«میشل هازاناوی شیوس» از فیلم جدیدش و ژان لوک گودار افسانه ای می گوید

به سوی روشنایی در عین ناآرامی

بانی فیلم-گروه سینمای جهان: میشل هازاناوی شیوس فرانسوی و مبتکر و نام آشنا از حاضران در قسمت مسابقه جشنواره معتبر اخیر کن فرانسه بود و فیلم جدیدش به نام «تردید ناپذیر» که درباره مقطعی خاص از زندگی ژان لوک گودار فیلمساز افسانه ای هموطن وی است، هر چند جایزه ای را نبرد اما به سبب تمرکز بر روی مردی که با مشارکت تام و تمام در بنیانگذاری موج نو سینمای فرانسه یکی از مورد توجه ترین مردان هنری ۶۰ ساله اخیر فرانسه و جهان است، طبعاً اخبار فراوانی را موجب شد و رسانه ها و مردم هنردوست اروپا بر روی آن متمرکز شدند.
هازاناوی شیوس که این ششمین فیلم بلند سینمایی اوست و با شاهکار صامت و سیاه و سفید خود به نام «آرتیست» اسکار برترین فیلم سال ۲۰۱۱ و چهار اسکار دیگر را تصاحب کرد و به انبانی از سایر جوایز بزرگ مانند گلدن گلوب، بافتا و سزار هم رسید، فیلم گوداری اش را براساس دو کتاب بیوگرافی از «آن ویازمسکی» دومین همسر گودار و ساخته و اتفاقات فیلم از سال ۱۹۶۷ شروع می شود و آن زمانی بود که گودار به ساختن فیلم مشهور «چینی» خود در پاریس اشتغال داشت و آن ویازمسکی که هنرپیشه ای آلمانی و ۲۰ سال جوانتر از گودار بود، در آن بازی می کرد. بدیهی بود که پخش «تردید ناپذیر» در کن با واکنش های فراوانی مواجه شود و این در تضاد با شرایط فیلم «جستجو» بود که هازاناوی شیوس در سال ۲۰۱۴ به فستیوال کن آورد و برخلاف «آرتیست» هیچ موجی را در مهمترین جشنواره سینمای جهان ایجاد نکرد. اگر «Redoubtable» هیچ حسن و امتیاز دیگری نداشته باشد، این خصلت را دارد که از هر قسمت جامعه و از هر سویی واکنش برانگیخته است و عکس العمل بزرگ و اول البته باید از جانب خود گودار باشد که تا این لحظه شکل نگرفته است. اینکه هازاناوی شیوس و یا هر هنرمند دیگری در یکی از کارهایش به گودار بپردازد و عکس العملی نبیند، جای تعجب فراوان خواهد داشت و در نتیجه باید دید موج حملات جبرانی گودار به هموطن ۴۰ سال جوانترش کی صورت خواهد پذیرفت. تا چنان روزی هازاناوی شیوس می تواند در اظهاراتش به وجوه مختلف ساخت فیلم «تردید ناپذیر» بپردازد و از دشواری های فراوان آن و البته واکنش های هنوز شکل نگرفته گودار بگوید.

آقای هازاناوی شیوس، چه چیزی شما را به سمت این پروژه، به ویژه این قسمت خاص از زندگی گودار کشاند؟
– آن ویازمسکی همسر سابق گودار دو کتاب پیرامون وی و زندگی مشترکشان طی سال های ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۹ نوشت و اگر اولی تمی روشن دارد و بیشتر مبتنی بر بخش روشن زندگی آنها است، دومی از تمی تیره بهره می گیرد و مربوط به عصر جدایی آنها و سایر مشکلات سال های پایانی دهه ۱۹۶۰ می شود. پس از مطالعه هر دو به این نتیجه رسیدم که حتماً فیلمی در این خصوص بسازم زیرا دیدم موضوعات بسیار جالب است و می توان آنها را به شکلی جالب به تصویر کشید. ارتباط او با گودار یک ارتباط ویژه و البته محکوم به شکست بود و حتی وجوهی سیاسی نیز در آن دیده می شد زیرا از مشخصه های خاص سیاسی و اجتماعی زمانه خویش نشأت می گرفت و حتی در فیلم «چینی» گودار هم می توان ردپای آن ایام را مشاهده کرد. زمانی که اعتراضات تند دانشجویی سبب شد خیابان های پاریس مدت ها به هم بریزد و حرف های سوسیالیستی دهان به دهان بگردد و خود گودار تبدیل به یک چهره چپ گرای عمده آن زمانه و اعصار بعدی شود.
در آن زمان که آن کتاب ها را می خواندید، شرایط کاری و حرفه ای خودتان چگونه و در چه مرحله ای بود؟
– رزوهای خوبی را سپری نمی کردم زیرا برخوردها با من و فیلم «جستجو» پس از عرضه آن یک برخورد عادلانه نبود و احساس افسردگی می کردم. خواندن آن کتاب ها مرا به سوی روشنایی مجدد و ایده های تازه سوق داد، حتی با اینکه متن کتاب های ویازمسکی پیرامون شوهر معروفش سرشار از ناآرامی و تیرگی بود.
در جریان فیلمبرداری آیا گودار تماسی هم با شما گرفت؟
– خیر. ابتدا از این خبرها نبود. البته من نامه ای در این باره به او نوشتم و وی هیچ پاسخی نداد. به وی متذکر شدم که فیلم براساس کتاب های ویازمسکی پیرامون اوست و تاکید کردم این گوداری است که من می بینم و می شناسم و شاید با گوداری که او می خواهد به سایرین معرفی و منتقل کند، بسیار فرق داشته باشد. فقط پس از شروع فیلمبرداری ام بود که گودار پیامی فرستاد و گفت فیلمنامه را بفرست تا بخوانم. با اینکه اجابت کردم و نسخه ای از سناریو را سریعاً برای او فرستادم اما باز جوابی از او نگرفتم. زمانی هم که فیلم تمام شد، باز پیامی فرستادم که حاضرم فیلم را به طور خصوصی برای او به نمایش بگذارم و نظراتش را بشنوم و باز خبری از او نشد.
حتماً از این بابت ها بسیار متعجب اید.
– خیر. مطمئن بودم که گودار هیچ اعتنایی به من و فیلم ام نخواهد کرد و از قبل به دقت حدس می زدم که برخوردها چیزی از همین دست باشد. او سال ها است در دهکده ای کوچک در سوییس زندگی می کند و علاقه ای به صحبت و مصاحبه با هیچکس ندارد و حتی در سال ۲۰۱۰ که یک اسکار افتخاری به او برای سال ها خدمت وی به هنر سینما دادند، به مراسم نرفت تا آن را دریافت کند. گودار کلاً و اصولاً یک آدم اجتماعی و اهل مراوده نیست و با سایرین نمی جوشد. در همین راستا انتظار داشتم چند تا دشنام هم بار من کند اما این کار را هم انجام نداد! شاید توقع یک چیز بسیار تند را در این ارتباط داشتم و چنان چیزی هرگز شکل نگرفته است. حتی به پدر و مادرم گفتم امکان دارد گودار حرف های بسیار بدی را درباره من و خانواده ام یعنی آنها بزند و در نتیجه بهتر است به دل نگیرند اما این اتفاق هم نیفتاد.
پیدا کردن بازیگری که رل گودار را بازی کند (این مهم به لوییس گارل سپرده شد) چقدر دشوار بود؟
– پدر لوییس گارل یک کارگردان سینما است و از دنباله روهای موج نوی سینمای فرانسه بوده است. با این پیش درآمدها و زمینه های قبلی با او تماس گرفتم و گفتم که دارم فیلمی درباره گودار می سازم و دوست دارم او رل اول آن را ایفا کند. از نظر من انتخابی کاملاً بدیهی و درست بود و بیشتر از آن رو که گارل خودش از تحسین کنندگان گودار بوده است. در نهایت حاصل کار نیز عالی از آب درآمده و فکر می کنم که وی این نقش را بسیار خوب بازی کرده است.
فیلم و پروژه بعدی تان چیست؟
– قسمت عمده ای از قضیه به عکس العملی برمی خیزد که پس از اکران عمومی فیلم «تردید ناپذیر» نسبت به آن صورت می پذیرد. البته من یک پروژه را در آمریکا در دست بررسی و اجرا دارم که «باب موزیکال» نام دارد ولی مدتی طول می کشد تا ابزار آن جور شود. باید صبر کنیم و ببینیم چه می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *