گفت و گو با مهدی سلطانی بازیگر سریالهای «شهرزاد» و «زیر پای مادر»

بازیگر؛ توهمی از واقعیت را خلق می کند!

بانی فیلم-گروه تلویزیون – فاطمه شهدوست: جدیت و صلابت، ۲ ویژگی اند که در نگاه اول در برخورد با او به چشم می خورند. بازیگری آرام و توانمند که بیش از ۲ دهه است در سینما، تلویزیون و تئاتر در نقش ها و کارهای گوناگونی حضور داشته و همچنان با فکر و گزیده کاری که نشان از دقت او دارد، در دنیای تصویر فعال است.
مهدی سلطانی سروستانی،‌ که این روزها با نقش هاشم خان در مجموعه «شهرزاد» حضور دارد، تاکنون فیلم ها و سریال هایی چون «خانه»، «محاکمه»، «تصمیم نهایی»، «روزهای به یاد ماندنی»، «در مسیر زاینده رود»، «دیوار»، «جنایت و مکافات»، «مادرانه»، «مدینه»، «هفت سنگ»، «اشباح»، «چ» و… را در کارنامه کاری خود ثبت کرده است.
وی چندی پیش در ماه رمضان با مجموعه «زیر پای مادر» بعد از سریال «کیمیا» باز هم در قاب جعبه جادویی حاضر شد و در نقش نفر، این بار هم پدر و مردی را بازی کرد که با دیگر کارهایش متفاوت بود.
پدر، نقشی است که وی تا کنون بارها و بارها آن را تجربه کرده است و این روزها با مجموعه شهرزاد، او بار دیگر در قالب این نقش قرار گرفته است. به گفته وی از آن جایی که همه پدرها شبیه به هم نیستند و با هم متفاوت اند، این کاراکتر هم در هر فیلم و مجموعه ای با دیگری تفاوت دارد.
جدا از بازیگری، موسیقی نیز اتفاق دیگری بود که آقای بازیگر علاوه بر مجموعه زیر پای مادر، پیش از این با قطعه لالایی که در سریال مادرانه آن را برای دخترش خواند، تجربه کرده بود. زمزمه هایی که به نقل از وی شکل یک قطعه به خود گرفتند.
مضاف بر این ها فعالیت های او در حوزه آموزش از جمله دیگر اتفاقاتی است که وی را به جوانان نزدیک تر کرده است و مجالی را برای انتقال تجربیات او به دنیای هنر را فراهم آورده است.
سلطانی در گفت و گویی که با بانی فیلم داشت از رموز باورپذیری ایفای نقش یک کاراکتر صحبت کرد. وی همچنین از داد و ستدی گفت که همچنان در حوزه آموزش با دانشجویان و جوانان دارد. موسیقی و فعالیت در این عرصه نیز از دیگر مواردی است که وی به آن اشاره کرد.
در ادامه این گفت و گو را می خوانید:

 ابتدا از شکل گیری همکاری شما با پروژه زیرپای مادر شروع کنیم. چه شد که بعد از مدتی وقفه از حضور در تلویزیون، این نقش و مجموعه را پذیرفتید؟
– برای حضور در سریال «زیر پای مادر» مثل کارهای دیگر، خیلی معمولی از طرف تیم تولید با من تماس گرفتند تا برای بستن قرارداد و ایفای نقش نفر، در این مجموعه حاضر شوم. من هم نقش و فیلمنامه را خواندم و بعد از مطالعه، آن را پذیرفتم، پس از این با شرایط یکدیگر کنار آمدیم و قرارداد من با این فیلم بسته شد.
 شما جزو بازیگران گزیده کار و هنرمندانی هستید که به راحتی هر نقش وکاری را قبول نمی کنید؛ کاراکتر نفر نیز از جمله شخصیت های خاص این سریال بود؛ این کاراکتر از نگاه شما چه ویژگی هایی داشت؟ و چه شد که آن را پذیرفتید؟
– در میان نقش ها و کاراکترهایی که وجود دارند، برخی از آنها برای من از جذابیت بیشتری برخوردارند. به طور کلی کاراکترهای پیچیده، نقش های منفی که ویژگی های مثبتی دارند و یا کاراکترهای مثبتی که دارای ویژگی های مثبت قابل توجهی هستند و در واقع چند لایه اند، همیشه برای من جذاب بوده اند و کاراکتر نفر هم در زمره همین نقش ها قرار دارد، به همین دلیل این موضوع برای من موجب پذیرش نقشم در مجموعه «زیر پای مادر» شد.
 در کارهای سعید نعمت الله بیشتر از تیپ سازی، شخصیت پردازی وجود دارد، شما شیوه کاری او را چه طور می بینید؟ و چه براوردی از آن دارید؟
– من تاکنون در چهار مجموعه با سعید نعمت اله کار کرده ام و این اتفاق نشان از خرسندی و رضایتمندی از شیوه کاری او دارد، که موجب شده تا باز هم به همکاری با وی تن دهم. کارهای سعید نعمت اله سبک خاصی دارد و این شیوه ممکن است از نظر برخی ها نامتعارف باشد و انتقاداتی به آن وارد شود، اما به هر حال باید توجه داشت که این سبک و سیاق جذابیت های خاصی که منحصر به خود آن است را نیز دارد. به نظر من با نمایش چنین کارهایی با وجود ویژگی های جالب توجهی که در آن هست، مردم با دیدن آنها عادت می کنند که ارتباط بیشتری با این شیوه برقرار کنند. از همین رو به طور کلی نظر من برای ادامه فعالیت های سعید نعمت اله به این شکل مثبت است.
 مضاف بر شخصیت پردازی، دیالوگ های موجود در کارهای سعید نعمت الله از جمله مواردی است که شاید بازیگر را با دشواری هایی روبه رو کند، شما چه نظری درباره این سبک دیالوگ نویسی دارید؟
-دیالوگ های سعید نعمت الله دیالوگهای خاصی اند که شاید امروز همگانی نباشند و لا به لای حرف های روزمره وجود نداشته باشند، یعنی در سطح جامعه و مردم کمتر از آنها استفاده شود، اما در گذشته ای نه چندان دور، مردم تقریباً با این زبان صحبت می کردند. این شیوه دیالوگ گویی هنوز که هنوز است گاهی در گوشه هایی از کشور خودمان به چشم می خورد. گفت و گوها و صحبت هایی که همراه با ضرب المثل، حکایت، متل و… هستند، این دست گفت و گوها بالطبع دارای جذابیت های مخصوص به خود است و همچنان طرفدارانی را دارد که بین مخاطبان همین سریال ها هستند. ما بازیگران هم در راستای ایفای نقش های این چنینی باید آن قدر مهارت هایمان را افزایش دهیم، تا بتوانیم این نوع دیالوگ ها را به شکلی ارائه دهیم و بیان کنیم که برای مخاطب باورپذیر و قابل قبول باش.
 باورپذیری از جمله ویژگی هایی است که در بازی شما به وفور به چشم می خورد و بیننده را با کاراکتر همراه می سازد. از دستیابی به این ویژگی و شیوه ای که برای نزدیک شدن به یک نقش دارید، بگویید.
– شاید پاسخ به این سوال در چند جمله دشوار باشد، چرا که این پرسش مثل این است که از یک موزیسین بپرسید چطور می نوازد، اما به طور کلی آنچه که برای من اهمیت دارد و در این مسیر تأثیرگذار است، این بوده که همیشه سعی می کنم تا جهان و واقعیت هایی که پیرامون مان وجود دارد را از دریچه چشمان کاراکتر ببینم. شاید بتوان گفت که این کلی ترین جوابی است که می توانستم به این پرسش دهم. من همواره تلاشم بر این است که وارد کاراکتر شوم و همه چیز را از دریچه چشم او ببینم و در واقع آن نقش و شخصیت را باور کنم.
 دیالوگ های موجود در زیرپای مادر به جهت لحن خاصی که داشتند این باورپذیر بودن را کم نمی کرد؟ و در کل چه تأثیری روی این ویژگی داشتند؟
– همانطور که مطرح شد، به هر حال دیالوگ های موجود در این مجموعه از آن جایی که از روزمرگی یا زبان کنونی مردم کوچه و بازار دور هستند و با سطح محاوره معمولی فاصله دارد، شاید بیان آنها مقداری سخت تر باشد، چون فرار از روزمرگی و ترک آن دشوار است. اماکار ما به عنوان بازیگر این است که بتوانیم آنچه که وجود ندارد را ارائه دهیم و این نمایش باید به گونه ای باشد که انگار آن چیز وجود دارد، در واقع ما باید توهمی از واقعیت ایجاد کنیم. حال شیوه و کیفیت این نمایش به تمرین، ممارست، تلاش و مهارت ما به عنوان بازیگر بر می گردد.
 شما در سکانس مرگ نفر خودتان بخشی از آهنگ متن را خواندید، بخشی که موجب تأثیرگذاری بیشتر این سکانس شد. از این اتفاق بگویید. چه شد که به این تصمیم برای سکانس مذکور رسیدید؟
– من پیش از این هم در سریال «مادرانه» در سکانسی برای دخترم یک لالایی می خواندم که بعدتر، آن قطعه نیز ضبط شد. در سریال «زیر پای مادر» نیز احساس کردم که نفر می تواند در سکانس هایی، چیزهایی را با خود زمزمه کند و به جز سکانسی که به آن اشاره کردید، در سکانس های قبلی هم این زمزمه ها وجود داشتند، پس از این اتفاق طبق مشورت و همفکری که در گروه داشتیم، تصمیم و قرار بر این شد که این زمزمه ها به ترانه و تراکی به همراه موسیقی تبدیل شود تا در فضاهایی که مناسب است و جا دارد، پخش شود. در این میان سکانس آخر نفر، به نظر من جزو مناسب ترین زمان ها بود که پخش شد.
 از فعالیت در حوزه موسیقی بگویید، این که آیا تصمیم و هدفی برای حضور فعال در این حوزه دارید؟
-واقعیت این است که خیر، هدف و تصمیم من بیشتر در حوزه بازیگری است، به همین جهت در موسیقی تنها اگر شرایطی پیش بیاید ممکن است ترانه ای را بخوانم و در این فضا هم ترجیحم بر این است که چیزهایی را بخوانم که قبلاً زمزمه می کردم نه اینکه به طور کلی به سراغ خوانندگی و فعالیت مدوام در موسیقی بروم.
 علاوه بر مواردی که از آن گفتید، قصه سریال زیر پای مادر و عشق هایی که در آن بود، از جمله موضوعاتی است که شاید کمتر در تلویزیون به این شکل به آن پرداخته شده بود، شما این داستان را چه طور می بینید؟
– به طور کلی من این داستان را خوب می بینم و فکر می کنم پرداخت به عشق های موجود در آن و روایتی که وجود داشت، درست و خوب اتفاق افتاده است. این مجموعه علاوه بر داستان در شخصیت پردازی ها نیز قابل توجه عمل کرده است.
 به سراغ شهرزاد برویم، شما در همه نقش های پدرانه ای که در مجموعه هایی چون، مادرانه، دیوار، مدینه و … داشتید، اغلب پدری بودید که از زاویه بالا و با استحکام خاص پدرانه خود برخورد می کردید، اما با حضور بزرگ آقا در شهرزاد، نقش پدری را تجربه کردید که تصمیم گیرنده نبود و برخلاف میلش اقداماتی را انجام می داد. از این کاراکترو تمایزی که با دیگر نقش هایتان دارد بگویید.
-به عقیده من چندان این طور نیست و در «شهرزاد» هم هاشم خان در خانواده اش تصمیم گیرنده بود و در جایگاه پدری خود تا حد کافی این ویژگی را داشت. در سوی دیگر در خصوص مبحث نقش هایی که به آن اشاره کردید، باید بگویم درست است که من نقش های پدر بازی کرده ام، اما از آن جایی که همه پدرها شبیه به هم نیستند و با هم متفاوت هستند، این نقش ها نیز با یکدیگر تفاوت داشتند و هر یک از آنها برای خود ویژگی هایی را داشتند که آن را با دیگری متمایز می کرد. پدر در «شهرزاد»، پدر متعهدی است که خانواده اش را دوست دارد، نگران بچه هایش است و مثل هر پدر خوب دیگری آرزوی موفقیت فرزاندانش رادارد و در این راستا در حد خودش تلاش می کند. او سعی دارد تا مثل تصویری که هست، خانواده آبرومندی داشته باشد و این مسئله را حفظ کند. او و خانواده اش درگیر سنت ها هستند ولی در قیاس با زمان خودش، شرایط و غیرت خاصی که در آن زمان ها در روابط و رخدادهای موجود وجود داشت، می توانیم بگوییم که این پدر نسبت به تصویر کلی که از آدم های آن زمان وجود دارد، آدم دگم و متعصبی نیست. او پدری است که به عشق، اخلاق و مرام احترام می گذارد و برای آن ارزش قائل است.
 کمی از کاراکتر هاشم خان وفراز و فرودهایی بگویید که در فصل دو شهرزاد با آن روبه رو می شود.
-طبعاً در فصل یکم، کم و بیش کلیات و حتی جزئیات این کاراکتر را دیده اید، پدری که ویژگی های خاص خود را که پیش تر به آن اشاره کردم را دارد، درباره شخصیت و رخدادهای فصل ۲ هم چیزی نمی توانم بگویم، زیرا قصه لو می رود. اما هاشم خان با فراز و فرودهایی که در ادامه داستان رخ می دهد همچنان درگیر است و در آن حضور دارد.
 با توجه به سوابق و تجربیاتی که شما در ژانرها و فضاهای گوناگون داشتید، این تجربه و بازی درکنار بازیگران جوانی چون مصطفی زمانی و هنرمندان پیشکسوت تری مثل علی نصیریان را چه طورمی بینید؟
– بازی در کنار گروه موجود در «شهرزاد» و بازیگران ستاره دار و هنرمندی که به آنها اشاره کردید، برای من هم لذت بخش بود و هم آموزنده، یعنی در این فضا کم و بیش با حضور چهره هایی که ایفای نقش می کنند، فرصت هایی فراهم می شد تا همچنان بیاموزم و از سوی دیگر کار را با یک گروه حرفه ای لذت بخش هم هست. در مورد کار با آقای حسن فتحی نیز، همین طور است. اگر بخواهیم فصل دوم «شهرزاد» را هم یک مجموعه در نظر بگیریم، این سومین کاری است که من با آقای فتحی انجام داده ام و از این همکاری بسیار راضی هستم.
 جدا از دنیای تصویر، شما مدتها است که در حوزه آموزش فعال هستید، از داد و ستدی که با جوانان دارید و این فضا بفرمایید.
– من همیشه این داد و ستد را دوست داشتم و همچنان به آن علاقه مند هستم، در این فضا تجربیاتم را برای کسانی که دوست دارند، از عالم هنر به دانشگاه انتقال می دهم، تا کسانی که مایل هستند در جریان آن قرار بگیرند. از طرف دیگر اجبار در آپدیت بودن در زمان مواجهه با دانشجویان، سبب می شود که دانش خودم را به روز کنم و این امر موجب می شود که به روزتر در عرصه فیلم و دنیای هنر قدم بگذارم این تعامل به این جهت یک سود ۲ طرفه است، یعنی انتقال تجربیاتم از خودم به دانشگاه و بعد انتقال دانشی که در این حوزه است به هنر، جریانی است که موجب ۲ طرفه بودن این ارتباط و سود شده است. از سوی دیگر کار کردن با جوانان و دانشجویان با انگیزه برای من هم لذت بخش بوده و هم آموزنده.
 چه براوردی از کم و کیف فضای اموزشی موجود در هنر دارید؟
– من به طور کلی نگاه مثبتی به این فضا و جریان موجود دارم، چرا که خودم هم در این فضا رشد کردم و مطمئن هستم که اگر کسی بخواهد، دانشجو و پژوهنده باشد و انگیزه کافی و لازم را داشته باشد، می تواند به خوبی از دانشگاه ها و فضای موجود بهره برداری کند و موفق شود.
 تئاتر هم از دیگر حوزه هایی است که شما یدطولایی در آن دارید، امسال برنامه ای برای حضور در این عرصه دارید؟
– بله قطعا من تمایل دارم و تلاشهایی نیز در این حوزه صورت گرفته و امیدوارم که آن شرایط لازم جور شود، چرا که در صورت رو به راه شدن اوضاع مورد نیاز، در آینده کارهایی را در این زمینه چه در حوزه بازیگری و چه در حوزه کارگردانی ارائه خواهم کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *