جان كامرون ميچل از خودش و فيلم تازه فضايي ـ انساني خود مي گويد

این یک اپرای فضایی نیست

بانی فیلم-گروه سینمای جهان: جان کامرون میچل بازیگر، سناریست وکارگردان ۵۴ ساله متولد شهر ال پاسو در ایالت تگزاس آمریکا در سال ۲۰۰۶ فیلمی به نام «اتوبوس کوتاه» را که یک کمدی موزیکال بود، به جشنواره معتبر کن فرانسه برد و پیشینه ساخت اثری هنری چون «Qveer Night» و فیلم «حفره خرگوش» (۲۰۱۰) را هم دارد اما جدیدترین کار او فیلم غریب دیگری به نام «چگونه با دختران صحبت کنیم؟» است که مثل «اتوبوس کوتاه» به فستیوال امسال کن فرستاده شد و طرفدارانی را نیز برای خود فراهم آورد. این فیلم بر اساس یک داستان بسیار کوتاه از نیل گایمن ساخته شده و موضوع آن ورود بی مقدمه دو مرد جوان به یک مهمانی در گوشه ای از شهر لندن در یکی از سالهای انتهایی دهه ۱۹۷۰ است، بدون آن که متوجه شوند که مهمانداران آنها (با بازی نیکول کیدمن استرالیایی و الی فانینگ آمریکایی) موجوداتی از سیارات دیگر هستند. میچل که در حد فاصل سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ فیلم های کوتاه متعدد و دو اپیزود از مجموعه هایی تلویزیونی را هم کارگردانی کرد، راجع به این فیلم و شرایط و ویژگی های ساخت آن و گرفتار بودن نیکول کیدمن در کن امسال (که این بازیگر در آن چهار فیلم را به طور همزمان در حال نمایش داشت) و برخی موضوعات و فعالیت های دیگر خود سخن می گوید.


اگر فیلم های کوتاه و یا یکی دو فیلم فراموش شده یا پخش نشده تلویزیونی تان را فراموش کنیم، در ۷ سال اخیر در صحنه سینما کاملا بیکار بودید. چرا این اتفاق افتاد؟
ـ قسمت عمده ای از ماجرا به این نکته بر می گردد که عصر طلایی برای فیلم های مستقل و کارهایی که به استودیوهای بزرگ وابسته نیستند، سپری شده است و حتی در جمع اهالی این هنر و متخصصان سینمای مستقل و کم هزینه نیز شمار افراد طالب ریسک و رویکرد به پروژه های نامطمئن به حداقل رسیده است و انگار دیگر کسی حاضر نیست روی این گونه فیلم ها با وسعت سرمایه گذاری و ریسک کند. من بسیار دوست داشتم پس از فیلم «حفره خرگوش» هم به کارهایی تجربی از این دست روی بیاورم اما انگار دوره آنها به پایان رسیده است. در طول دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و حتی تا پایان نیمه نخست دهه ۲۰۰۰ سینما سرشار از موقعیت های مناسب برای سینماگران مستقل و افرادی بود که می خواهند در این عرصه سرمایه گذاری کنند و کمبود پول حس نمی شد اما امروز چنین نیست و مدتها طول کشید تا وسایل و پول و آدم های لازم برای تولید فیلم جدیدم را پیدا کنم.
خودتان این فیلم و ژانر آن را چطور توصیف و عنوان می کنید؟
ـ نمی دانم، مفرح است اما خطر هم دارد. مثل «رومتو و ژولیت» است مشروط بر این که یکی از دو سوی ماجرا را مسافری از سایر سیارات و یک بیگانه بدانید! البته «رومئو و ژولیت» نیز تا یک نقطه مشخص از این نمایش بیشتر یک کار تفریحی و سرخوش و ملایم است تا این که کاراکتر مرکوتیو کشته می شود و تازه از آن لحظه به بعد است که کار جدی و خطرناک می شود.
اما داستان نیل گایمن که فیلم تازه شما بر اساس آن ساخته شده، فقط ۱۸ برگی است و بنابراین باید پرسید این همه شاخ و برگ های ماجرا از کجا آمده است؟
ـ درست است که با یک قصه کوتاه طرف هستیم اما اطراف آن انواع اتفاقات می تواند روی بدهد و اقسام احتمال ها بر آن مترتب است. ما در درجه نخست برخی نکات گمشده و یا پنهان مانده اصل داستان را عمده تر واز مسایلی پوششی که آن را در بر گرفته بود، رها و آزاد کردیم و به گونه ای اقدام نمودیم که این نکات بیشتر به چشم بخورند و همین مسئله وسعت قصه و اضلاع و ابعاد آن را بیشتر کرد. حالا و با شکل و روح تازه ای که در قصه پدید آمده است، ما شاهد رویارویی مشتی آدم لات و فرصت طلب با فضایی ها و بیگانگان هستیم که می کوشند دو موجود زمینی و فضایی علاقمند شده به یکدیگر را از هم دور سازند. شاید هم این زندگی خود نیل گایمن باشد زیرا او هم در ایام جوانی اش کوشید وارد یک گروه موسیقی عامه پسند شود اما پدرش جلوگیری کرد و وی نیز وارد داستان نویسی و کار نگارش سناریوها شد و همین امروز هم مکرراً از خود می پرسد که اگر آن اتفاق نمی افتاد و پدرش اجازه انجام کار دلخواه وی را می داد، قضایا به کجا می انجامید و او اکنون در کجای هرم هنر جهان ایستاده بود.
گایمن در پرورش و ارائه این تصویر بر پرده های نقره ای چقدر دست داشت و به واقع تا چه میزان در روند بسط دادن قصه که به آن اشاره کردید، سهیم بود؟
ـ او سهیم بود اما فقط تا این حد که تاکید کند روح قصه و پیامی که داشت متفاوت با چیزی نشود که دیده ایم و در فیلم من هم نمود دارد. او گفت چیزی نسازید که شبیه به آثار علمی ـ‌ تخیلی صرف و به قول او اپراهای فضایی شودا و فقط بخش هایی از قصه را از زبان و دید یک موجود فضایی بگوییم و بقیه چیزها انسانی بماند.
کار کردن با نیکول کیدمن معروف چگونه بود. او نه فقط عادات مختص خویش را دارد بلکه امسال در کن حضوری بسیار وسیعتر از معمول را داشت.
ـ طبعا تجربه جالبی بود زیرا در بین نامداران هنر سینما او از همه ماجراجوتر و ریسکی تر است و از تجربه کردن موارد تازه ابایی ندارد و این به نفع من بود که می خواستم با بازیگری پر شهامت و دارای طیف های وسیع شغلی کار کنم. او هم با لارس فون تریر ساختارشکن کار کرده و هم پارک چان ووک مدرن گرا و سیدنی پولاک سنتی.
در سالهایی که فیلمی نساختید و پشت دوربین نایستادید، در مقام یک بازیگر در فیلم هایی مثل «Vinyl» و «مبارزه خوب» بازیگری کردید. واقعاً هنر بازیگری را چگونه می بینید و خودتان را بیشتر کارگردان می دانید یا بازیگر؟
ـ من کارم را صنعت سینما با داستان نویسی شروع کردم و در آن زمان دلباخته رُمان ها و کمیک بوک ها بودم. ولی بعداً فرصتی پیش آمد تا بازیگری را هم امتحان کنم و تبدیل به موردی برای استراحت و تمدید قوای من در روزهایی شد که به نوشتن فیلمنامه ها مشغول نبودم. شاید هم آن تغییر وضعیت به شدت به نفع من تمام شد زیرا ارتباط های مرا با مصادر قدرت در هالیوود بیشتر و برای من راهگشایی کرد. در نهایت با رسیدن به کارگردانی دنیا را به گونه ای دیدم که پیشتر هرگز امکانش برای من فراهم نشده بود.
و اینک کدامیک از سه وجه کارتان را بیشتر می پسندید؟
ـ فکر می کنم نویسندگی و نگارش سناریو هنوز خلاقانه ترین و بهترین قسمت کار من باشد و آن را بیشتر از سایر موارد دوست می دارم.
الان روی چه چیزی کار می کنید؟
ـ در حال نگارش متن یک سریال موزیکال تلویزیونی هستم که بیشتر زندگی نامه ای است و قرار است یکی از کارگردانان آن باشم و احتمالا یکی از نقش های اصلی را هم بازی خواهم کرد. نام آن «Homunculus» است اما فعلاً چیزی بیش از این از من نپرسید چون خودم نیز نمی دانم و برخی پایه های کار مبهم باقی مانده و احتیاج به کامل شدن دارند.

منبع: Times

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *