یادداشت

اما امنیت داریم…

*فرزاد موتمن
مرتباً به ما گوشزد می شود که «اما امنیت داریم…»، ولى گفته نمی شود که کى امنیت دارد؟ و براى چى امنیت دارد؟ در زمینه زندگى اجتماعى ،وقتى ظرف چند هـفته نرخ ارز تا سه برابر قیمت، باد می کند، من به عنوان یک شهـروند، ابداً احساس امنیت نمی کنم.در زمینه حرفه ام هـم ، زمانی که فیلمى که می سازم باید از مسیر شوراى پروانه ساخت، شوراى فرهـنگى بنیاد فارابى، شوراى پروانه نمایش، شوراى صنفى نمایش، جشنواره فیلم فجر ، سلیقه سینمادار ، لابى هـاى عرضه کنندگان فیلمهـا به اکران هـاى خارجى و … گاهـى حتى شوراى داورى خانه سینما بگذرد، و با تصمیماتى که در اغلب این شوراهـا گرفته می شود، یا به فیلمنامه لطمه میزنند یا به کیفیت نهـایى فیلم صدمه می زنند یا در اکران فیلم را له می کنند، یا در جشنواره مهـجورش می کنند، یا با شخصیت تو بازى مى کنند و اساساً تصمیم هـایى که می گیرند به نحوى از انحاء ، دقیقاً امنیت شغلى را به خطر مى اندازند (تازه اگر از نقشى که در سالهـاى اخیر، سرمایه گذاران و شرکایشان و وکیلهـایشان و کمیسیون هـایشان و خالى بندى هـایشان، در تولید و عدم تولید فیلمهـا داشته اند، نخواهـیم حرفى به میان آوریم)، (و من مطمئن هـستم عبور از مسیرهـاى پیچاپیچ بورکراسى مافیایى، تنهـا به شغل من محدود نمی شود) ، سوالى که پیش می آید، دقیقاً اینست که این حاشیه امنى که از آن صحبت می شود کجاست که ما آنرا احساس نمی کنیم و چنین به شدت، روزگارمان با اضطراب، سپرى می شود؟
*برگرفته از صفحه اینستاگرام این کارگردان

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *