گفت و گو با حمید مظفری

انگار تلویزیون برای من نقشی ندارد!

بانی فیلم – گروه تلویزیون- زینب علیپور: کم کاری و بیکاری بازیگران حرفه ای و توانمند پیشکسوت اتفاق تازه ای نیست. چند سالی است که به دلیل تولیدات کم در تلویزیون، اغلب بازیگران پیشکسوت و حرفه ای به نوعی کنار گذاشته شده اند. اما کم شدن تولیدات و نبود بودجه تنها عامل این اتفاق نیست. برخی باندبازی ها و رابطه ها نیز از سینما به تلویزیون منتقل شده و از این رو عده بسیاری در تلویزیون کنار گذاشته شده اند.
حمید مظفری بازیگر سریال هایی چون: پهلوانان نمی میرند، فردا دیر است، مختارنامه و چه کسی به سرهنگ شلیک کرد از بازیگران دانش آموخته و حرفه ای است که مدتی است در هیچ اثر نمایشی حضور ندارد. از این رو بانی فیلم با او در این زمینه و مشکلاتی که به تازگی در تلویزیون و انتخاب بازیگران پیش آمده است، گفت و گویی داشته که می خوانید:

 آقای مظفری این روزها مشغول چه کاری هستید؟
– در حال حاضر در هیچ فیلم و سریالی حضور ندارم.
 پیشنهاد نشده و یا اینکه پیشنهادها راضی کننده نبودند؟
– پیشنهاد که می شود، اما کارها در تلویزیون فیلمنامه های ضعیفی دارند. البته در سینما هیچ پیشنهادی نداشتم.
 در تئاتر چطور؟
– در تئاتر هم که بحث فرق می کند. یا باید خودم یک کار را کارگردانی کنم و یا پیشنهاد شود که آن هم اتفاق نیفتاده است. اما مدتی است که در زمینه نمایش های شادی آور ایرانی پژوهش می کنم که کار بسیار پر مسوولیتی است.
 آخرین کاری که برای تلویزیون بازی کردید، کدام کار بود؟
– فکر می کنم تله فلیم «ترم زمستانی» به کارگردانی رضا بهشتی بود که سالها پیش پخش شد. پس از آن هم در شیراز یک سریال کمدی ۲۶ قسمتی بازی کردم که یک پروژه طولانی بود.
 نام سریال خاطرتان هست؟
– سریال «چشم و چراغ» که قرار بود از شبکه یک پخش شود. اما از شبکه شما پخش شد و به همین خاطر آنطور که باید کار دیده نشد.
 و آخرین کار تئاترتان چه کاری بود؟
– نمایش «اتللو» که آذرماه ۸۸ در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفت.
 فکر می کنم شرایط تئاتر بهتر از سینما و تلویزیون است. با این حال چرا در تئاتر هم کم کار هستید؟
– ۵۰ درصد کم کار بودنم دست خودم بود. چون در این مدت به دلایلی من نتوانستم کار کنم. اتفاقا از آقای مهدی شفیعی تشکر می کنم که من را در این مدت پشتیبانی کردند.
 دلیلش چه بود؟
– من فرزندم را از دست دادم و به همین خاطر شرایط روحی خوبی نداشتم. بیمار بودم و نمی توانستم کار کنم. به همین دللی مدتی از این فضاها دور بودم. البته فراموش نشدم. من در برنامه «در چشم شب روشن» به عنوان میهمان حضور داشتم. یعنی حضور رسانه ای داشتم، اما به عنوان بازیگر کم کار شدم.
 فکر می کنید دلیل این کم کاری چه بود؟
– نمی دانم. شاید تلویزیون برای من نقشی نداشت. شاید هم به مسئله دستمزدها برمی گشت. من در مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» حضور داشتم که مصادف شد با اینکه دستمزد بازیگران را کم کردند که این اتفاق برای من هم افتاد.
 پس می توان گفت بخشی از این کم کاری شما و برخی همکارانتان به بحث دستمزدها برمی گردد؟
– من می توانم درباره شرایط خودم صحبت کنم. من این اواخر به دلیل میزان دستمزدها و نحوه پرداخت انها و بی اخلاقی و رفتارهای بی فرهنگی که در این حرفه به وجود آمد، کار نکردم که چند بار هم تکرار شد.
 منظورتان در چه زمینه ای است؟
– برخی دویتان دستیار کارگردان با من تماس می گرفتند و فیلمنامه را می فرستادند. اما دیگر خبری از کار نمی شد. فکر می کنم برخی از این دوستان کارگردان را فریب می دهند و دوستانشان را برای کار معرفی می کنند.
 می توانید در این زمینه مثال هم بزنید که منظورتان کدام کار است؟
– به عنوان مثال آقای فتحی برای سریال «شهرزاد» با من صحبت کرد و قرار بود که من هم در این سریال بازی کنم. اما روزی که به دفترشان رفتم، جوانی آنجا بود که به گونه ای از نقش و کار برای من صحبت کرد که من تمایلی به حضور در آن کار نداشته باشم، تا به جای من یکی از دوستانش بازی کند. بنابرانی من فکر می کنم که برخی از این دستیار کارگردان ها به کارگردان ها خیانت می کنند. شاید دلیل کم کاری برخی از دوستان همکار همین باشد و این اتفاق برای آنها هم افتاده باشد. به هر حال برخی بی اخلاقی هایی از این دست در کارها حاکم شده که مسبب همه آنها دستیاران هستند. امیدوارم شرایط به گونه ای باشد که همه بازیگران بتوانند در آثاری که ساخته می شود، کار کنند و هیچ بازیگر حرفه ای بیکار نباشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *