گفت و گو با سامان دارابی، بازیگر تئاتری این روز های تلویزیون

از معمای «شاه» تا «گسل»

بانی فیلم-گروه تلویزیون؛ فاطمه شهدوست: مدت هاست که هر از گاهی توسط یک فیلم یا سریال، چهره های تازه ای پا به دنیای تصویر می گذارند و  بعد مطابق با توانایی، استعداد و انتخاب هایی که دارند، در مسیر پیش رویشان، جلو می روند. گروه تلویزیون؛ فاطمه شهدوست: مدت هاست که هر از گاهی توسط یک فیلم یا سریال، چهره های تازه ای پا به دنیای تصویر می گذارند و  بعد مطابق با توانایی، استعداد و انتخاب هایی که دارند، در مسیر پیش رویشان، جلو می روند. سامان دارابی از جمله این افراد است، که بعد از سال ها حضور در تئاتر و سکانس هایی از فیلم ها و سریال های مختلف به تازگی بیش از پیش با سریال گسل دیده شد.وی که تا کنون علاوه بر حضور در بیش از ۳۰ تئاتر، در مجموعه هایی چون «معمای شاه»، تبریز در مه، صندوق، تا خوشبختی راهی نیست و … ایفای نقش کرده است، با بازی در نقش شوکت در سریال گسل، کاراکتر جالب توجهی را به تصویر کشید که بعد از مدت ها با آن به خوبی دیده شد. دارابی در گفت وگویی که با بانی فیلم داشت، از ورودش به این مجموعه و به موقع دیده شدنش در آن تعریف کرد. وی همچنین از شکل گیری کاراکتر شوکت و تکه کلام ها و اصطلاحاتی گفت که در این کار وجود داشت، در ادامه این گفت وگو را می خوانید:

 

شما پیش از سریال گسل هم تجربه حضور در کارهای تلویزیونی را داشته اید، اما با این مجموعه بود که دیده شدید، این اتفاق و پیوستن شما به سریال گسل چه طور رخ داد؟
-برای این سریال، آقای محسن چگینی، که چند کار تئاتر از من دیده بودند، من را دعوت کردند، بعد هم با آقای بذرافشان آشنا شدم و کم کم بقیه ماجرا نیز رقم خورد و در این سریال حاضر شدم.
به سراغ شوکت و کاراکتری برویم که شاید به راحتی می توانست کلیشه و تکراری شود، اما نه تنها این اتفاق برایش نیفتاد، بلکه به خوبی دیده شد و مورد استقبال قرار گرفت. شکل گیری این پرسوناژ چه طور اتفاق افتاد و تا چه حد شما در آن دخیل بودید؟
-زمانی که در گروهی حضور داشته باشی که همه اعضای آن از تهیه کننده و کارگردان گرفته تا نویسنده، متن خوب و دیگر عوامل آن حرفه ای و کاربلد باشند، مسلمأ شما هم اگر کمی خوب باشی، بیشتر به چشم می آیی. برای این نقش هم از آن جایی که مهمترین نکته برای هر بازیگری این است که نقش را دوست داشته باشد تا آن را بازی کند، من هم با خواندن فیلمنامه و آشنایی با شوکت، آن را پسندیدم و دوستش داشتم، خود من هم اگر در این سال ها کمتر کار تصویر کرده ام، از جمله دلایلش همین بوده که همیشه سعی کردم انتخاب شوم، کار را بپسندم و بعد سراغ آن بروم. برای این نقش هم علاوه بر متن، خود من هم پیشنهاداتی دادم که با موافقت آقای بذرافشان همراه بود و آن ها را هم در کار دخیل کردم.
علاوه بر این موضوع، اصطلاحات و تکه کلام هایی در دیالوگ های شما وجود داشت، که به جذابیت آن اضافه می کرد و ادای آن ها با لحنی که داشتید هم جالب توجه بود، این تکه ها و در کل نوع بیان آن چه طور شکل گرفت؟ با اتکا به متن یا بازهم پیشنهادات شما؟
-بعضی از این ها مثل «نوکریم» از جمله مواردی بودند که با کارگردان به آن رسیدیم، در ادامه یکی دیگر از تکه کلام ها که کم وبیش استفاده می شد، «بچه زرنگ تهرونی؟» بود که آن را هم در بازی به «بچه زرنگ تیرون» تبدیل کردیم که با لحن خاصی ادا می شد. در کنار این ها موارد دیگری هم بودند که علاوه بر متن، برخی از آن ها را به نقش اضافه می کردیم تا کار جذاب تر شود.
کمی هم از همکاری با این گروه و آقای بذرافشان و چگینی بگویید، این اتفاق چه طور بود؟
-خوشبختانه من با گروهی کار کردم که همانطور که گفتم گروه خیلی خوب و کاربلدی بودند. آقای چگینی تهیه کننده مجموعه، که سابقه شان به وسیله کارهایی که مثل شب های برره، خوب بد، جلف، چارخونه، ساختمان پزشکان و دیگر فیلم ها و سریال هایی که ساخته اند معلوم و مشخص است که ایشان فضایی را انتخاب می کنند که همیشه برای مخاطب جذاب بوده است، بعد هم آشنایی من با آقای بذر افشان که ایشان هم کارنامه درخشانی دارند، از جمله رخدادهای قابل توجه بود. زمانی که من فیلمنامه را می خواندم تنها تکه های مربوط به نقش من نبود که جذبم کرد، بلکه کل داستان برایم جالب بود و دوست داشتم ببینم چه اتفاقی می افتد. در این میان به لطف خدا و با توجه به همین تجربیات و همکاری بود که در نهایت شوکت هم دیده شد.
مسئله دیگری که وجود دارد، این است که با توجه به سبقه حضور شما در تئاتر و حتی چند کار تلویزیونی که داشتید، این دیده شدن به شکلی که می بینیم، تازه برایتان اتفاق افتاده است، فکر نمی کنید شاید زودتر از این ها هم می توانست چنین اتفاقی بیفتد.
-من حدودا از سال ۸۰ تئاتر را شروع کردم و در این ۱۵، ۱۶ سال نزدیک به ۴۰ اثر نمایشی را با کارگردان و گروه های مختلف و برجسته ای مثل قطب الدین صادقی، ایرج راد، اکبر زنجانپور، بهروز قریب پور و خیلی های دیگر کار کرده ام. بعد از آن هم فوق لیسانسم را در رشته کارگردانی گرفتم و در واقع مرحله به مرحله در این فضا در حال پیشروی هستم. این که می پرسید فکر نمی کنم برای این دیده شدن، دیر باشد باید بگویم که به نظر من هر چیزی وقت، اندازه و جایی دارد، در این میان یک نفر ۶ سال پزشکی عمومی می خواند و بعد در سی وچندسالگی متخصص می شود، نمی شود به او گفت که دیر شده است و برای من نیز همینطور است و اگر مثلا در ۲۰ سالگی چنین نقشی را بازی می کردم، قطعا این بازخورد را نداشت، چرا که این اتفاق به تجربیاتی برمی گردد که من سال ها در تئاتر آن را کسب کردم و سعیم بر این بود تا بتوانم از آن ها در کاری که جذاب باشد، بهره ببرم. به همین دلیل از این بابت خوشحال هستم و به نظرم اصلا دیر نیست، چون حدود ۷ سال در دانشگاه درس این رشته را خواندم و بعد هم که تئاتر کار کردم تا به اینجا رسیدم و به نظرم وقت مناسب آن همین موقع بوده است.
بعد از حضور در این سریال پیشنهاداتی بوده که الان درباره اش صحبت کنید.
– بله، مواردی بوده اند، اما از آنجایی که هنوز قطعی نشده، ترجیح می دهم تا درباره آن صحبتی نکنم و بهتر است کمی صبر کنیم تا به قطعیت برسیم و بعد آنها را مطرح کنم.
فکر می کنم اغلب این موارد، در حوزه طنز و نقش اخیرتانبوده است، چون اغلب با درخشش یک بازیگر در یک نقش، مدام به او پیشنهادات یکنواختی داده می شود.
– کم و بیش این اتفاق وجود داشت، سعی من بر این است که چنین اتفاقی نیفتد، چون در تئاتر هم نقش جدی بازی کرده ام و هم کمدی و با اینکه مدیوم تئاتر کوچکتر است، سعی کردم تا در این فضا هم نقش تکراری بازی نکنم، حال که در مدیوم گسترده ای مثل تلویزیون حضور دارم، به طور قطع دیگر قرار نیست کسی باز هم شوکت را ببیند و مسلماً این اتفاق اگر به شکل دیگری رخ دهد، جذاب تر خواهد بود. اما در کل من بازیگر هستم و به عنوان بازیگر باید هم نقش کمدی بازی کنم و هم جدی و اینکه در کدام بهتر خواهم بود و یا بیشتر در چه فضایی ادامه می دهم، اتفاقی است که به زمان نیاز دارد و باید ببینیم تا در آینده چه می شود، اما به دور از هر شعاری تلاش من این است که نقش تکراری بازی نکنم و حتی اگر قرار است باز هم کمدی کار کنم با نقش قبلی ام متفاوت باشد. از همین رو نمی توانم از یک فضا برای ادامه فعالیتم اسم ببرم چون بازیگری برای من حرفه جدی است که زندگی ام را پای آن گذاشته ام و تا جایی که دست خود من است، سعی می کنم تا انتخاب های درستی داشته باشم، چون می گویند به کارهایی که شما نه می گویید بیشتر موفق می شوید تا اینکه هر کاری را بی چون و چرا بپذیرید.
اما باز هم به نقش شوکت برگردیم، آیا شما برای این کاراکتر مابه ازای بیرونی و موردی که از آن الگوبرداری کنید را داشتید؟
– واقعیت این است که شوکت نقشی بود که به واسطه تیپ و کاراکتری که داشت، می توانست به راحتی کلیشه و تکراری شود و در واقع جای این را داشت که مشابهه های زیادی برایش وجود داشته باشند، اما هم خود من و هم کارگردان و نویسنده سعی مان بر این بود که نقش به سمت یک تیپ مشخص پیش نرود و در همین راستا تغییراتی در کاراکتر ایجاد شد که آن را شکل داد. شوکت در واقع کاراکتری بود که در لبه تیغ قرار داشت و شاید با یک اشتباه می توانست دیگر جذاب نباشد. اما در مورد الگو بیرونی باید بگویم که ما به عنوان بازیگر وظیفه داریم که همه چیز را ببینیم، حتی زمانی که دانشگاه بودم، آقای سمندریان به عنوان استادمان همیشه می گفت که خوب ببینید، آن موقع سن مان کمتر بود و دقیق نمی دانستیم که این خوب دیدن یعنی چه؟! در واقع این یعنی که باید به رفتار آدم ها، ویژگی هایشان و اتفاقاتی که دور و اطراف ما رقم می خورد توجه داشته باشیم، در هر روز ما چندین پیرمرد در خیاان می بینیم و مسلماً ممکن است که اشخاصی مثل شوکت هم وجود داشته باشند اما اینکه بگویم دقیقاً شخص یا الگو خاصی وجود داشته، اینطور نیست و شوکت بعد از خواندن فیلمنامه در ذهن من شکل گرفت، چرا که حتی در تئاتر هم چنین نقشی را نداشتم و شاید ناخودآگاه فضایی در این زمینه در ذهنم وجود داشته بلکه با متن ترکیب شده و آن شکل داده است.
شاید برای پرسیدن این سوال کمی زود باشد، اما در کل می خواهم بدانم که آیا چارچوب و پلانی را برای ادامه فعالیت تان در حوزه بازیگری دارید؟ اینکه می خواهید بیشتر در چه حوزه ای فعال باشید؟ سینما، تئاتر یا تلویزیون؟
– من بازیگر هستم و در هر صورت هر بازیگری دوست دارد که بیشتر دیده شود و هرکس بگوید من از شهرت بدم می آید، جدی نگفته است؛ اصلاً ذات بازیگری در دیده شدن آن است، ذاتی که هم در تئاتر و هم در بقیه موارد و فضاهایی که گسترده تر است وجود دارد. اما هیچ وقت نخواستم که به هر قیمتی دیده شوم و اینکه شاید کمی دیر وارد این فضا شده ام نیز همین است، ولی چه در تئاتر، چه تلویزیون و چه سینما، چندان تفاوتی ندارند و همه آنها برای من جذابیت دارند. من هم در حوزه بازیگری به قول معروف تمام جوانی و عمرم را گذاشته ام، به همین دلیل امیدوارم در هر فضایی آن اتفاقی که باید پیش بیاید و بخشی از آن هم به خواست کسی که آن بالا نشسته است برمی گردد و باید دید که در آینده چه رخ می دهد.
کمی هم از همکاری با بازیگرانی که با آنها همراه بودید بگویید. افرادی چون سام درخشانی، بیژن امکانیان، مهتاش نجومی و…
– این اتفاق خیلی خوب و جذاب بود و اولین سکانسی که در شروع سریال کلید خورد، با بازی من و سام درخشانی در محله صفی علیشاه همراه بود. سام درخشانی دل پاک و بزرگی دارد، بازیگر خیلی خوبی است و امیدوارم چون لیاقتش را دارد به بیشتر از اینها برسد. آقای امکانیان نیز از بازیگران با سابقه و کسانی اند که جزو ستاره های ما بوده اند و در مورد بقیه عزیزان هم باید بگویم که در کل همکاری بسیار خوب و جذابی اتفاق افتاد که برای من باعث افتخار و خرسندی است.
اگر صحبت یا نکته ای باقی مانده که من نپرسیدم و مایلید درباره اش صحبت کنید را بفرمایید.
– مسئله خاصی نیست، اما گاهی کامنت هایی گذاشته می شود و می پرسند که چطور باید بازیگر شد و کار کرد، که در این باره من به عنوان عضو کوچکی از این حوزه یک پیشنهاد دارم و آن هم این است که واقعاً در درجه اول هر کسی که مایل است از طریق دانشگاه وارد شود و اینکه در مورد بازیگری می توانم بگویم صبر، صبر، صبر، تلاش، تمرین و تلاش تنها شیوه ای است که نتیجه بخش است، چرا که برخی ها انتظار دارند تا با یک سکانس سریع معروف شوند. خود من لیسانس بازیگری گرفتم، بعد بطور مداوم مشغول تئاتر شدم و بعد هم فوق لیسانس کارگردانی و بقیه اتفاقات، به همین دلیل باید با عشق و تلاش در این حوزه وارد شد، حال ممکن است که در این میان برخی ها با اتفاقاتی سریع وارد شوند اما در مورد آنها هم نباید استثناها را مدنظر قرار داد و باید دید که ماندگاری آنها چقدر خواهد بود؟ به همین دلیل است که پیشنهاد می کنم تا از طریق آکادمیک وارد این رشته شوند و پای آن بمانند تا به نتیجه برسند.
این صحبت درست است اما در همین حوزه هستند کسانی که بدون آموزش آکادمیک وارد شده اند و معتقدند که استعداد در این فضا مهمتر است.
– واقعیت مثل این است که اگر شما مهندسی بخوانید و از دانشگاه فارغ التحصیل شوید، آیا حتماً مهندس هستید؟ اتفاقی که در خیلی فضاها وجود دارد، بازیگری نیز اینگونه است و اگر من می گویم که از دانشگاه وارد شوید، به این دلیل است که در محیط این کار قرار بگیرید، چرا که در این فضا همه با هم تئاتر دانشجویی کار می کنند و گاه به واسطه بازیگران و کارگردانان دیگر با فضاهای گسترده تری آشنا می شوند، و واقعاً به نظرم تا خاک صحنه را نخوری موفقیت مقداری سخت می شود، البته اینجا منظور من این است که باید همه حتماً از تئاتر شروع کنند بلکه تنها می گویم که خوب است در چنین محیطی قرار بگیرید.
و در پایان با توجه به تحصیلاتی که در حوزه کارگردانی داشتید، آیا تصمیمی برای تجربه این فضا دارید؟
– عشق واقعی و بخش عظیمی از تمرکزم روی بازیگری است و در نظر دارم که چند وقت دیگر اگر اتفاقی نیفتد، یک کار تئاتر را کارگردانی کنم، اما باز هم باید دید که چه می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *