان و فیلمسازان برجسته می شود. سینماگران ما در رابطه با این اتفاق ها بی تفاوت نبوده اند و نمونه این دغدغه ها را در فیلم هایی مانند «هیس! دخترها فریاد نمی زنند»، «من ترانه ۱۵ سال دارم»، «من مادر هستم»، «دختران»، «گرگ و میش» دیدیم. فیلمسازان امروز به خطوط قرمزها آگاهند، اما گاهی میان دریافت فیلمساز از یک موضوع و مسئولان اختلاف دیدگاه وجود دارد و همین مسأله باعث بروز اختلاف می شود. قطعا سینماگران دغدغه این جامعه را دارند و دوست دارند در این رابطه فیلم بسازند اما ممیزی، تحریم فیلم و متهم شدن به سیاه نمایی باعث می شود عطای این نوع سوژه ها را به لقای آن ببخشند. فیلمسازان و کارشناسان معتقدند در رابطه با بروز این فاجعه تنها قاتل مقصر نیست بلکه هرکسی که مانع آموزش یا آگاه سازی در این جریان می شود، متهم است و سهم دارد. برخی دیگر از سینماگران نیز وجود ممیزی های متعدد را بی تأثیر در نپرداختن به این موضوع نمی دانند. در نهایت عده ای هم معتقدند وزارت ارشاد در این رابطه نقشی حیاتی و کلیدی دارد و موانع را از سر راه فیلمسازان بردارد.

 

پوران درخشنده:
قلبم برای کودکانی مثل آتنا تکه تکه است

پوران درخشنده، کارگردان فیلم «هیس!… دخترها فریاد نمی زنند» که در خصوص همین موضوع ساخته شده، در پاسخ به این پرسش که چقدر فیلمسازان ما توانستند به موضوع های ملتهب اجتماعی بپردازند و تا چه اندازه در این زمینه موفق بودند، به بانی فیلم گفت: وقتی جایزه مردمی به این فیلم تعلق گرفت و بالای سن رفتم، از مردم به خاطر چیزی که دیدند و داوران ندیدند، تشکر می کنم. این دیالوگ من هست و حتی تصویر آن هم وجود دارد. همچنین از داوران تشکر کردم که چیزی را دیدند که مردم ندیدند!… وقتی به خودم آمدم، گفتم اینجا جای بیان این تضاد نگاه نیست. این همان مطلبی که در آن زمان گفتم. من این آدم ها را ذهنی نساختم بلکه با ۶۰۰ نفر مصاحبه کردم. من به این دردهای پنهان اشاره کردم و همه، آن را به سیاه نمایی متهم کردند و اصلا در آن زمان به این فیلم توجه و نگاهی به آن نشد. تنها توجه از طرف مردم بود و من به همین دلیل خیلی خوشحال بودم؛ چون خود مردم من را در این مسیر قرار داده بودند که در خصوص این موضوع فیلم بسازم. وقتی جایزه را گرفتم، به این موضوع دیدگاه های متضاد اشاره کردم.
درخشنده خاطرنشان کرد: ما هر اندازه فیلم بسازیم و به مردم آموزش دهیم تا مراقبت های ویژه را از کودکان خود داشته باشند، کم است. این خیلی مهم است که شرایطی را به وجود بیاوریم که جامعه را به سمت آموزش درست هدایت کنیم. ما که خودمان خطوط قرمزها را می دانیم، اما واقعیت این است که نمی توانیم ساکت باشیم. این همه آدم را می دیدم که با شرایط مشابه و با حالت پچپچه این موارد را به گوشم می رساندند. همین موضوع در خصوص پسران هم پیش می آید. نمی دانم چه چیزی در این میان باید وجود داشته باشد و تنها موضوع مهم اعتماد و اطمینانی است که من به این آدم ها داشتم. وقتی عمق فاجعه را حس کردم، این فیلم را با همه مشکلات و تلخی هایی که نسبت به این فیلم روا شد، ساختم. برخوردها نسبت به این فیلم خوب نبود و عده ای آن را به سیاه نمایی متهم کردند و نگاه و توجهی به این فیلم نداشتند.
این کارگردان افزود: به هرحال، این واقعیت تلخ وجود دارد و باید در این خصوص آگاهی بدهیم و فیلم بسازیم. چه کسی می خواهد فیلم بسازد و چطور باید جامعه را نسبت به این موارد آگاه کرد؟…. الآن برای این دختربچه و دختران و پسران دیگر دلم به درد آمده و تکه تکه است.
وی با اشاره به نقش مهم خانواده در این میان گفت: وظیفه خانواده هاست که به کودکان خود توجه کنند و به آن ها تمام مهارت های زندگی را یاد بدهند. باید یاد بدهند که چطوری نباید به تنهایی در یک مسیر پر مسأله رفت و آمد کنند و حواسمان به اطراف بچه ها باشد، چون خیلی بی گناه و معصوم هستند.
کارگردان فیلم «بچه های ابدی» در پاسخ به اینکه آیا تنها موضوع ممیزی مانع ساخت فیلم هایی از این دست شده است، عنوان کرد: زمانی که این فیلم را ساختم هیچ چیز برایم اهمیت نداشت و حتی می خواستم دفتر کار بخرم و نخریدم و برای این فیلم هزینه کردم. آن زمان که حدود ۵ سال پیش بود احساس کردم این یک ضرورت و باری است که روی دوش من به عنوان فیلمساز گذاشته شده و بدون اینکه بخواهم داشتم زیر این بار از بین می رفتم و سعی کردم این بار را زمین بگذارم. من وظیفه خودم و عشقی که نسبت به این مردم دارم، انجام دادم و همین کار را در فیلم «زیرسقف دودی» انجام دادم.

 

صدرالدین شجره:
فیلم ها بیش از وجه روانکاوانه، تأثیرگذاری حسی دارند

صدرالدین شجره که در فیلم «دختران» به کارگردانی قاسم جعفری با همین مضمون بازی کرده بود، در پاسخ به این پرسش که چقدر فیلمسازان ما توانستند به موضوع های ملتهب اجتماعی بپردازند و تا چه اندازه در این زمینه موفق بودند، به بانی فیلم گفت: معتقدم به شیوه روانکاوانه و روان شناسانه به این مسأله پرداخته نشده و بیشتر در ارتباط با تأثیرگذاری حسی روی مخاطب بوده است. در فیلم «دختران» هم بیشتر احساسات برانگیخته می شد، اما تا به حال به جز فیلم «هیس!…» جریان اصولی در این رابطه ندیدم. در حقیقت چیزی که بتواند آموزشی در این خصوص به خانواده بدهد، ندیدم.
شجره با اشاره به اینکه پرونده هایی از این دست می توانند قابلیت تبدیل شدن به فیلمنامه و فیلم دارند، افزود: اگر به این موضوع پرداخته نشده، شاید به این دلیل بوده که نویسندگان یا فیلمسازان تصور می کنند، مخاطب لازم را ندارد، اما به نظرم اگر با دقت به آن نگاه شود و تا حدودی مباحث روانکاوانه نسبت به آن وجود داشته باشد، جای کار دارد و حتی می تواند در بسیاری از موارد جز تأثیرگذاری علمی، جذاب باشد.
این بازیگر و گوینده خاطرنشان کرد: چنین موضوعی برای جامعه ما مسأله نبوده، اما الآن تبدیل به مسأله شده است. به هر حال انتقال این مفاهیم و مشکلات بیانی آن و هم اینکه نمی خواهیم ضعف خود را آشکار کنیم، یکی از موانع ساخت فیلم در این زمینه است. پنهان نگه داشتن این موارد باعث ایجاد آسیب های اجتماعی می شود و معتقدم باید آن را آشکار و از طریق علمی و بادقت این ماجرا را دنبال کنیم.
شجره در پایان صحبت های خود با ابراز تأسف از بروز چنین اتفاقاتی گفت: سه روز است فکر می کنم چطور باید مانع آدم های بیمار که تعدادشان زیاد است، بشویم و چطور باید آموزش دهیم. آموزش یک کودک هفت ساله خیلی سخت است، چون هرچقدر که هشدار دهیم، باز هم در شرایطی خاص تحت تأثیر قرار می گیرد. یک کودک هفت ساله با پدیده های تازه ای رو به روست که ممکن است اغواگرانه و خطرآفرین باشد. سوال اینجاست که چطور می توان این بیماران را معالجه کرد؟…

 

کارشناس روانشناسی بالینی:
رسانه ها نقش کلیدی در آگاهی والدین و کودکان دارند

آذردخت داوری، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، در خصوص اینکه جامعه چه نقشی در مشکلاتی از قبیل اتفاقی که اخیرا برای آتنا افتاد، دارد به بانی فیلم گفت: اتفاقی که افتاد و در جامعه برجسته شد، اذهان عمومی را درگیر خودش کرد. این اتفاق، فاجعه ای بسیار عمیق و دردناک در ارتباط با کودک بود که بخش آسیب پذیر جامعه هستند. از این دست اتفاقات نه در جامعه ما بلکه در کشورهای پیشرفته هم بسیار رخ می دهد. افرادی که این رفتارها را از خود بروز می دهند، مبتلا به اختلالات جنسی هستند.
داوری ادامه داد: در حال حاضر بحث بر سر این است که به کودکان در خصوص این گونه مسائل آموزش دهیم. بخش عمده این مسئله آموزش به کودکان است. اولین افرادی که می توانند با توجه به فرهنگشان به کودک آموزش دهند اولیا و خانواده کودک هستند. این مسائل مربوط به بخش خصوصی خانواده ها می شود و خودشان می توانند به کودک آموزش دهند. بعد از خانواده ها، اولیای مدرسه در این خصوص مسئولیت بر عهده دارند. همچنین جامعه و رسانه ها در بخش های مختلف آموزش های لازم در زمینه مسائل جنسی کودکان را از قبیل اینکه اعضای بدن یک کودک چیست و نباید کس دیگری به او دست بزند، نقش دارند.
این روانشناس با بیان اینکه مهم ترین مسئله آگاهی والدین است، عنوان کرد: ما مسئول کودک خودمان هستیم. نباید آنها را رها کنیم و پیش کسانی بگذاریم که نسبت به آنها آشنایی کافی نداریم. نزدیک ترین فرد به کودک پدر و مادرش هستند. والدین باید اعتماد به نفس در کودکان را تقویت کنند و به آنها مهارت «نه» گفتن بیاموزند. آنها باید بدانند که وقتی کودک را به زور مجبور می کنند که اطرافیان را ببوسد این اتفاقات هم می افتد. باید به کودک آموزش داده شود که از خود او اجازه بگیریم که او را ببوسیم. با توجه به فرهنگ جامعه باید به کودک در مورد مسائل خصوصی آموزش دهیم.
داوری ادامه داد: افرادی هستند که مبتلا به اختلالات جنسی هستند و نمی توانیم از ظاهر افراد، این موضوع را شناسایی کنیم. برخی افراد در ارتباط با کودک به اختلال «بچه بازی» مبتلا هستند که نوعی اختلال جنسی است. این افراد معمولا کسانی هستند که کارهایشان در ارتباط با کودکان است و مشاغلی را بر عهده می گیرند که با کودکان ارتباط داشته باشند. این افراد واقعا بیمار هستند. ما باید از کسانی که با کودک در ارتباط هستند –حتی معلم کودک در مدرسه و باشگاه های ورزشی- تست های اختلالات جنسی بگیریم.
این روانشناس بالینی در خصوص نقش رسانه در اطلاع رسانی و آگاهی دهی به جامعه عنوان کرد: فیلم «هیس» را دیده ام که بسیار فیلم خوبی بود. این فیلم ضمن اینکه حریم های جامعه را نگه داشته بود، آموزش هایی در مورد اینکه ممکن است چه اتفاقاتی برای کودک ما بیفتد به افراد می داد. افرادی که مبتلا به این مشکلات می شوند، خودشان قربانی این مسائل هستند و به خوبی این مسائل در فیلم «هیس» نشان داده شده بود. ما می توانیم از این دست فیلم ها را بیشتر داشته باشیم و فیلمسازان ما می توانند بیشتر در این حوزه ها فعالیت کنند. اما باز این مسائل مطرح می شود که همه افراد باید آن فیلم ها را نگاه کنند یا رده های سنی آن مشخص شود. به نظرم در همه این زمینه ها باید نظارت قوی و علمی وجود داشته باشد. به جز فیلم ها، سایر رسانه ها هم می توانند با اطلاع رسانی، نقش مفیدی در آگاهی والدین و کودکان داشته باشند. اگر یک نوجوان ببیند که ارتباط کسی با او صمیمی شد و درباره مسائل خصوصی از او سوال می کند باید بتواند عکس العمل نشان بدهد و آنقدر حریم نداشته باشد که نتواند گزارش بدهد.
وی با اشاره به اینکه افراد قربانی این مسائل معمولا نمی توانند اعلام کنند، تاکید کرد: طبق آمار از هر هشت کودک، تنها یک کودک این مسائل را به والدینش گزارش می دهد. چرا که احساس ترس می کنند و با والدین و خانواده شان رابطه عاطفی خوبی ندارند و از بیان این مسائل واهمه دارند. اگر مسائل میان کودک و والدین باز شود و روابط در خانواده قوی تر شود، کودک به والدین خود این اتفاقات را گزارش می دهد. مردم باید در مورد اختلالات «بچه بازی» بیشتر بدانند و شاید کسی که به این اختلالات مبتلاست روی خود کنترل نداشته باشد و خودش هم نداند و حتما باید تحت درمان قرار بگیرد. رسانه ها هم نقش بسیار مهمی در این خصوص دارند. این مسائل می تواند از طریق تلویزیون، سینما و فیلم های آموزشی مطرح شود. در مواقعی حتی خود والدین نسبت به این قضایا آگاهی ندارند، چه برسد به کودکان!
داوری در پایان صحبت های خود گفت: امروز تربیت کودک آنقدر پیچیده شده که لازمه آن این است که مهارت های لازم را آموزش ببینیم و به کودک منتقل کنیم. هر کس پیش از به دنیا آمدن فرزندش باید مهارت فرزندپروری را فراگیرد. قرار نیست که ما از همان ابتدا تمام مسائل را بدانیم. رسانه ها نیز مسئولند که در این زمینه در قالب کارهای فرهنگی، اطلاعات لازم را در اختیار افراد جامعه قرار دهند. بحث خانواده را باید جدی بگیریم. اتفاقاتی که پیش آمد از عواقب جدی نگرفتن این مسائل و بی توجهی به مسائل فرهنگی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *