از انحصار تلویزیون تا سینمای ملی

از نگاه خوانندگان – پرستو زارعی
از اولین تلویزیون «جان لوگی برد» اسکاتلندی در اوایل قرن بیستم تاکنون دهه ها می گذرد و تلویزیون به عنوان رسانه ای تصویری-شنیداری راه پر پیچ و خمی را گذرانده تا به امروز رسیده است. اما جذب مخاطب ، شاید یکی از مهمترین اهداف تلویزیون در عصر ما باشد. جهان و زمان در حال تغییر است و تلاش فرهنگ های مختلف برای غلبه بر همدیگر ، به رقابتی فرهنگی تغییر شکل داده است. به همین خاطر این مدیوم از رسانه نزد حکام جهان از اهمیت خاصی برخوردار است.،چراکه داشتن رسانه ای قوی می تواند منجر به سیطره ی فرهنگی -سیاسی شود که منافع ملی کشورها در گرو این قبیل مسائل است. اما در این میان و در بازار مکاره رسانه ها ، جایگاه تلویزیون ملی ما کجاست؟ و دلایل ریزش مخاطب و روی آوردن به کانال های ماهواره ای در چیست؟ شاید شناخت و توجه به ساده ترین و قدیمی ترین سرگرمی بشر و آن هم «قصه گویی» بتواند ما را به آسیب شناسی تلویزیون نزدیکتر کند. قصه گویی که از دوران اساطیری و دور هم جمع شدن انسان های اولیه دور آتش تا کنون به قالب های مختلفی تغییر شکل داده است. اما ذات مفهوم آن از بین نرفته است و هنوز جان مخاطب در پی قصه هاست و دنبال کردن قصه یکی از جذاب ترین و هیجان انگیز ترین لحظات هر انسانی است. چنانچه به برنامه های پر مخاطب تلویزیون های جهان بنگریم ، خارج از تمامی مباحث فنی ، قصه مهمترین عنصر در جذب مخاطب است که مصداقش را در اقبال مخاطب ایرانی به فیلم های بی کیفیت بعضی کشورها می بینیم. سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر که اخیرا برگزار شد و حضور مهمانان مطرح خارجی مانند الیور استون ، کارگردان مطرح آمریکایی و فرانکونرو بازیگر ایتالیایی می توانست شکل متفاوتی از یک قصه باشد و در رونق جذب مخاطب تلویزیون کمک شایانی کند. مصاحبه خوب ، پشت صحنه خوب و حتی به تصویر کشیدن پذیرایی از مهمانان و محل اقامت آنها می توانست بیننده را پای تلویزیون بنشاند و رضایت خاطر ایجاد کند. اگر یکی از اهداف تلویزیون سرگرم کردن و پر کردن اوقات فراغت مخاطب باشد ، استفاده درست از فرصت جشنواره ها و قصه گویی از دنیای هنر می تواند ایجاد فضایی مطبوع در بین خانواده های ایرانی کند.
پر مخاطب ترین تلویزیون های این روزهای جهان ، تلویزیون هایی هستند که از جشنواره هایی مثل کن و اسکار می گویند. کانالهایی پولی(کابلی) که در بخش خصوصی و با سرمایه های کلان اداره می شوند. صدا و سیما امسال برای رقابت با اینگونه کانال ها سهم ٧ دهم درصدی یعنی حدود ١۵٠٠ میلیارد تومان از بودجه عمومی کل کشور را به خود اختصاص داده است. اما دلیل اقبال مخاطب جهانی به آنها سرمایه نیست، بلکه مدیریت درست آنهاست. شناخت آنها از قصه گویی و ایجاد سرگرمی به سبک امروز است. تلویزیون اگر ملی است، باید از انحصار دربیاید. از انحصار بعضی گروهها که تنها خود و هم حزبی هایشان را در پروژه های تلویزیونی بازی می دهند. تلویزیون ملی باید غذای سفره اش برای تمامی ذائقه های ملت باشد ، نه ذائقه ای خاص.
استفاده از طیف گسترده ای از بازیگران محبوب مردم می تواند در جذب مخاطب کمک کند. حذف کردن بازیگران محبوب ملت توسط بعضی گروهها و یا خانه نشین کردنشان بدون شک در ریزش مخاطب سهیم است. در سینما بازیگرانی هستند که ورودشان به تلویزیون باعث رونق خواهد بود، اما حذفشان از تلویزیون به بهانه های مختلف باعث شده است تنها برندِ انحصاری پرده نقره ای باشند. هر چند که اکثریت آنها دارای ریشه های مذهبی و از خانوادهایی معتقدند و علاقمند به کار در تلویزیون. آنچه قابل تأمل این واقعیت است که سینما و تلویزیون در یک خیابان زندگی می کنند و مخاطب با هر دین و مسلکی در نهایت برای دیدن بازیگر محبوبش به سینما خواهد رفت. پس چرا بازیگر سینما را به خانه مردم نبریم تا اینکه مردم را از تلویزیون به کانالهای ماهواره ای فراری دهیم! ورود بازیگران محبوب سینما به تلویزیون بدون شک مخاطب ایرانی را از کانالهای ماهواره ای دور خواهد کرد و در سال حمایت از کالای ایرانی می تواند به کالای فرهنگی این سرزمین رونقی دوباره دهد.

اشتراک گذاری در:

نظرات 2
  1. بسیار عالی .تلویزیون ما متاسفانه منحصر به عده ای خاص شده . در واقع یه دایره ی تکراری مسخره هست که داره هی تکرار میشه..اصلا از صاحبان فن و متخصص ها و مستعد ها خبری در رسانه ملی نیست. درود بر خانم زارعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
27 − 8 =