يك فنجان چاي با مهدي فخيم زاده - بخش پاياني

بابازیگران ستاره فیلم نمی سازم!

بانی فیلم – گروه تلویزیون – مجتبی احمدی : روز گذشته بخش نخست گفت و گوی مفصل مهدی فخیم زاده را با بانی فیلم از نظر گذراندید. او در شماره قبل بیشتر در خصوص همکاری اش با سیروس مقدم گفت و از زوایای مختلف نحوه همکاری این دو هنرمند قدیمی مورد تحلیل قرار گرفت. در این شماره بازیگر فیلم «تکیه بر باد» از اوضاع و احوال فیلمنامه ها که در کیفیت تولیدات سیما موثر، حضور استارها در آثار سینمایی، میزان تاثیر آنها در فروش و دیده شدن فیلم و البته عدم علاقه او در کار با ستاره های سینما و دلایل این عدم علاقه… صحبت کرد. با بازیگر سریال «مختارنامه» از حال و احوال سینما در روزهای تغییر و تحول گفتیم به همکاری اش با تلویزیون در روزهای آتی رسیدیم. کارگردان فیلم سینمایی «هم نفس» که این روزها در حال تدارک فیلم جدیدش «مشت در وقت اضافه» است به ایده سپردن فیلم به بخش خصوصی پرداخت و به نکات جالبی در خصوص اوضاع و احوال اقتصادی سینما اشاره داشت.

بخش پایانی این فنجان چای در ادامه گپ و گفت ما با این کارگردان، بازیگر و نویسنده سینما، تئاتر و تلویزیون پیش روی شماست:

 

| وقتی به عنوان تماشاگر، مخاطب کاری که در آن نقش داشته اید هستید به عنوان کارگردان با خودتان می گوئید که ای کاش این پلان یا سکانس را اینگونه می گرفتم یا…

ـ بله آن موقع چرا، این طبیعی است، زیرا وقتی اثر را نگاه می کنم گاهی می گویم کاش در فلان صحنه کارگردان این کار را می کرد یا چنین حرکتی انجام می شد و موارد دیگری که گریزناپذیر است. اغلب با  دیدن فیلم از خودم در مقام بازیگر هم نظرسنجی می کنم که کاش من آن کار را می کردم و…، اما در حین بازی این طور نیست. در حین بازی خودم را کاملاً می سپارم و متمرکز می شوم.

| یکی از معضلات اخیر تلویزیون ما ضعف فیلمنامه است و به  دلیل همین امر گاهی کار ما به جایی می رسد که یک تیم خوب و کاربلد به همراه بازیگران حرفه ای بعضی مواقع یک اثر ضعیف ارائه می دهند. در این باره صحبت کنید. اینکه این ضعف شاید باعث شده خود شما هم خیلی از پیشنهادات را رد کنید و حتی در برخی موارد، مثل ۲ کاری که از آن اطلاع دارم بالای سر نویسندگان بودید، در نهایت به آن چیزی که می خواهید نرسید. این ضعف از کجا نشأت می گیرد؟ آیا ما نیروی انسانی (نویسنده) برای نگارش نداریم؟ و اصلاً چرا باید سریال های هفت، هشت سال گذشته تلویزیون مستقیماً به دلیل نداشتن فیلمنامه قوی از کارهای امروزمان جذاب تر باشد؟ این ضعف چه طور باید جبران شود؟

ـ در مورد مسئله ضعف فیلمنامه باید بگویم که زمانی ما فکر می کردیم مشکل از ما است، اما الان که هر شب به شبکه های گوناگون جهان و سینمای دنیا دسترسی داریم، می بینیم این موضوع تنها مشکل ما نیست، بلکه همه دنیا را درگیر کرده است. به عنوان مثال چند شب پیش فیلمی از راسل کرو دیدم که در آن داستان غیر قابل باوری وجود داشت که آدم را متعجب می کرد! اینجا مشکل از فیلمنامه است، چرا که مشخص است که کاراکتر تعریف شده برای این بازیگر، از عهده آن بر نمی آید. گاهی سریال هایی را می بینی که از سیزن دو به بعد، ضعف فیلمنامه از سر و پایش می بارد! مثل مجموعه «Bates Motel» و… . به همین جهت است که می گویم این موضوع همه جا هست و مسئله فیلمنامه جهانی است. فقط کشور ما از معضل ضعف فیلمنامه رنج نمی برد. گهگاه یک سناریوی خوب پیدا می شود، اما اکثر مواقع سناریوها بد و ضعیف هستند. و آنچه جدا از تیم حرفه ای، کارگردان کاربلد و عوامل خوب یک مجموعه، در پیشبرد کار تأثیر به سزایی دارد، همین سناریو است. سناریو اگر قوی و عمیق نوشته شده باشد می تواند ناجی یک سریال یا فیلم سینمایی باشد.

| راهکارتان چیست؟

ـ‌ من نمی دانم، شاید هر چه بیشتر به فیلمنامه اهمیت دهیم اوضاع بهتر شود.

| همین الان ۳ سریال داریم که دو تا از آنها را یک نفر نوشته است. چرا؟ متاسفانه در بحث فیلمنامه به نویسندگان جوان و مستعد اهمیت و اعتماد نداریم؟ تنها نویسندگان کارنامه دار اجازه کار دارند حتی اگر ضعیف بنویسند و…

ـ آخر زیاد هم نمی شود به آدم های بیرون گود و تازه کار فرصت داد. خیلی اوقات همین افراد چیزهایی می نویسند و به من نشان می دهند، اما این ها فیلمنامه نیستند، چرا که یک فیلمنامه نویس باید رمان بخواند و بشناسد و فقط که نوشتن مطرح نیست. من شاید ۱۰ دوره کلاس فیلمنامه نویسی تدریس کرده ام، اما شاید یک فیلمنامه نویس هم از بین آنها در نیامده. این کار از نمایشنامه نویسی و رمان نوشتن سخت تر است. در این حوزه باید علاوه بر شناخت از درام، با تکنیک و دوربین هم آشنا باشی وگرنه در نمی آید.

| در واقع فیلمنامه نویسی، به نوعی کارگردانی اولیه است…

– بله، اصلاً فیلمنامه نویسی همان کارگردانی ذهنی است، یعنی تو باید طراحی صحنه، لباس، دکور و… را ذهنی انجام بدهی، ضرب آهنگ و ریتم را بشناسی و در کنار اینها علاوه بر تخیل باید اصول درام را رعایت کنی و بدانی که چطور شخصیت پردازی کنی. رعایت این موارد مشکل است به همین دلیل یکدفعه با دیدن فیلمی از یک کارگردان معروف در جشنواره با خودت می گویی چطور این آدم چنین چیزی را با وجود آثار درخشانی که دارد، ساخته است؟! چون یک فیلمنامه ضعیف را دست گرفته است. از یک قصه و فیلمنامه ضعیف نمی توان یک کار حتی متوسط تولید کرد.

| بحث دیگر ساختار تکراری اکثر آثار سیماست. علاوه بر فیلمنامه، بحث تولید هم یک فرم تکراری دارد جنس اکثر کارها به هم نزدیک است. این فرصت را ما باید از سمت تلویزیون به تولید کنندگان دهیم، یا اینکه تولیدکنندگان آنقدر محتاط و ترسو شده اند که خودشان دیگر سمت کاری مثل «علی البدل» یا اتفاقات ویژه و متفاوت نمی روند!

– ای بابا، همین گونه که محتاط هم هستند، مدام دچار مشکل می شوند. تازه در مورد «علی البدل» کمترین ممیزی را داشتیم. تلویزیون چون دولتی است باید تمام اصول و سیاست های فرهنگی کشور را رعایت کند، به همین دلیل چاره ای ندارد و وارد هر حیطه ای شود، اصلاحاتی به آن وارد می شود. از سوی دیگر حساسیت هایی در کشور وجود دارد که باعث شده تا به هر شغل و حرفه ای حرف بزنی همه اعضای آن حرفه معترض می شوند که آهای فلان فیلم منظورش با ما بود! مثلاً در فیلم «حس سوم» من نقش آدمی را داشتم، که زمانی کشتی گیر بوده و مدتی بود شر خر شده بود همان زمان ورزشکارانی سراغ ما آمدند که آقا شما ما را خراب کردید! شما با کشتی گیرها چه مسئله ای دارید! و موارد دیگری از این دست که برای همه فیلمسازها پیش آمده است. البته خود ما هم اینگونه هستیم، مثلاً سر فیلم بیضایی «وقتی همه خوابیم» خیلی ها گفتند که او تهیه کنندگان را خراب کرده و باید جلوی نمایش آن را بگیریم! این تصمیم در اغلب موارد وجود دارد و معلوم نیست چه موقع فرهنگ آن جا بیفتد. من در فیلم «ساختمان شماره ۸۵» ۵ دکتر پزشک قانونی داشتم و یکی از آنها با دیدن جنازه حالش بد می شد، آنجا هم به ما اعتراض شد که چرا این قشر زحمتکش را مسخره کرده اید! خلاصه دست روی هر کسی بگذاری صدایی از آن در می آید. خب این مسئله دست نویسنده را می بندد. همین می شود که من دیگر کار پلیسی نمی کنم، چرا که توقع دارند، همه این افراد مقدس باشند! اصلاً مردم هم چنین چیزی را باور نمی کنند، آدم ها معمولاً خاکستری اند، نه سیاه سیاه و نه کاملاً سفید، این جنس کاراکتر را مخاطب باور و با آن همذات پنداری می کند، نه پلیسی که پاک، مقدس، وظیفه شناس و بی هیچ نقصی است، اصلاً دیگر درام در نمی آید. درام یعنی سیاهی و سفیدی در کنار هم و…

| شما سریال (دندون طلا) را با داود میرباقری به عنوان بازیگر در سینمای خانگی تجربه کرده اید فضای نمایش خانگی را چطور می بینید؟ فکر نکردید برای رسانه ها سریال بسازید؟

– این موضوع چندان برایم مهم نیست و همیشه گفته ام که من اینگونه فیلم یا سریال می سازم با فلان مقدار زمان، حالا تلویزیون یا رسانه ها خیلی تفاوت ندارند. این مسئله مهم نیست، مهم شرایط کار است. شبکه نمایش خانگی نیز دوره ای شروع شد و در زمان «شاهگوش» کار میرباقری شرایط بهتر شد و بعد هم برای «دندون طلا» اوضاع بد نبود، پس از آن «شهرزاد» هر بازخورد خوبی داشت اگر چه این روزها وضعیت مناسبی ندارد. اگر شرایط مهیا باشد کار می کنم.

| به نظرم جنس کار شما و وسواسی که در کار دارید و فرصتی که به آن نیاز دارید، در شبکه خانگی وجود دارد!؟

– در این فضا هم به ایرادی برای جنس کار من برمی خوریم، چرا که در شبکه نمایش خانگی اینطور جا افتاده که مدام باید در فیلم هنرپیشه های چهره ریخته شود. در واقع ویترین در این حوزه اهمیت زیادی دارد و این ویترین به یک اصل تبدیل شده که موجب گشته مدام با اسم فیلم پر شود. پر کردن با هنرپیشه باعث می شود تو کلی اسم داشته باشی، برای فروش بیشتر، اکثر هزینه ساخت سریال صرف این اسم ها می شود. در اینجا مخاطب ممکن است ابتدا توجهش جلب شود، اما وقتی ببیند سریال خامی است و قصه جذابی ندارد، آن را پس می زند. من هیچ وقت با سوپراستار کار نکرده ام. هنر هنرپیشه برایم خیلی مهم است، اما اسم بازیگر نه زیاد، من بیشتر به سناریو و کارگردانی معتقدم تا اسم و رسم بازیگر. مثلاً من بازی و هنر نونهالی را می خواستم تا اسم او را و به همین جهت جواب هم گرفتم.

| خب این نگاه در وضعیت اقتصادی اثرتان تاثیرگذار است؟ به خصوص سینمایی که با ستاره می فروشد و بی ستاره شکست می خورد؟

– در سینما هم از اولی که آمدم اینطور فکر نمی کردم، مثلاً کار دوم من با عنوان «مجازات» اثر پر فروش سال شد و در آن چهره خاصی هم نبود، بعد هم «در شهر خبری نیست» را کار کردم و در ادامه در «تشریفات» فقط خودم هستم و هیچکس در آن نبود. به کرات این اتفاق در کارهای من رخ داده مثل فیلم «خواستگاری» که ابتدا قرار بود آقای نصیریان آن را بازی کند، اما نشد و بعد از اینکه هادی اسلامی را دیدم، او آمد آن نقش را بازی کرد و اتفاقاً بازی قابل قبولی هم داشت.

| اما شرایط الان فرق کرده و نمی توان این فرمول را نادیده گرفت؟

– همیشه بحث استارها و هنرپیشه ها مطرح بوده است.

| برای فیلم جدیدتان به چه کسی فکر می کنید؟

– به خودم! واقعیت این است که اگر شما شخصی را به خاطر اسمش آوردی، آن وقت دیگر مسئله تنها دستمزدش نیست مهم این است که کار دیگر در اختیار او قرار می گیرد، در این شرایط باید زمان کار و همه چیز را با آن دوست استار تنظیم کنی. این اتفاق بدبختی و گرفتاری می آورد. من ترجیح می دهم با کسانی کار کنم که هنرپیشه باشند و بیشتر روی بازی آنها و سناریو کار کنم، این با تجربه من همخوانی بیشتری دارد. من نسبت به بچه های همدوره ام فیلم های پرفروش بیشتر و سریال های پرمخاطبی داشته ام که به سوپراستار متکی نبوده است. زمانی که اولین بار رویا را دعوت به کار کردم، از او تنها یک صحنه کوتاه در «بوی کافور، عطر یاس» دیده بودم، اما حضور او به عنوان بازیگر از هر سوپراستاری در «خواب و بیدار» موثرتر بود، هم رویا به «خواب و بیدار» کمک کرد و هم برعکس، الان اصلاً نمی شود «خواب و بیدار» را بدون رویا تصور کنی!

| و سوال آخرم این است که با توجه به تغییر و تحولات و رفت و آمدهایی که در مدیریت سینما رخ داده، به عنوان یکی از اهالی سینما که با مدیران مختلف سابقه همکاری دارید و کسی که همیشه اطلاعات کامل و کافی دارید و ماجرا را دنبال می کنید؛ شرایطی که در سال جدید اتفاق می افتد را چطور پیش بینی می کنید؟ و چه توقعی به عنوان یک فیلمساز دارید؟

– از نظر من ایوبی یکی از مدیران شریف و زحمتکش سینمای ایران بود که در ظرف سه و سال و خورده ای عملکرد مناسبی داشت. از وقتی ایوبی آمد، من هیچ کاری نساختم و پولی هم نگرفتم، او در شرایط بدی که همه در حال بزن بزن بودند، آمد، اما خیلی پدرانه، انسانی و شریف رفتار کرد. او از مدیران باسواد سینما بود که آمد و با کارنامه موفق رفت. من از اتفاقاتی که آن پشت رخ داده، بی خبرم و به ما مربوط نیست، اما از ایوبی خاطره خوبی دارم، به نظرم حسن نیت داشت و کارهایش نشان می داد به زیر بنای سینما، مثل سالن ها و موارد دیگر که شما مطلعید توجه دارد. او احترام خاصی برای بچه ها قائل بود و همه اینها برای سینما راهگشاست. در مورد حیدریان هم باید بگویم که همه با او کار کرده ایم، می شناسیمش و برایش احترام ویژه قائلیم. اگر حیدریان جای ایوبی نمی آمد خیلی نگران می شدیم، این بار یک خوب رفت و یک خوب به جایش آمد. او همه ما را می شناسد و در نتیجه شاید اگر هر کسی به جز حیدریان جای ایوبی می آمد، تنش اساسی در سینما ایجاد می شد. به نظرم با توجه به تجربه ای که او دارد، به این مدیر و ناظری کاربلد امید زیادی هست در نتیجه اهالی این کشتی فعلاً می توانند با خیال راحت حرکت کنند.

| و همین سوال درباره مرتضی میرباقری در معاونت سیما…

– ایشان هم همینطور است، میرباقری شناخت خوبی از جامعه فرهنگی دارد و تلویزیون را می شناسد. در سینما سیاست ها بیش از بودجه تأمین کننده است و ما همیشه آرزو می کنیم روزی ارشاد پول نداشته باشد و سینما کلاً در دست بخش خصوصی قرار بگیرد. اما در تلویزیون برعکس است و ما همیشه بحث بودجه را داریم. تا وقتی تلویزیون تنها رسانه دولتی ما است، بخشی از توانمندی و کارایی تلویزیون با مدیریت آقای میرباقری به حمایت دولت از او برمی گردد.

| تلویزیون از شما برای کار دعوت نکرده اند؟

– من آقای میرباقری را دو جلسه دیده ام، با هم صحبت کردیم، ایشان خیلی انسان شریفی است و خیلی هم اظهار محبت دارد، اما باید ببینیم چه می شود، چرا که تنها او نیست که باید تصمیم بگیرد، بلکه شرایط نیز روی اتفاقات آتی تاثیرگذار است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *