* یک فنجان خاطره؛گفت و گوی بانی فیلم با مسعود کرامتی

تلویزیون متکلم وحده است!

مسعود کرامتی کارگردان و بازیگر در سال ۹۴ گفت و گویی با بانی فیلم در خصوص مجموعه «یادداشت های یک زن خانه دار» داشته که بخشی از آن را در ادامه می خوانید:
وی در ابتدا درباره مقطعی از کار که سریال متوقف بود، عنوان کرد: در این مدت ما خیلی تغییرات داشتیم. بچه‌های ما در طول یک سال کلی بزرگ شدند و تغییر کردند که شما در سریال خواهید دید، چون تفاوت به شدت محسوس است. دوتا از بازیگران اصلی سریال آقای محمود بهروزیان و خانم فریبا جدیکار مشکل پیدا کردند و نتوانستند کار را با ما ادامه دهند. ما مجبور به قصه نویسی مجدد و تغییرات و اضافه کردن پرسوناژ جدید از جمله خانم فلامک جنیدی و آقای کاظم سیاحی و خانم فرناز رهنما و… به عنوان شخصیت اصلی شدیم. اصلاً در سری جدید حال و هوای قصه کلاً تغییر کرد.
وی همچنین افزود: به نظرم در تلویزیون ما به این دلیل که هرگز به چنین موضوعی پرداخته نشده، کهنه نشده است. اگر چه ما خیلی هم نتوانستیم به جزییات فضای مجازی در سریال‌مان بپردازیم، با این حال فکر می‌کنیم تلویزیون در همین حد هم به فضای مجازی نزدیک نشده باشد. ما در سریال‌مان به وبلاگ پرداختیم که اگر چه شاید قدیمی باشد، اما موضوع خاصی دارد. ما به تلگرام، وایبر، اینستاگرام و… نپرداختیم، وبلاگ یک بُعد فرهنگی قوی‌تری نسبت به بقیه دارد و من فکر نمی‌کنم کهنه شود. مهمترین نویسنده‌های دنیا وبلاگ دارند. خیلی از آنها از طریق وبلاگ با دوستانشان ارتباط برقرار می‌کنند. من این نگاه را تازه دیدم و فکر می‌کنم حالا حالاها کهنه نشود. ما به وبلاگ پرداختیم و سریال برای اینکه به فضای مجازی پرداخته ادعایی ندارد. ما فقط به اینکه وبلاگ هم وسیله ارتباطی جدیدی است که در دنیا جا افتاده اشاره داشتیم.
وی در پایان نیز متذکر شد: هم آقای عفیفه و هم من خیلی تلاش کردیم که قصه‌ها جذاب و جالب باشد. آدم‌های مختلف آمدند در بحث نگارش کمک کنند و برخی حتی نکشیدند و رفتند، ولی خب ما لطمه بسیاری خوردیم از توقف سریال. ما کمی قصه داشتیم با پدر و مادر که در سری دوم آنها را نداشتیم و خیلی لطمه خوردیم، چون باید قصه‌ها عوض می شد. در شرایط تولید ما هیچ اطمینان و اعتماد خاطری وجود ندارد. در واقع من وقتی سر کار می‌روم امنیت ندارم که مطمئن باشم آن کار به سرانجام می‌رسد. همه کارهای ما دقیقه ۹۰ است، حتی متن‌های ما دقیقه ۹۰ است و کاغذ کاغذ سر صحنه به دست ما می‌رسد. ما هم از این قاعده مستثنی نبودیم.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *