چرا «نفس» بهترین گزینه برای معرفی به اسکار 90ام بود؟

تعهد هنرمندانه نفس به سینما و ایران

محمد تقی زاده
چندی قبل یکی از فعالان رسانه ای و سینمایی مصاحبه ای کرد و سینمای ایران را فاقد کاریزمای لازم برای تاثیرگذاری و سرگرمی سازی دانست و فضای سینمای ایران را به دور شدن و نرسیدن به اهداف نظام و منافع ملی کشور تشبیه و تبیین کرد . این سخنان مرد کهنه کار سینمای ایران بسیار به مذاق جریان مقابل اش خوش آمد و بازتاب رسانه ای وسیعی داشت؛ به طوری که برخی از این سایت ها و نشریات پیشنهاد اکران فیلم های خارجی را در سینماها مطرح کردند.
در ارتباط با ادعای نداشتن استراتژی و سیاستگذاری لازم در سینما و بطورکلی فرهنگ خیلی محل مناقشه نیست و بطور مثال سینمای ایران بر خلاف سینمای امریکا که در کنار ارائه یک تفریح و سرگرمی هفتگی یا ماهانه ، مفاهیم و اهداف مهم سیاسی و فرهنگی اش را القا می کند ، به واقع حرفی برای گفتن ندارد و دلیل این در جا زدن و عدم استراتژی موضوع این مقاله نیست، بلکه در این یادداشت و به بهانه معرفی گزینه های معرفی اسکار قصد داریم به معرفی و تبیین فیلم نفس ساخته نرگس آبیار بپردازیم که با عنایت به مقدمه اولیه و البته در تضاد با ادعای فرد مذکور فیلمی ایرانی و بومی و در راستای منافع ملی و وطنی است.
نفس در سال گذشته به دلیل تاخیری که در اکران داشت، نتوانست به اسکار برسد و البته اگر هم می رسید رقیب قدر و قدرتمندی چون «فروشنده» را داشت که بعید بود بتواند از سد آن بگذرد، اما امسال با توجه به نمایش آن در سینماها و برخورداری از شرایط اسکار یکی از بهترین گزینه ها برای معرفی اسکار از طرف ایران به حساب می آید.
نفس فیلمی است که می تواند نمایانگر سیر تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران باشد و در اثنای داستانی کودکانه و پرجزییات ، شرح ماوقع آنچه بر مردم مظلوم این سرزمین در جریان انقلاب و جنگ تحمیلی گذشته را بیان کند. فارغ از نگاه ایدئولوژیک و همراهی با گفتمان رایج نظام ، یکی از مهم ترین وقایع صد ساله اخیر تاریخ معاصر جهان انقلاب اسلامی ایران بوده و هست و جنگ تحمیلی ایران و عراق که در اواخر فیلم اشاره ای به آن شده ، از دیگر اتفاقاتی است که توجه جهانیان را به مقاومت و شجاعت و همدلی مردم ایران جلب کرد و هنوز هم با وجود کلیشه شدن برخی وقایع و نگا ه های تکراری به جبهه و جنگ ، فیلم هایی که با رویکرد نو و خلاقانه ساخته می شوند مورد توجه منتقدین و مردم قرار میگیرند (نمونه های بارزش دو فیلم ایستاده در غبار و ماجرای نیمروز از حسین مهدویان و ویلایی ها ساخته منیر قیدی هستند).
نفس به جز تبیین و تشریح دو اتفاق بسیار مهم سیاسی و اجتماعی در خاک ایران که بسیار جذاب و هنرمندانه انجام شده و رنگ و بوی شعاری و کلیشه ای به خود نگرفته است ، در بیان روایت و لحن سینمایی و داستانگویی اش نیز بسیار آوانگارد و پیش رو است . داستان زندگی و حال و هوای دختری ۸ ،۹ ساله و سیر اتفاقات ریز و درشتی که او در طی این دوران با آنها روبرو می شود با بیانی شیرین و در کنار فانتزی ها و رویاهایش به تصویر کشیده شده است تا نفس یکی از بهترین فیلم های اقتباسی سینمای ایران عنوان شود که در آن فیلمساز با بهره گیری از درکی عمیق از کاراکترها و زندگی شان و اعتقادی سازنده به تاریخ کشورش آن را نگاشته و به تصویر در آورده است.
دیگر مزیت قابل اعتنا و کم نظیر در نفس که سبب شده فیلم در بیست وشش جشنواره شرکت کند و چهار جایزه نصیب سازندگانش کند شاید فضا و داستان بومی و محلی است که تماشاگر آن طرف آبی تمایل به دیدن و تجربه کردنش را دارد. فیلم های به نمایش در آمده از سینمای ایران اغلب فیلم های تلخ و تاریکی بودند که بازتاب شرایط سخت اقتصادی و سیاسی (و در دوره های جدیدتر تحریم ها) بودند ، در حالیکه نفس صادقانه و صمیمانه داستان دخترکی را در یکی از روستاهای ایران روایت می کند که با وجود همه کمبودها و کسری ها دست از تلاش و سخت کوشی اش بر نمی دارد و هوش و استعداد خدادادی اش مهمترین یار و یاور برای نایل شدن به اهدافش به نظر می رسد.
سینمای ملی مهمترین ویژگی اش بازتاب رفتار و فرهنگ مردم ایران و حفظ و حراست از منافع ملی کشور است. نفس توانسته به این مهم نایل شود و از این نظر یکی از مهم ترین فاکتورها برای معرفی را داراست. البته از نظرپخش جهانی و تهیه کننده نفس در مقایسه با بقیه آثار معرفی شده به اسکار خارجی زبان شاید ضعیف تر باشد و از این رو شانس موفقیت اش را کمتر کند، ولی حداقل می تواند نماینده ای مناسب و موثر برای سینمای ایران باشد که هم استانداردهای سینمایی و هنری در آن بشدت رعایت شده است و هم توانسته بازتابی از فرهنگ و تاریخ این سرزمین کهن باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *