اهالی سینما در گفت وگو با بانی فیلم از مافیای سینما و رانت خواری های بزرگ می گویند

برنامه مافیا؛ حرکت به سوی رانت خواری!

بانی فیلم،گروه سینمای ایران: «مافیای اکران»، «پولشویی فرهنگی»، «رانت خواری» و چندین و چند کلیدواژه دیگر برای توصیف فعالیت های خزنده چند دلال فرهنگی نما در عرصه سینمای ایران شاید چندان نتواند حق مطلب را ادا کند و به تنویر افکار عمومی در این باره بپردازد. افرادی که با جذب پولهای کلان بادآورده، به ظاهر در عرصه فیلمسازی سرمایه گذاری می کنند، ولی در واقع بر خر مراد خود سوارند و اهدافی غیر فرهنگی را دنبال می کنند.
با گذشت بیش از سه ماه از آغاز سال جدید و اجرای نظام‌نامه جدید اکران،در حالی که انتظار می رفت این نسخه جدید مرهمی بر زخم حاصل از بی عدالتی ها باشد، اما گویا تغییری در شرایط ایجاد نشده است. هنوز یکی – دو پخش کننده که همزمان سینمادار و تهیه کننده نیز هستند،تسهیلات خوبی برای فیلمهای خود فراهم می کنند. قانون را دور می زنند.زیرآبی می روند. ادای سینماگران ضابطه مند و قانون مدار را درمی آورند. در نهایت اما لابی های پنهانی، دست بردن های مضحک در آمار فروش، سانس دزدی و کلی ترفند آشکار و پنهان است که از دل جدول فروش بیرون می زند و نشان می دهد فعلا در بر همان پاشنه می چرخد.
مواجهه با چند فیلم مرتبط با این دفاتر پخش و کیفیت نازل آنها که در جریان آمارسازی، سانس خوری و یا کش دادن زمان اکران به عناوینی چون رکوردشکن افتتاحیه پرفروش ترین فیلم سال و دیگر «ترین» های باسمه ای و اغلب جعلی دست می یابند، نشان از حیات و فعالیت دستهای پنهان دارد. ضمن اینکه با استفاده از بودجه های هنگفت حاصل از رانت خواری های متعدد، در جریان تولید فیلم ها نیز دخالت دارند. دخالتی که ساختار سینمای ایران را آلوده می کند.
آنچه که امروز به مافیای اکران شهرت یافته است.
همان که سینماگری را ناگزیر می کند تا درهای محل برگزاری جلسات شورای صنفی نمایش را گِل بگیرد و دیگری را در شمایل یک هولیگان به میانه زمین فوتبال می فرستد تا برای فیلمش تبلیغ کند.
راهکارهایی که این شورا و شورای عالی سینما در تنظیم نظام نامه اکران از جمله در افزایش سرگروه‌ها از پنج گروه سینمایی به هفت گروه، الزام به ثبت قرارداد اکران فیلم های دفاتر، انتقال مدیریت توزیع اکران به سینماهای شهرستان‌ها و … اندیشیده نیز دست کم در این سه ماه چندان پاسخ نداده است.
هنوز فیلمی منتسب به مافیای اکران روی پرده نرفته، می توان جست و خیز های شیطنت آمیز را برای سانس خوری آن و از میدان به در بردن رقبا و به اصطلاح غیر خودی ها حس کرد.
فیلمهای کم جان و غیر وابسته با وجود بهره برداری از بازیگران شناخته شده و سطح کیفی متوسط با شکست های سنگین عرصه را به دیگران واگذار می کنند و لای چرخدنده های قدرت له می شوند. جالب آنکه مافیای هزارپای اکران گاه در میان انبوهی از فیلمهایی که در کنف حکایت خود می گیرد،یک فیلم ارزان مستقل را همراه می دهد تا در پناه شکست محتمل آن دم از بی گناهی بزند و اتهامات را محو کند!
می بینید! حالا اما دیگر خیلی از این تمهید های بارها امتحان شده کارکرد و اثرگذاری خود را از دست داده اند و به واسطه لو رفتن، جای خود را با تاکتیک های ناعادلانه و غیراخلاقی دیگری عوض می کنند. خرید بلیت برای حفظ کف فروش یا اعلام آمار غیرواقعی از تماشاگران برای تداوم اکران در کنار سانس دزدی اما به نظر پای ثابت تخلفات دفاتر متخلف هستند.
مصادیق تخلفات در اکران از سوی مافیا
یافتن مصادیق این تخلفات و زیر پا گذاشتن بندهای نظام نامه جدید اکران نیز کار چندان دشواری نیست. کافی است مطابقت کوتاهی میان مورد مصرح در این نظامنامه با آنچه این روزها در اکران سینماها می گذرد، انجام دهید تا آنچه پنهان مانده آشکار شود.
در ماده ۱۹ این نظام نامه می خوانیم:«سقف اکران یک فیلم در سینماهای تهران در شش ماه اول سال تا شش هفته و در شش ماه دوم سال تا هشت هفته است.
تبصره. پس از پایان سقف تعیین شده، فیلمها به شرط موافقت صاحب سینما مجازند حداکثر تا چهار هفته دیگر در سینماهای غیرگروه به نمایش خود ادامه دهند».
خب ! پس با این حساب یک فیلم می تواند در نیمه اول امسال -که به گواه تقویم (!) هنوز در حال گذراندن روزهای آن هستیم- حداکثر می تواند تا ۱۰ هفته روی پرده باقی بماند.
با این حال امروز در جدول اکران شش فیلم را می توان یافت که اغلب بالای ۱۰ سالن سینما را همچنان با عبور از ۱۰ هفته اکران در اختیار دارند؛ یعنی تخلف در روز روشن!
در این میان ۱۷۷ سالن در قبضه این فیلمها قرار دارند. اگر تمام این ۱۷۷ سالن فقط نیم از سانسهای روزانه خود را در اختیار فیلم های مذکور قرار دهند، با احتساب میانگین هفت سانس در روز به ۱۲۳۹ سانس می رسیم که به طور غیر قانونی در اختیار آنها قرار گرفته اند.
خبر ناگوار دیگر آنکه شش فیلم نیز که چهارشنبه هفته جاری از سقف ۱۰ هفته اکران عبور خواهند کرد، با در اختیار داشتن ۲۲۵ سینما در تهران و شهرستانها همچنان به نمایش خود ادامه می دهند و حق سایر فیلم ها را می خورند. مغایرتی مشهود با دستورالعمل نظام نامه اکران که ظاهرا در میان متولیان سینمای ایران اراده ای برای برخورد با آن وجود ندارد.
مجید مسچی مدیر عامل موسسه سینماشهر پارسال در نشستی اعلام کرد :«سال ۹۶ از مرز ۵۰۰ سالن سینما در کشور می گذریم که هنوز با جمعیت و نیازهای مردم سازگار نیست ولی باید بدانیم روند ساخت و تجهیز و بازسازی سالن ها زمان‌بر است.»
با این حساب در کشوری که تنها ۵۰۰ سالن سینما در اختیار دارد، اختصاص ۱۵۰ تا۲۰۰ سینما به یک فیلم اجحاف کامل در حق فیلمهای دیگر است.اتفاقی که به مدد لابی های مافیای اکران امروز شاهد آن هستیم.
در این بین تبصره ۲ از ماده ۲۱ نظام نامه اکران نیز که بر ممنوعیت نمایش گردشی یک فیلم سینمایی در دو یا سه سالن تاکید دارد،یا ماده ۲۷ که دستور داده سینماهای سیستم مکانیزه باید برخط باشند و وضعیت فروش بلیط فیلم ها در گیشه آن ها قابل رؤیت باشد نیز محلی از اعراب پیدا نمی کنند و ضمانت اجرایی چندانی ندارند.
افزایش سازکارهای نظارتی و انضباطی در اکران هم عملا نتوانسته در این باره موفق و کارآمد باشد. مافیای اکران همچنان در خلاهای قانونی و بی تفاوتی مدیران سینمایی می تازد و فیلم های خود را در بستری کاذب به عرش می رساند. روندی که مافیا را از دور تبدیل به اهرمی قدرتمند برای تضمین اکرانی موفق جلوه می دهد و سایرین را محکوم به شکست معرفی می کند. برای محکم کاری هم هر سال فیلمی از سهمیه مافیا، عناوین رکوردشکن را تصاحب می کند تا حرفی باقی نماند.
اتفاقات اخیر اکران شرایط را پدید آورد تا دوباره بحث مافیای اکران داغ شود. سینماگران نیز مطالبه پیگیری این مسئله را بعد از بارها انتشار گزارش، مقاله وگفت وگو از بانی فیلم دارند. بر همین اساس به گفت وگو با عوامل سینما نشستیم تا از زبان آنان به نکات تازه ای از ابعاد این گروه معدود، اما متنفذ و تمامیت خواه برسیم.
***
فرزاد مؤتمن:
اقتصاد دلالی، رانت خواران را با پول هایشان وارد سینما کرده

فرزاد مؤتمن معتقد است: بنیاد سینمایی فارابی و خانه سینما که کارکرد درستی هم ندارند، باید به طور کلی منهدم شوند!
کارگردان «شبهای روشن» درباره اینکه چقدر با مسائل مافیای اکران درگیر بوده و چقدر به وجود این عنصر باور دارد، به بانی فیلم گفت: خیلی درگیر مافیا نیستم و اینکه اصولاً چیزی را پیگیری نمی کنم. معتقدم امروز در جامعه ای زندگی می کنیم که مدنی نیست. ما در یک جامعه قبیله ای زندگی می کنیم. اگر تا ۲۰-۱۰ سال پیش ملاحظه کاری می کردم و حرفی نمی زدم، حالا در ۶۲ سالگی چیزی برای از دست دادن ندارم که ملاحظه کاری کنم. بلاهایی که بر سر اکران فیلم هایم آمده هم برایم مهم نیست، چون می دانم در کشور وضع کلی بر همین منوال است. به هر حال سینمای ایران صنعتی نیست و یک سینمای آماتوری است. بین تولید و اکران ما فاصله هست و عدالتی در کار نیست.در حال حاضر پخش کننده و تولید کننده، در بهـترین شکل دو تا سالن سینما دارد(اغلب هـمین را هـم ندارند) سینما باید در اختیار تولید کنندگان باشد. تعداد سینماهـایى که تهـیه کننده در اختیار دارد، به شما می گوید که چه مقدار باید براى فیلم هـزینه کرد. در حال حاضر ما در حالى فیلم تولید می کنیم که نسبت به آینده آن کاملا کور هـستیم.متاسفانه ما الان هیچکدام این چیزها را نداریم. اکثر سینماها دست نهادهای دولتی مثل حوزه هنری هستند، مدیریت هایشان کهنه، پیر و از کار افتاده ای شده اند، سلیقه هایشان هنوز سلیقه های اکران دهه ۴۰ هست، تعداد فیلم هایی که ساخته می شود بیش از اندازه هست و تعداد سالن هایی که داریم، کم است.
کارگردان فیلم در نوبت اکران«سراسر شب» ادامه داد: هر جا که عرضه و تقاضا با هم همخوانی نداشته باشند، بوروکراسی بوجود می آید. مثلاً اگر تولید نان کم شود جلوی در نانوایی یک پاسبان می گذارند که مردم صف را رعایت کنند. پاسبان از قپه خود استفاده می کند که براى خودش دو تا نان بیشتر بردارد. الان ما در حیطه اکران پاسبان هایی داریم که در واقع اکران را در دست خودشان گرفته اند و اینها به یک سری فیلم ها امکانات بیش از حد اندازه می دهند، تعدادی از فیلم ها را هم می سوزانند و تعدادی از فیلم های دیگر هم رنگ اکران به خود نمی بینند. اوضاع خیلی بدی است و مشکل اصلی هم اکران نیست، بلکه معضل اصلی سینمای ایران این است که هیچ بافت اقتصادی منطقی ای ندارد. اگر بخواهیم واقعاً مشکل را حل کنیم، باید در سطح ملی مسائل اقتصادی کشور حل شود؛ یعنی تا وقتی که اقتصاد حاکم بر کشور ما همین اقتصاد دلالی و رانت خواری از بانک هاست، این رانت خواران با پول هایشان وارد سینما می شوند و همه مناسبات را بر هم می زنند. در ۱۵ سال اخیر بارها این اتفاق افتاده است. دلیلش هم وجود این همه فیلم و ستاره قلابی در سینمای ایران است.در عین حال کماکان در سطح کلان به جامعه ای احتیاج داریم که در آن پول سالم، هزینه تولید و محصول نهایی صادر شود. اگر این اتفاق در سطح کلان اقتصاد کشور بیفتد، می توانیم راجع به سینما صحبت کنیم.چه فایده اما که این اتفاق نمی افتد. در واقع بحث امروز راجع به سینما مثلماجرای نان و شیرینی است. به تعبیری که زمانی لویی شانزدهم، به مردم گفت: «نان ندارید بخورید، شیرینی بخورید!».
کارگردان «هفت پرده» درباره اینکه برای حل بحران اکران و کوتاه کردن دست مافیا باید چه کار کرد، افزود: ما اگر بخواهیم به طرف سینمایی سلامت و حرفه ای برویم که بافتی درست پیدا کند، باید برگردیم به طرف آن بافتی که بین سال های ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۰ بود. یعنی شرکت های فیلمسازی که بعضاً سینماهایی در اختیار داشتند و فیلم مناسب این تعداد سینما هم می ساختند. این تنها دوره ای بود که سینمای ایران، سینمای صنعتی بود.در حال حاضر بنیاد سینمایى فارابى عده اى را با پولهـاى بى کران، بزرگ می کند، در حالیکه اکثریت سینماگران از امکانات فارابى کاملا بى نصیب هـستند و از طرف دیگر، عده اى با حضور در این هـیات مدیره و آن هـیات مدیره خانه سینما، تنهـا راه هـاى خود را براى رخنه به درون برکراسى سازمان سینمایى هـموار می کنند.در واقع اولین اتفاقى که باید رخ بدهـد، این است که شرط دریافت پروانه ساخت به کلى حذف شود و وظایف سازمان سینمایى به اعطاى پروانه نمایش محدود شود.در حالیکه سینما باید در اختیار تولید کنندگان باشد تا فاصله بین تولید و اکران از بین برود.
این سینماگر در پایان اظهار داشت: هـر چقدر دفتر و دستک هـایمان کمترشود و ادارات، سازمانهـا و نهـادهـاى کمترى در سینما درگیر شوند، بیشتر به شرایط اولیه براى تولید فیلم خوب نزدیک میشویم. اجازه بدهـید، بخش خصوصى جرأت سرمایه گذارى پیدا کند. بگذارید سینما نفس بکشد.
***
حبیب اسماعیلی:
در جریان اکران، دزدی و دلالی وجود دارد

مدیر عامل موسسه رسانه فیلمسازان در این باره به بانی فیلم گفت: مشکل اساسی مان کمبود سالن سینما است. در سال حدود ۱۰۰ فیلم تولید می شود که تناسبی با تعداد سالن ندارد. هرچند امسال سعی کرده اند تولیدات حساب و کتاب داشته باشند. اگر از میان فیلم هایی که از سال های گذشته مانده اند و به حدود ۱۰۰ فیلم می رسد، بتوانیم ۶۰ تا را اکران کنیم قطعاً ۴۰ فیلم رنگ اکران به خود نمی بینند و حتی اگر به صورت چرخشی یا فصلی اکران شوند، باز هم تهیه کنندگان صدمه می بیند. بعضی از سینماها متأسفانه حق را ناحق می کنند و با رانت خواران همدست می شوند. خودم با این مسائل دست به گریبان بودم. به جای حمایت از فیلم هایی که خیلی پرمخاطب نبودند، به آنها سانس نمی دادند و از سالن محرومشان کرده بودند که به فیلمهای خودشان برسد و این بی عدالتی محض است.
تهیه کننده «خرگیوش» افزود: واقعاً در این شرایط امروز می بینم چند تا فیلم که در این دو هفته اکران شده مبلغ شان به صد میلیون تومان هم نرسیده است. فکر می کنم در اکران نگاهمان باید عادلانه باشد. پردیس و سینمایی که فروش خوبی می کند، به فیلم هایی که یک مقدار از فروش کمتری دارند بها بدهد و از آنها حمایت کند. البته همه سینماداران این طور نیستند و تنها یکی- دو سینما متأسفانه با تبعیض شان باعث ایجاد بدبینی شده اند. شما حتی اگر به صحبتهای تهیه کنندگانی که معترض اند، مراجعه کنید هم می بینید راجع به همه سینما صحبت نمی کنند، چون اکثر سینماها مراعات می کنند و با وجود اینکه کمتر مخاطب داشته اند، اما به سانس ها دست نزده اند. از سوی دیگر بعضی سینماها طمع برشان داشته و فکر می کنند اگر فیلمی در یک سالن فقط ۵۰ نفر تماشاگر دارد، چرا باید صندلی های دیگر خالی بماند؛ در نتیجه بلافاصله سانس اش را باطل و با در اختیار قرار دادن آن برای نمایش فیلمی دیگر، تماشاگران را تبدیل به ۱۰۰ نفر می کند.
او ادامه داد:متأسفانه شرایط جوری شده که همه چیز را برای خودشان می خواهند و ۴ ماه از سال می گذرد، اما آیین نامه اکران اگر واقعاً درست رعایت شود، از خیلی اتفاقهای ناگوار جلوگیری می شود. تأسف می خورم از افرادی که در این صنف هستند. این کار اسمش دزدی و کار دلال ها است. اگر آدمها با فرهنگ بودند و حساب و کتاب سرشان می شد چنین کاری را انجام نمی دادند.
او درباره اینکه برای حل بحران اکران و کوتاه کردن دست مافیا باید چه کار کرد، افزود: ما ارکان نظارتی مثل شورای عالی و شورای اکران داریم که بالاخره باید رسیدگی کنند. متأسفانه همه با هم دوست و رفیقیم، اما در عمل شاهد رفتارهای ناجوانمردانه در قبال فیلمهایمان هستیم. امروز می بینیم برخی تیشه به ریشه فرهنگ می زنند و جیب خودشان پر کنند.
***
بهمن کامیار:
همه سینما امروز درگیر مافیا شده

بهمن کامیار که فیلم «مرداد» و «در وجه حامل» را در اکران دارد، معتقد است: همه دست به دست هم داده اند و وارد برنامه ای شده اند که سینما از جدیت واندیشه خالی شود و به سمتی برویم که صرفاً به یک نوع سینما روی بیاوریم و سینمای مهمتر و جدی تر به دست جبهه ای بیفتد که دارای بودجه و اندیشه خاص خودش است.
این کارگردان درباره اینکه چقدر با مسائل مافیای اکران درگیر بوده و چقدر از نظر او این مسئله واقعیت دارد ، به بانی فیلم گفت: الان دیگر کاملا درگیر این مسئله هستیم و کاملاً واقعیت دارد. به هر حال دفاتر پخش علاوه بر اینکه مدیریت سینماهای مهم را در دست دارند، یک سری شرکت های پخش هم در واقع اقماری آنها محسوب می شود و اساساً چیدمان فیلم ها، اینکه چه فیلمی با چه سرگروهی و به چه شکلی قرارداد ببندد و در کنار چه فیلم هایی اکران شود، اینها را همه دفاتر پخش تعیین می کند. وقتی چیدمان تعیین شد، به طبع سالن های دیگر هم به موازات سالن های مهم اقدام به گرفتن فیلم ها می کنند. امروز شما ممکن است در یک سالن مهم و در یک سینمای خیلی مهم با تعداد سانس های کم اکران فیلمتان را شروع کنید. یک سری سینماهای دیگر که مستقل هستند به برنامه اکران شما در این سینماهای مهم تاسی می کنند و سانس می دهند و یا اساساً با شما قرارداد نمی بندند. بنابراین همه پیرو سینماها و پردیس های مهم و بانفوذ هستند. شاید به ظاهر بگویید در واقع یک سرگروه تعیین کننده است، اما واقعیت آن است سینماهایی که سرگروه نیستند، به پیروی از یکی- دو سینمای مهم اکران شان را می چینند.
این فیلمساز درباره اینکه برای حل بحران اکران و کوتاه کردن دست مافیا باید چه کار کرد، افزود: نمی شود گفت منِ فیلمساز به تنهایی می توانم یک راه حل بدهم. پارسال در آیین نامه اکران شورای صنفی اتفاق های مثبتی افتاد. سعی آنان بر این بود که با ارائه دستورالعملها و راهکارهایی یک مقدار شبهاتی که از نظر آنها واقعیت دارد را کمرنگ تر کنند. در نتیجه محدودیت هایی گذاشتند و برای هفته های اکران حداقل و حداکثر تعیین کردند. ولی همین الان فیلمی را می بینید که ۱۶ هفته روی پرده است، در حالی که طبق این آیین نامه اجازه چنین کاری را ندارد. اگر آیین نامه ای یا شورایی هست و اگر کارگروه نظارتی هست آنها کجا هستند، مگر نمی بینند؟! چطور می شود یک فیلم ۱۶ هفته با حجم بالای سینما اکران می شود و در کنار آن فیلم های من «مرداد» و «در وجه حامل» دو هفته با سه سالن اکرانش را شروع کرده و همین طور ادامه می دهد.
او افزود:به نظرم همه دست به دست هم داده اند و وارد برنامه ای شده اند تا سینما از جدیت و اندیشه خالی شود و به سمتی برویم که صرفاً به یک نوع سینما روی بیاوریم و سینمای مهمتر و جدی تر به دست جبهه ای بیفتد که دارای بودجه و اندیشه خاص خودش است. با این شرایط اقتصادی سینما فکر نمی کنم هیچ فیلمساز یا تهیه کننده ای ترغیب شود غیر از ژانر کمدی فیلمی بسازد. این در واقع برنامه ای است که به نظرم آرام آرام چیده و اجرایی می شود و مراحل نهایی اش را طی می کند تا سینما به سمتی م رود که دیگر سینماگران بالاجبار صرفاً به سمت فیلم های کمدی بروند. خیلی هم اهمیت نداشته باشد که فیلم با چه هزینه ساخته می شود و چقدر بفروشد، صرفاً با نگاه و سفارش آنها تولید شود. برای فیلم های جدی تر با اندیشه های جدی تر هم شرایطی ایجاد شود که یک عده خاص فقط توانایی آن را داشته باشند به سراغ آن بروند. عده ای که از باب نحوه تامین هزینه ساخت و تحصیل درآمد نگرانی داشته باشند.
او در پایان درباره اینکه نهادهای مسئول و سازمان سینمایی برای رفع این مشکل چه کار کرده اند، اظهار داشت: سازمان سینمایی بعید می دانم اساساً معتقد باشد در این قضیه مشکلی هست. فکر می کنم تعریف مشکل برای آنها با چیزی که ما تعریف می کنیم، متفاوت است. بر فرض مثال از نظر آنها اگر مشکلی وجود دارد، آیا توان مقابله با آن را دارند؟! تعداد از اعضای شورای صنفی خودشان در واقع همان برگزارکنندگان این روال هستند و هیچ کاری نمی توانند بکنند. همین الان اعضای شورای صنفی افرادی هستند که بازوی اجرایی این برنامه اند و در جهت این موضوع تلاش می کنند، خودشان پخش کننده، تهیه کننده، سینمادار هم هستند و این برنامه از پیش تعیین شده را به بهترین نحو دارند، اجرا می کنند و هیچکسی هم حرفی نمی زند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
5 + 10 =