گفت و گوی بانی فیلم با سعید نجاتی، کارگردان فیلم کوتاه «باران آهسته می‌بارد...» به انگیزه حضور در جشنواره بوسان

بین انقلاب های دنیا همیشه می توان داستانهای مشترکی یافت

بانی فیلم-گروه سینمای ایران-فرناز پیراسته: جشنواره بین‌المللی فیلم‌ کوتاه بوسان از ۲۴ الی ۲۹ اپریل ۲۰۱۸ (۴ الی ۹ اردیبهشت ۹۷) در شهر بوسان کره جنوبی برگزار شد و دو فیلم «آرا» به کارگردانی یوسف کارگر و «باران آهسته می‌بارد…» به کارگردانی سعید نجاتی از ایران در این جشنواره حضور داشتند که در نهایت ساخته یوسف کارگر موفق شد جایزه بهترین فیلم جشنواره را از آن خود کند.
با سعید نجاتی، کارگردان «باران آهسته می‌بارد…» در حاشیه جشنواره فیلم کوتاه بوسان گفت و گویی داشتیم که حاصل این مصاحبه در ادامه می آید.

 ازسابقه‌تان و حضور در جشنواره‌ها بگویید.
-سعید نجاتی متولد اراک و اهل قم. سال ۱۳۸۰ دوره یکساله سینمای جوان را درانجمن قم گذراندم. فارغ التحصیل کارشناسی تدوین و کارشناسی ارشد سینما از دانشگاه سوره تهران هستم و در حال حاضر به عنوان مدرس در دانشکده سوره و فرهنگ و هنر و همچنین سینمای جوان مشغول هستم.
 درباره روند ساخت فیلم «باران آهسته می‌بارد…» و انگیزه‌ خودتان توضیح دهید.
– شهرداری ازمیر ترکیه می خواست فیلمی درباره یکی از شخصیت های مبارز تاریخی اش که در زمان عثمانیان می زیسته و اعدام شده بود از نگاه پنج کشور دنیا بسازد. یکی از کشورها ایران بود. چیزی که من از تهیه کننده شنیدم این بود که دوستان بخش رایزن فرهنگی سفارت، من را معرفی کرده اند که البته این هم از شانس خوبم با توجه به تدریسم در انجمن و آشنایی با یکی از دوستان ایشان با بنده بوده است. به هرصورت پس از ارسال رزومه و تایید سفارت طرف ترک هم رزومه را مطالعه و دوهفته مانده به شروع با بنده تماس گرفتند. چالش تولید سریع در یک کشور بیگانه با یک زبان غریبه برایم جذابیت داشت و پس از مشورت با سینمای جوان پذیرفتم البته از مسائل فنی اصلا کوتاه نیامدم و انصافا طرف ترک هم حمایت کرد.
 فیلم در ترکیه و دهه۸۰ میلادی و در زمان تاریخی خاص با وقایع خاصی رخ می دهد. دلیل انتخاب چنین بازه تاریخی و مکان جغرافیایی (چه شهری از ترکیه؟) چه بوده است؟
نویسنده فیلمنامه آرش رواده عزیز با تاریخ ترکیه به خوبی آشنا بود و نزدیکی و ملموس بودن مفهومی را که دوستان ترک دنبالش بودند در کودتاهای این کشور می دید .ابتدا دهه شصت میلادی پیشنهاد شد که با توجه به اینکه اصلا امکان بازسازی آن شرایط را نداشتیم روایت به دهه هشتاد انتقال یافت و البته اصرار ما بر تولید فیلم در محل تولد مصطفی بورکلوجه همان کسی که درباره او فیلم تولید می شد بود که در فاصله یک ساعته با ازمیر در روستای بزکوی بود و با همه سختی هایی که دور از کانون تولید اصلی پروژه ها بودیم با این حال قصه چنین فضایی را می طلبید.
پروسه تولید فیلم و انتخاب بازیگران با توجه به اینکه فیلم در ترکیه ساخته شده به چه صورت بوده است؟
-ما اسکلت اصلی فیلمنامه را در هواپیما نوشتیم و وقتی به آنجا رسیدیم گروههای دیگر شروع به فیلمبرداری کردند و ما چند مدرسه و روستاهای اطراف منطقه کارابورون را برای یافتن بازیگر گشتیم. ژیلا امیرخیزی به عنوان مترجم چند روز اول را همراهمان بود و زینب جوادی هماهنگی های سفارت را برایمان انجام داد و گاهی تلفنی کمک به ترجمه ما نیز می کرد.
ما پانزده بازیگر کودک و نوجوان انتخاب کردیم و خوشبختانه فیلمبردار فیلم از کارکشته های ترک بود و البته حضور مجید نجاتی به عنوان صدابردار کارم را از نظر فنی راحت می کرد اما کار با بازیگرانی که انگلیسی نمی دانستند و ماهم ترکی بلد نبودیم عملا دشوار و سخت بود که به لطف خدا و پیشینه خوب عوامل و سینمای ایران در کار با نابازیگران تولید به سرانجام رسید.
 شباهتی بین این بازه تاریخی از ترکیه با تاریخ ایران می‌بینید؟
-راستش وقتی شما به این سرعت قرار است به تولید برسید مجبورید تمرکزتان را روی چیزهایی بگذارید که در آن زیسته اید.بین انقلاب های دنیا همیشه به نظر داستانهای مشترکی می توان یافت و ما از فرصت زیسته شده در فیلمهای انقلابی خودمان استفاده کردیم و فیلم را با همان کاراکترهای معلم خوب، مدیر بد و بچه هایی که انقلاب بر دوششان است پیش بردیم.
 در فیلم از تیله خیلی استفاده شده بود؛ به عنوان سمبل و ارتباط انسانی. این انتخاب چه مفهومی داشت؟
-راستش تیله برای کودکان فیلم باارزش ترین دارایی شان محسوب می شد و باید یاد می گرفتند که تیله ها را می توانند بدون منت با دوستانشان به اشتراک گذارند. تیله به نظر فصل مشترک خیلی از بچه های دنیاست از اروپا تا امریکا و آسیا و این برای رساندن مفهوم از چیزهای باارزش گذشتن در فیلم به نظرم کمک بزرگی بود. من نصف عمر کودکیم با توپ و تیله و زیر بمب و خمپاره گذشته است و خودم سکانس تیله بازی بچه ها را خیلی دوست دارم
 آیا اولین بار بوده که در کره جنوبی حضور داشتین؟
در سال نود با فیلم زن بودن در فستیوال سسیف سئول حضور داشتم.
 آیا این فیلم کوتاه در ایران هم اکران خواهد شد؟
-فیلم برای دوسال قبل است و تقریبا در بیش از بیست فستیوال داخلی از جمله فیلم تهران و حسنات و… حضور داشته و علاوه بر کاندیدا بودن در بخش بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه؛ تندیس بهترین کارگردانی فستیوال کودک و نوجوان اصفهان را دریافت کرده است.
 برنامه‌ها و فیلم‌های آینده شما چه هستند؟
-فیلمنامه کوتاهی با همکاری یکی از دوستانم خانم اشعری نوشته ام که نیاز به برف دارد و منتظر رسیدن زمستان هستم همچنین با همکاری آرش رواده به تازگی فیلمنامه بلندم را به اتمام رسانیده ام که باید به فکر سرمایه برای تولیدش باشم.
 آیا سخنی باقی مانده؟
-ممنون از شما و مهرتان و همچنین روزنامه بانی فیلم که برای من بسیار مهم و عزیز است.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *