گفت و گو با سیاوش طهمورث؛ بازیگر سریال «راه وبیراه»

«باند بازی» پدر سینما و تلویزیون ما را درآورده!

گروه تلویزیون – زینب علیپور: سیاوش طهمورث از بازیگران پیشکسوت عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون است که در طول این سالها در آثار بسیاری حضور داشته است. آخرین حضورش در تلویزیون بازی در مجموعه «معمای شاه» بود که دو سال قبل از شبکه یک پخش شد. او که این روزها سریال «راه وبیراه» را روی آنتن همین شبکه دارد، مانند سایر همکارانش از شرایط حاکم بر سینما و تلویزیون و گروه بندی ها و باند بازی هایی که در اغلب کارها وجود دارد، گله مند است. وی در گفت و گو با بانی فیلم به نکات مهمی در این باره اشاره کرد که در ادامه می خوانید:

 مدتی است سریال «راه و بیراه» با بازی شما در حال پخش است. در کنار این سریال در چه کاری حضور دارید؟
– مدتی پیش در مجموعه ای به نام «برنا» به کارگردانی عباس رنجبر بازی کردم که در این سریال نقش یک سرهنگ را داشتم. به جز آن کار در هیچ کاری حضور ندارم.
 پیشنهادها راضی کننده نبوده و یا اصولا پیشنهادها کم شده است؟
– یکی دو کار پیشنهاد شده است. اما اصولا پیشنهادها خوب نیست و بارها این مسئله بیان شده و خیلی ها در این باره صحبت کرده اند و من هم گفته ام و انتقاد کرده ام که باند بازی لطمه های بسیاری به سینما و تلویزیون ما زده و پدر سینما و تلویزیون ما را درآورده است! یعنی ۴- ۵ کارگردان و ۱۰- ۱۵ بازیگر سینما و تلویزیون را قبضه کرده اند و مدام در حال کار هستند و مابقی هم بیکار و خانه نشین شده اند و یا پیشنهاد کارها و نقش هایی به آنها می شود که در شأن آنها نیست.
 خب من فکر می کنم این شرایط بیشتر برای بازیگران جوانتر و تازه وارد هاست و نباید برای شما و هنرمندانی باشد که سالهاست در این عرصه فعالیت می کنید! چون بازیگرانی چون شما به این راحتی جایگزینی ندارید.
– جایگزین که نمی توانند بکنند. اما به هر حال عده ای هستند که یا دستمزد نمی گیرند و یا پول هم می دهند و بازی می کنند. ضمن اینکه فیلمنامه ها خیلی ضعیف شده اند و انگار برای مسوولان و مدیران تلویزیون تفاوتی هم نمی کند که چه کاری برای مردم ساخته و پخش شود.
 متاسفانه پر کردن آنتن برای برخی از مدیران مهمتر از ارائه کار خوب و تاثیرگذار است!
– بله انگار برای مدیران فقط این نکته مهم است که چیزی پخش شود و آنتن خالی نرود. فرهنگ و تمدن و هویت و هنر خیلی برایشان مهم نیست.
 پخش سریال «راه و بیراه» یکی از همین نمونه هاست که درست زمانی که شبکه های دیگر سریال های تامینی دارند، شبکه اول این کار را در بدترین زمان ممکن روی آنتن فرستاد!
– خب متاسفانه این سیاست تلویزیون ماست!
 خودتان بیننده سریال هستید؟
– نه من فرصت نکردم که کار را دنبال کنم. اما اتفاقا با یکی از دوستان در این باره صحبت می کردیم که من متن را کامل ماطلعه کردم و پسندیدم و دوست داشتم در این کار بازی کنم. چون فیلمنامه خوب و تاثیرگذاری دارد و برای نخستین بار من از تهیه کننده و مدیر تولید یک پروژه راضی بودم.
 منظورتان به لحاظ مالی است؟
– بله دقیقا. چون کمتر در پروژه ای پیش می آید که دستمزد بازیگر را تمام و کمال پرداخت کنند. به هر حال عمل کردن به تعهدات در این کار خیلی مهم و با ارزش است و به بازیگر انگیزه می دهد که در کارهای دیگر باز هم اگر پیشنهاد شد، همکاری کند. اما برخی دوستان به قدری بدحساب هستند که آدم دوست ندارد بار دیگر در کار دیگری با او همکاری داشته باشد. به هر حال این شغل ما و منبع درآمد ماست و بابت کاری که می کنیم، باید دستمزدش را هم به موقع بگیریم. اما من سریالی را پیش از عید کار کردم، هنوز پولم را نگرفته ام. خب این چیزها صورت خوشی ندارد و انگیزه آدم را کم می کند. جالب است وقتی هم از آنها می پرسی چرا پول من را نمی دهی، می گویند بودجه نداریم. خب باید از آنها پرسید پس چرا کار می سازید وقتی پول ندارید؟!
 البته گاهی هم پیش می آید که تلویزیون پول آنها را پرداخت نمی کند و آنها هم نمی توانند با بازیگران تسویه کنند.
– تلویزیون این همه آگهی بازرگانی دارد. چطور پول ندارد دستمزد پروژه ها را بدهد؟! اگر هم ندارید، پس کار سفارش ندهید و یا اجازه ساخت ندهید.
 بعضی از سریال ها هم به همین دلیل در میانه راه متوقف می شوند!
– خب نباید این اتفاق بیفتد. حداقل آدم می رود سراغ کار دیگر. نه اینکه کار کند و پولش را ندهند. تلویزیون وقتی پول ندارد، نباید کار تولید کند که یا دستمزد عوامل را نتواند پرداخت کند و یا به قول شما کار متوقف شود!
 خیلی از بازیگران در گفت و گوهایی که با ما داشتند، به این مساله اشاره کردند و از این شرایط گله مند بودند.
– بله من متاسفانه بارها این مسئله را عنوان کرده ام و عده ای هم با من دشمن شده اند. اما باز هم تکرار می کنم. در کنار شرایط بدی که وجود دارد، ما عده ای را هم سراغ داریم که خودشان را ارزان می فروشند. باید به فکر کسی که در گوشه خانه اش نشسته و بیکار است و توان اجاره پرداخت کرایه خانه اش را ندارد هم باشیم. وقتی در کنار چنین آدم هایی کسانی را سراغ داریم که بی جهت مبالغی را در یافت می کنند. این اصلا درست نیست. خوشبختانه من مشکل مالی ندارم و این را برای خودم نگفتم. اما من هنرمندی را می شناسم که در خانه اش با بدبختی زندگی می کند و کسی هم پاسخگو نیست. می دانید دلیلش چیست؟ چون این افراد در مقام و مرتبه ای هستند که به درد این دوستان محترم نمی خورند! به همین دلیل از آنها حمایت نمی شود. البته همه این چیزها را می دانند، اما هیچ گوشی شنوا نیست. من افرادی را سراغ دارم که قراردادهایشان در خانه هایشان بسته می شود و عده ای از این طریق خوشدان را به سینما و تلویزیون سنجاق می کنند. ضمن اینکه برخی مدیران هستند که برخی اسمها را خط می کشند! البته منظورم همه مدیران نیستند. اما عده ای روی اسامی برخی بازیگران خط می کشند و تمایلی به همکاری با آنها را ندارند. این مسائل را چه کسی باید پاسخ بدهد؟
 این مسائلی را که عنوان کردید، فکر می کنم در سینما هم وجود دارد و مختص تلویزیون نیست.
– هم در سینما و هم در تلویزیون و حتی به تئاتر هم کشیده شده است. فکر می کنم این طور که داریم در این زمینه پیشرفت می کنیم، هدفمان به ابتذال کشیدن هنر است و گویا قرار است مبتذل شویم!
 پس دلیل کم کاری شدن شما همین مسائلی است که بیان کردید؟
– بله با من قرارداد زمان قاجار را می بندند! باورتان می شود؟ به هر حال گاهی هم قصه ها خوب نیست و ترجیح می دهم از زندگی ام لذت ببرم و مطالعه کنم و موسیقی گوش کنم.
 با تجربیاتی که شما دارید، چرا خودتان دست به قلم نمی شوید؟
– البته من تعدادی فیلمنامه دارم که اصلا به هیچ جا و هیچ کسی هم ارائه نکرده ام. نمایشنامه هم دارم که به من اجازه اجرایش را ندادند! الان هم یکی دو کتاب قصه دارم که زیر چاپ است. البته اصلا خودم را نویسنده نمی دانم. من بازیگرم. اما درددل هایی است که من دارم و به صورت قصه آنها را بیان کرده ام.
 در مورد کتاب هایتان توضیح می دهید؟
– یکی دو هفته دیگر یکی از کتاب هایم منتشر می شود که عنوانش «از تو می گویم» است و یکی هم بعد ازآن چاپ می شود که داستان های کوتاهی است که حاصل خاطرات و تجربیات من است که در قالب این داستان ها بیان کرده ام. البته قرار است برایش مراسم رونمایی هم برگزار کنیم. امیدوارم که در شرایطی که میزان مطالعه در کشور ما چندان قابل توجه نیست، این کتاب ها بتوانند خوانندگان خودشان را پیدا کنند و دوستش داشته باشند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *