گفت و گو با بهمن گودرزی، کارگردان «ثبت با سند برابر است»

اکران های بی در و پیکر به فروش فیلم ها آسیب زده است

بازیگران فیلم من هر کدام استاد بداهه گویی و سوپراستار یک فیلم هستند.
گروه سینمای ایران-بهاره گل پرور: بهمن گودرزی، یکی از کارگردانانی است که تاکنون تجربه های سینمایی موفقی داشته که توانسته مردم را با رضایت از سالن سینما بدرقه کند. به گفته خودش حاضر نیست به هر قیمتی مخاطب را به سینما بکشاند و یا «گدایی خنده» کند. «ثبت با سند برابر است» نیز یکی از فیلم های گودرزی است که
این روزها روی پرده رفته. هر چند از زمان ساخت تا اکران این فیلم نزدیک به دو سال طول کشید، ولی این کارگردان معتقد است یک فیلم خودش باید پتانسیل لازم را داشته
باشد تا بتواند در هر زمانی که به نمایش گذاشته می شود،بفروشد. در شرایطی که به گفته فیلمسازان شرایط نابرابر و غیرمنصفانه ای است، این فیلم توانسته یکی از پرمخاطب ترین فیلم هایی باشد که در هفته های اخیر اکران شده است. به بهانه اکران فیلم «ثبت با سند برابر است» به گفت و گو با بهمن گودرزی نشستیم. با این حال، او نیز از وضعیت اکران و آسیبی که به فیلم ها در این وضعیت می رسد گلایه هایی دارد.

«ثبت با سند برابراست» فیلم پر بازیگری بود. چطور به این گروه بازیگران رسیدید و بازی های این تعداد را مدیریت کردید؟
-این مسئله به خاطر اقتضای فیلمنامه بود. اگر در فیلم های قبلی من، سینمایی ها تله فیلم ها و سریال هایی که ساخته ام هم دقت کرده باشید، یکی از ویژگی های اصلی آن حضور بازیگران سرشناس و سوپراستار و درجه یک بوده است. در این کار هم سعی کردیم با توجه به حجم تعداد بازیگران و بودجه ای که داشتیم، این اتفاق بیفتد. اصولا اگر فیلمنامه محکم و جاندار باشد، یکی از خوان های اصلی آن این است که به بازیگران پیشنهاد بدهید و آنها هم قبول می کنند. علت حضور برخی از آنها هم این بود که در کارهای قبلی با هم همکار بودیم و در فیلم های من حضور داشتند. به هر صورت جوری با هم رفتار کرده بودیم که تمایل به همکاری مجدد با من و یا پروژه را داشتند.
برعکس بسیاری از فیلم های طنزی که اخیرا روی پرده می بینیم، همانطور که خودتان اشاره کردید، این فیلم از فیلمنامه خوبی برخوردار بود. تقریبا اکثر فیلم هایتان به گونه ای است که انتهای داستان مخاطب غافلگیر می شود. خودتان این غافلگیری را چطور توصیف می کنید؟
-این غافلگیری را دوست دارم، چون فیلمنامه برایم بسیار مهم است. شاید در این زمانی که به طور مستقل شروع به فیلمسازی کرده ام، می توانستم حداقل دو برابر این تعداد در کارنامه ام فیلم داشته باشم ولی کار نکردم. علت آن هم این است که به فیلمنامه ای با خروجی قابل قبولی نرسیدم که بتوانم فیلم موفقی بسازم. وقتی روی فیلمنامه تأکید بیشتری داشته باشید، در جذب سرمایه گذار و تهیه کننده و بازیگر و نهایتا اکران و فروش موفق عمل خواهید کرد. قصه هم باید ویژگی های خاصی داشته باشد. خود من دوست دارم قصه زیاد خطی و شسته رفته نباشد. این قصه هم همانند دو فیلم سینمایی قبلی «شش و بش» و »آتیش بازی« این امکان را در قصه به ما می داد که از ترفند بلوف زدن و رودست زدن به تماشاگر سود ببریم. اصولا تماشاگر ایرانی دوست دارد قصه را حدس بزند. وقتی این رودست زدن را از سوی بازیگران و ستاره هایی که دوست دارد می بینید و حدسش اشتباه است و خودش را جای آن بازیگران می گذارد رکب خوردن خوشایندی برای مخاطب است، طوری نیست که به مخاطب بربخورد، چون آن هنرپیشه ای که دوست دارد به او رودست می زند. روی همین اصل خودم دوست داشتم قصه ام همانند دو فیلم دیگر و با توجه به تجربه موفقی که از آن دو فیلم داشتم، این قصه و سود بردن از حدس نزدن تماشاگر از روند قصه و نهایتا چیزی که فکر میکرده نبوده برایم جذاب بود. علت آن هم این است که تماشاگران تاکنون از این قصه استقبال کرده اند و با وجود اینکه در هفته چهارم اکران هستیم و فروش آن افت چندانی نداشته، از سالن راضی بیرون می آید. وقتی تماشاگر از سالن راضی بیرون می آید، یعنی از فیلم خوشش آمده و به کسان دیگر هم پشنهاد می کند که فیلم را ببینند.
همانطور که گفتید، پایان قصه قابل حدس نبود و به نظر می رسید همانند اکثر فیلم های طنز با عروسی تمام شود!
-حقیقت این است که فیلم هایی با این مشخصات زیاد در سلیقه ام نیست. خیلی ها می گویند یک فیلم کمدی نیازی به این همه پیچ و خم و دردسر ندارد. خودتان می دانید که همه این ها را با هم داشتن بسیار سخت است و ساخت قصه ای با پایان خوش و عروسی و… بسیار راحت تر است. به من می گویند قصه ات را بساز و رقص و آواز در آن بیاور که بیشتر هم فروش می کند، ولی من واقعا بلد نیستم اینگونه فیلم بسازم. شاید این جنس فیلم ساختن تخصص جداگانه ای می خواهد که من از آن عاجز باشم. دوست دارم فیلم قصه و اول و وسط و آخر، اوج و فرود، ساختار خوب داشته باشد. در این فیلم می بینید که ریتم و کارگردانی و دکوپاژ رعایت شده است. بازی ها در ذوق تماشاگر نمی خورد و همه چیز کنترل شده و هدایت شده است. اینگونه است که فیلمی استاندارد در این ژانر می توان ساخت که حلال باشد. اگر نه این کار می توانست دو – سه برابر فروشی که الان دارد، داشته باشد و در جنس کارهایی می رفت که من بلد نیستم بسازم. نه دوست دارم و نه خواستم که اینگونه بسازم. بازیگران من خودشان هر کدام استاد بداهه گویی و سوپراستار یک فیلم هستند.
یکی از نقاط قوت فیلم این بود که بازی ها بین بازیگران اصلی فیلم به خوبی تقسیم شده بود و تا پایان کنار گذاشته نشدند.
-این مسئله در فیلمنامه فکر شده بود. درست است که قصه از زبان شاهین (امین حیایی) روایت می شد، ولی همه آدم های قصه همان اندازه ای که باید در فیلم می بودند، بودند. این گونه نبود که شما گمشان کنید. مثال وقتی فرزاد حسنی نبود، لحظه ای که که نیاز بود حضور داشته باشد در فیلم پیدایش می شد و به محض اینکه تماشاگر از خود می پرسد فلان نقش فیلم کجاست، حضور می یابد. این موارد به همان قصه و نوشتن و بازنویسی آن و نظرات را جمع کردن برمی گردد. روی این قضیه فیلمنامه تا جایی که امکانش باشد وقت می گذارم و حساسیت دارم.
برای موضوع داستان چقدر از مشاوران حقوقی مشورت گرفتید که خلائی حس نشود؟ به هر حال کل داستان مربوط به یک موضوع حقوقی است.
-این بخش از قضیه را به یزدان فتوحی سپرده بودم که در بازنویسی فیلمنامه مرا همراهی کرد. او هم در چند جلسه در همین خصوص مشورت گرفت که وقتی به موضوع شرط بندی که قرار بود در دفترخانه ثبت شود، چه مواردی لازم دارد که وقتی یک وکیل آن را می بیند نقصی نداشته باشد. روی همین حساب برای این موضوع مشاوره گرفتیم و تمام موارد را رعایت کردیم. وقتی به بازنویسی داستان می پردازم، فیلمنامه را به کسانی که در موضوعات مختلف صاحب فکر هستند می دهم و به آنها می گویم سعی کنند ایراد بگیرند. ایراد را می توان برطرف کرد ولی وقتی که فیلم ساخته شود دیگر در میز مونتاژ نمی توان کاری کرد.
قطعا این همه سختگیری به خاطر این است که نخواستید مخاطب را به هر قیمتی به سینما بکشانید و بخندانید.
-نه در تلویزیون و نه سینما و نه در چند فیلم قبلی اصلا این گونه نبوده که بخواهیم لودگی داشته باشیم و یا گدایی خنده کنیم، نخواستیم برای فروش بیشتر شأن فیلم را پایین بیاوریم- که متاسفانه این روزها زیاد می بینیم- با خود گفتیم کمتر می خوریم و گردتر می خوابیم. همین است که وقتی کسی فیلم را می بیند، نمی تواند انگ سبک و مبتذل بودن و یا اصطلاحا شونه تخم مرغی بودن به فیلم بزند. نشنیدن این کلمات برایم جذاب تر بود تا فروش دو سه برابر.
با در نظر گرفتن اینکه فرزاد حسنی در فیلم بداهه گویی ها و تکیه کالم های مخصوص خودش را دارد، چقدر در دیالوگ گویی دستش را باز گذاشته بودید؟
-وقتی قرار شد که با این گروه کار کنیم، گفتیم که نقشه راهمان این فیلمنامه است، اگر نظر یا پیشنهادی دارید در تمرین قبل از فیلم برداری بگویید. بسیار دوستانه گفتم اگر قرار باشد که چیزی را در تمرین نگویید و در برداشت بگویید یا کات می دهم که دوباره بگیریم و یا در مونتاژ آن بخش را دور می ریزم. بچه ها هم واقعا همیاری می کردند و ۹۵ درصد فیلمنامه همین فیلمی است که می بینید و شاید پنج درصد پیشنهادهایی باشد که در صحنه و تمرین شد که آنها هم چاشنی کار است. این گونه نبود که در هر سکانس، خارج از چارچوب چیزی اضافه شود.
دلیل انتخاب علی مسعودی چه بود؟ او را کمتر به عنوان بازیگر می شناختیم و بیشتر با استندآپ کمدی معروف شد.
-فیلمنامه درمورد پنج رفیق بود که دارای پنج سلیقه و موقعیت اجتماعی و فکری مختلف بودند. شخصیتی که علی مسعودی آن را بازی کرد، آدم حیوانبازی بود که قاعدتا کمی چرک و شلخته می بود که به نحوی تماشاگر را در روند قصه فریب دهد. فکر می کردم باید از کسی استفاده می کردم که بتواند با حیوانات کار کند و از مار و عقرب و میمون و کروکدیل و… نترسد- بخشی از آن را در فیلم می بینیم که در تمرین و برداشت ارتباط با حیوانات بیشتر بود.
آقای مسعودی با حیوانات مشکلی نداشتند؟
-حیوانات از علی می ترسیدند! با اینکه او نقش های سینمایی زیادی نداشته، ولی استعدادی دارد که برای این نقش ها بسیار مناسب است. در فیلم هایی هم که بازی کرده، این نقشش به نظرم از همه موفق تر است. به نظرم اگر درست انتخاب کند و نقش های درست به او پیشنهاد شود شاید غیر از علی مشهدی بازیگر دیگری نتواند از عهده این گونه نقش ها برآید. وقتی فیلم را می بینیم نقش او را باور می کنیم. در ابتدا تصور می شود که آدم هالو و ساده ای است، ولی در ادامه می بینیم که زرنگی های خود را دارد و هیچ یک از کاراکترهای ما آدم های احمقی نیستند.
نقش پوریا پورسرخ بسیار کوتاه بود. چرا؟
-پوریا از دوستان و رفقای قدیمی من است و قرار بود نقش یکی از شخصیت ها را بازی کند. ولی وقتی زمان فیلمبرداری ما رسید، کارهای او با ما تداخل پیدا کرد و نتوانست هماهنگ شود. بیشتر به خاطر لطفی که به ما داشت و اینکه ما به یک باره دچار زحجمت دوباره شدیم، به ما گفت برای اینکه حسن نیت خود را ثابت کنم، یک سکانس را برای من بگذارید که بازی کنم. ما هم چون تعارف آمد و نیامد دارد برای این نقش او را دعوت کردیم و به صورت افتخاری در خدمتش بودیم! از او تشکر می کنم.
امروزه شاهد آن هستیم که سینمای طنز دیگر مثل سابق نیست و طنزهای ما به سمت سخیف شدن پیش می رود. فکر می کنید فیلمسازان ما چه کارهایی باید بکنند که در حوزه طنز حرفی برای گفتن داشته باشند؟
-متاسفانه روز به روز بدتر هم می شود. در حال حاضر وقتی تهیه کننده و کارگردان و یا سرمایه گذار فیلم من و یا بهتر از فیلم مرا می بیند که چقدر فروش می کند و در کنار آن فیلم هایی با طنز سخیف چقدر فروش می کند تصمیمی می گیرد به آن سمت برود و خواهان آن جنس سینما باشد که بیشتر فروش می کند. برای همین سینمای دم دستی و سخیف عرف می شود. ولی این گونه طنزها عمر طولانی ندارد. تماشاگر بزودی آن را فراموش می کند. درست است که تماشاگر روی خوش به این فیلم ها نشان می دهد، ولی حدسم این است که در ادامه همانند فیلم هایی که به فیلم های شونه تخم مرغی معروف شد منسوخ می شود. اکثر فیلمسازان مجبورند به این وضعیت تن بدهند. واقعا زمینه برای فیلمسازان فراهم نیست که مثلا ۱۰ پیشنهاد داشته باشد و حق انتخاب داشته باشد و کار هم، دلخواهش باشد. به نظرم وزارت ارشاد در بحث پروانه های ساخت باید دقت کند و خروجی فیلم ها را ببیند که مثلا کدام کارگردان در کنار کدام تهیه کننده چه خروجی ای داشته است. این می تواند یکی از موانعی باشد که از ساخت این گونه فیلم ها جلوگیری کند. در وهله دوم هم فیلم ساختن جایگزین شدن می تواند راه مناسبی باشد.
همزمانی اکران «ثبت با سند برابر است» با سایر فیلم های طنز دیگر را چطور ارزیابی می کیند؟ آیا از فروش فیلمتان راضی بودید؟
-در کنار فیلم های پرمخاطب بودن را استقبال می کنم. چون فصل، فصل سینما رفتن می شود. وقتی خانواده ای فیلمی را می بیند و خوشش می آید تشویق می شود که فیلم دیگری را ببیند و همین طور از فیلم های دیگر هم استقبال می شود. به نظر من این اتفاق خوبی است. در حال حاضر اتفاق نامیمون و بد این است که کنار فیلم من ۲۰ فیلم دیگر روی اکران هستند. این جفایی است که در حق فیلم های نیمه دوم سال می شود. فیلم هایی که در حال حاضر پرفروش هستند اگر در نیمه اول سال اکران می شد واقعا وضعیت فروش ها هم تغییر می کرد. در کنار فیلم های نیمه اول سال ۵ فیلم دیگر روی اکران هستند، در حالی که در کنار فیلم من ۲۰ فیلم دیگر روی اکران هستند. این ۲۰ فیلم چگونه می خواهند تغذیه شوند؟ در حال حاضر فیلم من یک سوم فروشش را می کند. اگر در نیمه اول سال اکران شده بود سه برابر این مقدار فروش می کرد. در حال حاضر ۶ سرگروه داریم و در کنار آن ۱۵ فیلم گروه آزاد اکران می شوند. برای گروه آزاد که سینما در نظر نمی گیرند، از فیلمهایی که حقشان بوده در نیمه اول سال اکران شوند برمی دارند. این باعث می شود که حق ما ضایع شود. این موضوع است که کمی آزار دهنده است وگرنه به فیلم های دیگر کاری ندارم، اتفاقا بسیار هم خوشحال می شوم فیلمم در کنار فیلم های پرفروش قرار بگیرد. اکران های بی در و پیکر به فروش فیلم ها آسیب زده است.
فیلمتان مدت زیادی در نوبت نمایش بود. چرا آنقدر دیر اکران شد در حالی که فیلمبرداری آن مربوط به دو یک سال و نیم گذشته است؟
-مجوز نمایش به خاط یک سری سوتفاهم ها و کارشکنی ها دریافت نشد. از سویی جا دارد که در اینجا از مدیر کل سینمای حرفه ای، آقای فرجی نام ببرم. او تنها کسی بود که از ما حمایت کرد، به ما بی نهایت به ما و فیلم لطف کرد. اگر حضور ایشان نبود شاید هنوز فیلم ما اکران نشده بود. مشکل اصلی یک سری سوتفاهم ها بود. از یک نوشته شما ممکن است صد برداشت مختلف داشته باشید. می توانید بگویید سیاسی است و… بستگی به نگاه شما دارد و اگر عینک بدبینی بزنید این اتفاقات می افتد. همین اتفاقات منجر به این شد که فیلم، یک سال بیشتر در نوبت اکران بماند.
در نهایت اصلاحیه هم داشت یا خیر؟
-همه فیلم ها اصلاحیه دارند. یک گروه هفت – هشت نفره با سلیقه های مختلف آنجا هستند، ولی اصلاحات طوری نبود که فیلم آسیب ببیند.
در آخر اگر نکته ای باقی مانده است بگویید.
-گلایه ما همین اکران غیرمنصفانه فیلم هاست که به همه فیلم ها آسیب زده است. اگر تدبیری اندیشیده شود که آنها به صورت منصفانه در طول سال اکران شوند و سیاستی است که به همه کمک می کند. ۹۹ درصد فیلم هایی که در گروه آزاد اکران می شود شکست می خورند و کلی هم به فیلم هایی که می فروشد لطمه می زند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
7 − 1 =