جاى حاج کاظم خالى

دکتر فاطمه عبدی*
سال ها پیش، وقتى بعد از تماشای «آژانس شیشه اى» از سینما خارج مى شدم، کارگردان فیلم را تحسین کردم.
«حاج کاظم» نماد رزمنده ى سال هاى دور، خشمگین از فراموشى رشادت هاى همرزمانش، براى احقاق حقوق دوست جانباز بى ادعایش، دست به اسلحه مى برد، تهدید مى کند، گروگان مى گیرد و…
آن روز با وجود اینکه هیچ وقت خشونت را مجاز نمى دانستم ولى با «حاج کاظم» همزاد پندارى کردم. اشک ریختم و حتى احساس شرمسارى که شاید من هم فراموش کرده بودم امنیت و آسایشى که دارم به بهاى جانفشانى فرزندان این سرزمین بوده است.
حاج کاظمِ آژانس شیشه اى به نماد اعتراض به روزمرگى و غفلت از ارزش هاى رشادت طلبانه تبدیل شد. او ماند و ماندگار شد.
آقاى کارگردان سال ها پس از «آژانس شیشه ای» با «به وقت شام» بازگشت… و من اما هنوز خاطره حاج کاظم در ذهنم بود. شاید فیلمساز مى خواهد با «به وقت شام»، حاج کاظم دیگرى را معرفى کند تا آدم هاى فراموشکار این دوره و زمانه،، ساعتى از دغدغه هاى هر روزه زندگى دست بکشند و بر پرده سینما، تصویرى از جان گذشتگى مدافعان کشور را ببینند.
…اما این بار آقاى کارگردان ترجیح داد خشونت و سبوعیت دشمن را نه فقط روى پرده سینما، بلکه روى پله هاى سینما و محوطه بیرون سالن سینما و حتى غذاخورى سینما به نمایش بگذارد!
حضور داعشى نماها اسلحه در دست و سوار براسب، داخل پردیس نمایش فیلم اگر به پیشنهاد آقاى کارگردان نبوده باید بپذیریم که با تایید ایشان بوده است.
اگر قرار است مخاطب دچار نسیان شده سینما به خود بیاید و قدرشناس جان برکفان این مرزوبوم شود؛ نیازى نیست خشونت و بى رحمى دشمنانش را جلوی چشمانش بیاورید و آنان را زنده و سوار براسب و نعره کشان، در یک مجتع خرید بر سر مردم از همه جا بی خیر «آوار» نمایید. راه های دیگر و موثرتری هم برای جذب مخاطب و جلب توجه تماشاگر هست…!
همین خشونت ها و تجاوز به حریم امنیت روانی مردم و همین خبط هاست که به یادمان می آورد که همچنان «جاى حاج کاظم خالى»ست…
*روانشناس

اشتراک گذاری در:

نظرات 2
  1. یک: استاد حاتمی کیا گفتن در مخیله ام هم نبود میان توی پاساژ

    دو: نعره یزید در تعزیه ترویج خشونت نیست، تقبیح آن است

    سه: این قضاوت و تهمت که علت این کار جذب تماشاگر است از جنس خشونت است

    چهار:‌ وجود این نعره ها نمایشی از واقعیتی است که ممکن بود در ایران هم رخ دهد و نه یک روز و آن هم شوخی وار، بلکه هر روز و با قتل و تجاوز به عنف ادامه می یافت

  2. خشونت و سبوعیت چیه دیگه بابا؟!

    بیخودی جو رسانه ای و روان شناخنی بهش میدید…

    این اتفاق توی پردیس کوروش، روی بار تبلیغاتی خوابیده، نه رسانه ای، اصلاً عمیق و چند بعدی نیست که براش بیانیه و وامصیبتا صادر کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
22 + 14 =