پيرامون «قدم زدن از كنار گذشته»، فيلم تازه و دراماتيك لي رويي جون چيني

از اینجا رانده و از آنجا مانده

بانی فیلم-گروه سینمای جهان: چین پس از سالها پرداختن به فیلم هایی که مشخصه عمده و اصلی آن تبلیغ به سود دولت و تاریخ این کشور و عنوان کلی آنها سینمای پروپاگان بود، اینک ۳۰ سالی است که با امثال ژانگ ئیمو و چن کایگه و البته دنباله روهای آنان به نقطه اوجی چشمگیر و غیر قابل باور در این هنر رسیده و انقلابی واقعی و بزرگ را در سینمای خود تجربه کرده است.
چنین کشوری در جشنواره امسال کن فرانسه که از ۲۷ اردیبهشت تا ۷ خرداد ماه در این شهر همیشه گرم و آفتابی واقع در جنوب این کشور برگزار شد، فقط یک فیلم بزرگ و عمده اش را در بخش «نوعی نگاه» حاضر داشت و آن فیلم «قدم زدن از کنار گذشته» (یا «عبور از کنار گذشته») ساخته لی رویی چون بود. این فیلم دراماتیک و اجتماعی سهمی از جوایز «کن ۲۰۱۷» نبرد اما فضای ملودرام و حقیقت نگاری اجتماعی آن نظرهای زیادی را جلب کرد و اینک در دل تابستان ۲۰۱۷ آغاز اکران عمومی این فیلم در آمریکای شمالی و اروپای غربی این خصلت ها را در بوته نقد مجددی قرار می دهد.
لی رویی جون هر چهار فیلم بلند قبلی اش را درباره زندگی ها و مشکلات مردم چین در حومه شهرهای کوچک و یا روستاهای این کشور ساخته و بر طبقه عوام تمرکز کرده بود اما در فیلم جدیدش با یکی دو پله بالاتر پریدن زندگی مدرن اما آلوده در شهرهای بزرگ چین را در عین اولویت دادن مجدد به کاراکترهای شهرستانی و روستایی به تصویر می کشد و در این راه از بازی یانگ زیشان یکی از مطرح ترین بازیگران زن فعلی چین در رل اصلی بهره می گیرد. لی رویی جون ۳۵ ساله در این فیلم زندگی یک کارگر زن را که در یک کارخانه تولید وسایل الکترونیک فعال است و مشکلاتی را که برای پدر و مادر او به وجود می آید و تلاش وی برای رفع این معضلات را به نمایش می گذارد. یانگ زیشان هم برای این که یک همراهی کننده طراز اول برای او باشد، نقش های موفق خود در کمدی ـ رمانتیک هایی مثل «بسیار جوان» و «دوباره ۲۰ ساله» را از یاد می برد تا به بهترین شکل در قالب این کارگر زن که نامش یائو تینگ و شهر محل زندگی و کارش شنزن در جنوب چین است، فرو برود. وقتی عذر پدر و مادر او (با بازی ژوبو و نارن هووا) را از خانه ای که در شهر در اجاره خویش داشته اند، می خواهند، آنها تصمیم می گیرند به روستای محل تولد و رشد خود که در شمال غرب چین قرار دارد، برگردند و در همان خانه قدیمی خاندان خود اسکان یابند و هم از مخارج سنگین زندگی در شهر رهایی یابند و هم خاطرات قدیمی را زنده کنند.
رویایی که کابوس می شود
این رویا در یک چشم به هم زدن تبدیل به کابوس می شود زیرا پس از ورود به روستا در می یابند که یک زورگوی بزرگ محلی مزرعه و املاک آبا اجدادی آنها را بالا کشیده و خانه آنها را هم تبدیل به یک مرغ داری کرده است. به این ترتیب پدر و مادر پیر یائو تینگ از اینجا رانده و از آنجا مانده می شوند و حس می کنند که نه خانه موقتی شهرشان که یکی از خطوط راه آهن همواره زوزه کشان از کنارش عبور می کرد، بدردشان خورده و نه بازگشت به خاستگاههای اولیه شان آنها را به رستگاری رسانده است. سکانس های در بردارنده این بدبختی ها از قوی ترین قسمت های فیلم جدید لی رویی جون است و از بدبختی این پدر و مادر سالخورده و شکننده همین بس که حتی وابستگان شان نیز آنها را به خاطر سر و وضع دهاتی شان در شهر به تمسخر می گیرند و موقعی هم که در روستای شان به این خفت تن می دهند که برای غصب کنندگان خانه و ملک پدری شان کار کنند تا قوت لایموتی بدست آورند، صاحبکارها آنان را به سبب کندی در کار و ضعف جسمانی اخراج می کنند.

همکاری اجباری با خلافکاران
یائو تینگ که بابت این اتفاقات خون می خورد، به شنزن بر می گردد تا آنجا آن قدر کار و کسب درآمد کند تا بتواند با آن یک خانه بزرگتر بخرد و تمامی اعضای خانواده را در آن جای بدهد و پدر و مادرش را از این سرگردانی در سالهای آخر عمرشان نجات بدهد، بدیهی است که او از طریق ادامه کار در همان کارخانه محل کار قبلی اش به پول لازم برای خرید چنان خانه ای دست نیابد و در نتیجه وی به سمت مرد خلافکاری به نام زین مین کشیده می شود و یک همکار او در کارخانه به نام لی کیان (وانگ تینگ) نیز به جای بر حذر داشتن او از عواقب چنین کارهای سیاهی، وی را تشویق به انجام آن می کند.

تصویری از رنج
صرفنظر از آنچه در پایان کار روی می دهد و این که یائو تینگ در خرید یک خانه بزرگتر به چه میزان موفقیت می رسد، ادوات کاری و وسایل و آدم های اضافه ای که لی رویی جون برای کاملتر و بهتر شدن قصه اش و ارائه چشم نوازتر آن اختیار کرده،‌ اهمیت دارند و یکی از آنها نحوه فیلمبرداری این اتفاقات توسط وانگ ویهووا است و با هنر او بینندگان به بهترین شکل بیگانگی کاراکترها را با محیط هایی که آنها را در بر گرفته به نمایش می گذارد و دیگری نحوه بازی یانگ زیشان در رل یائوتنیگ، وی نه فقط برای این که تصویری کامل تر از رنج های تحمیل شده به وی باشد، از وزن بدنش به شکل محسوسی کاسته بلکه با فرو رفتن کامل در حالت و ارائه احساساتی جدی تر و تندتر از همیشه، یک نماد جدیت و خشم است. کار او و سایر عوامل موفق «قدم زدن از کنار گذشته» از آن رو سخت تر و موفق تر است که سناریوی فیلم بدون ایراد نیست و شخصیت پردازی ها آن گونه که باید کامل و کم نقص صورت نگرفته است.

بدبختی واقعی
این نقص سبب شده طریقه برقراری ارتباط بین یائوتینگ و زین مین و ارجاع وظایف یائو تینگ به وی غیرعادی باشد و هر دوی آنها به نوعی دچار ابهام در هویت خود شوند و بینندگان نیز در فهم آنچه مقابل چشم شان در حال شکل گیری است،‌ دچار مشکل گردند. یائو تینگ واقعاً دچار معضلات متعددی در ارتباط با زین مین می شود و برای این که او را قانع کند که به راستی معتاد شده، در مقابل چشم های وی مواد مخدر استعمال می کند و همین مسئله سبب می شود که وضعیت جسمانی و بیماری تدریجی وی چیزی در اندازه های پدر و مادر مسن او باشد. این به واقع نشانه هایی آشکار از بروز انحطاط در جوامع شرق آسیایی و مرثیه ای بر آن قسمت از چین و زندگی های رایج در آن است که بر اثر نفوذ مناسبات فاسد غربی به آن اصالت و پاکی گذشته اش را از دست داده است.

مشخصات فیلم
عنوان: «قدم زدن از کنار گذشته»
ژانر: دراماتیک خانوادگی
محصول: استودیوهای ادکو فیلمز و کی تای اوشن
تهیه کنندگان: لین جینگ، ژانگ مین، ناتان یانگ، بیل کونگ و ریوهی چیبا
سناریست و کارگردان: لی رویی جون
مدیر فیلمبرداری: وانگ ویهووا
تدوینگران: سووایی یون و لی رویی جون
موسیقی متن: پیمان یزدانیان
طول مدت: ۱۲۸ دقیقه
بازیگران: یانگ زیشان، یین فانگ، ژوبو، نارن هووا، وانگ تینگ و یین فانگ

منبع: Variety

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *