نگاهی به سریال «ریوما» از مجموعه های تلویزیونی «تایگا» به بهانه پخش از شبکه 5

جسارت و مخاطب شناسی

مصطفی جعفریحیی – «ریومادن» به معنی حماسه ریوما عنوان مجموعه ای تلویزیونی- تاریخی است که چهل و نهمین سری از مجموعه های تلویزیونی تایگا نیز به شمار می رود. این مجموعه ۴۸ قسمتی را کیشی اوتومو کارگردانی و یاسوشی فوکودا نویسندگی کرد تا ان‌اچ‌کی ژاپن در سال ۲۰۱۰ میلادی روی آنتن ببرد. همچنین هنرمندانی نظیر: ماساهارو فوکویاما، ترویوکی کاگاوا، یوسوکه ایسه یا، یوکو ماکی، ایوکو هیروسوئه، نائو اوموری و … در این اثر درام و تاریخی ایفای نقش می کنند. این سریال به سرپرستی شهلا ناظریان دوبله شده است و گویندگانی بنامی چون سعید مظفری، حسین عرفانی، علی همت مومیوند، جواد پزشکیان و…در آن صداپیشگی کرده اند. «ریو مادن» روزهای زوج ساعت ۱۹روی آنتن شبکه تهران می رود و ساعت ۲۳ همان شب بازپخش می شود.
انتخاب و پخش سریالی چون ریومادن از قاب تلویزیون نیاز به جسارت و مخاطب شناسی دارد. شبکه تهران با پخش این قبیل سریال های تاریخی ریسک بزرگی در جذب مخاطب می کند، زیرا بیننده های عام برای فهم پیچید گی های تاریخی سریال های خارجی نیاز به توجه بیش از پیش و پیگیری مستمر دارند در صورتی که نمونه های کره ای این ژانر از سریال ها به سادگی با مخاطب ارتباط برقرار می کند. اما در این مجموعه روایت و به تصویر کشیدن چگونگی تحولات تاریخی و ماندگار ژاپن توسط فردی از خانواده ضعیف ساموراییها به قدری جذابیت دارد که مخاطبان خاص همراه آن خواهند بود. سینما و تلویزیون ژاپن بر عکس فرهنگ و هنر کشور کره در صدد تاریخ سازی و شکل دادن به امپراطوریهای خیالی و افسانه ای در آثارشان نیستند و تاریخ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و … کشورشان را عینا و بر اساس مستندات تصویر می کنند.
مجموعه تلویزیونی ریومادن درباره زندگی شخصیت‌های تاریخی ژاپن با عناوین ساکاموتو ریوما و ایوازاکی یاتارو در قرن نوزدهم میلادی است. این مجموعه روایتگر تاثیرگذاری شخصیت‌های مطرح ژاپن بر تاریخ مدرن، سیاسی، صنعتی و اقتصادی این کشور است. ریوما شمشیر زن ساده ای است که در خانواده معمولی در طبقه ضعیف و فقیر ساموراییها زندگی می کند. او در روستایی بزرگ شده که به شدت درگیر نظام طبقاتی سامورایی های اعیان، شاهزادگان و سامورایی های فقیر است. ریوما در کودکی به دلیل همین فضای طبقاتی و بر اساس یک برخورد ناخواسته با یک سامورایی از طبقه اعیان، مادر بیمارش را از دست می دهد. او ایمان داشت با جنگ و نزاع چیزی تغییر نمی کند و از نفرت هیچ چیزی به دست نمی آید، لذا بدون اینکه کینه ای از فاصله طبقاتی در دل داشته باشد کوشید با ایجاد اتحاد و همدلی جامعه را به رشد و شکوفایی مثال زدنی برساند. ریوما بعد از رسیدن به دوره جوانی آرزو دارد نظام طبقاتی موجود در کشور را از بین ببرد و جامعه را به جایگاهی برساند تا همه مردم جامعه بخصوص سامورایی های ضعیف رشد کنند و به درجات بالای اجتماعی و حکومتی برسند.
در سال ۱۸۶۸ زمانی که ریوما بیش از ۳۰ سال سن داشت، ژاپن از نظر اقتصادی کشوری کمتر توسعه یافته بود و ساموراییها جامعه ای، شبیه به جوامع قرون وسطی داشتند. در این جامعه عمدتا طبقات شغلی و تجاری محدود و در اختیار افراد غنی بود تا بالاترین نرخ مالیات از کشاورزان دریافت شود. در نتیجه با محدود کردن نهاد های اقتصادی، سیاسی و تجاری در ژاپن، فقر در این کشور بیداد می کرد. از این رو ریوما به دنبال ایجاد بستری نو و مدرن برای تجارت با آسیا و اروپا است که لازمه آن منسوخ کردن نهاد های فئودالی قدیم است. ریوما و متحدانش همچنین در صدد تشکیل دولتی مدرن، تمرکز قدرت سلطنتی و تغییر کامل نهاد های اقتصادی و سیاسی در ژاپن است.
وقتی مخالفان شوگون(طیف حاکمیت) ارتشهای خود را حرکت دادند، ساکاموتو ریوما، طرح هشت بندی به شوگون می دهد تا جنگ داخلی صورت نگیرد. این طرح رادیکال بود و اگرچه در بند اول عنوان می کرد: قدرت سیاسی کشور باید به خاندان سلطنتی برگردد و تمامی فرمانها از آنجا صادر شود، اما این طرح چیزی فراتر از اعاده قدرت امپراطور بود. این طرح به ایجاد دو شورای قانون گذاری تاکید می کرد و می گفت تمامی تصمیمات شوگون باید بر مبنای نظر اکثریت باشد.
در حقیقت شوگون طی سالهای متمادی دروازه های ژاپن را بسته بود تا بتوانند از ساختار فئودالیته و قدرت خود محافظت کند و باز شدن دربهای اقتصادی و سیاسی این کشور از نگاه شوگون به معنای از دست دادن قدرت و منافع اقتصادی، ایجاد سلطه و وابستگی به غرب بود. البته وی تهدید و زنگ خطری بزرگ برای خود و حکومتشان می دانست. در واقع شوگون بستن دروازه های کشور به روی خارجیها را بهانه ای برای حفظ آئین و سنن کشور می دانست، اما ریوما و متحدانش با اتکا به نیروی کار و تولید داخلی، شکل صحیحی از ارتباطات تجاری، اقتصادی و سیاسی را ترسیم کرد. با گذشت زمان و مقاومت ریوما و متحدانش در آن برهه از تاریخ، قدرت اقتصادی و سیاسی ژاپن متحول شد. این تحول به خوبی مسیر خود را پیمود تا دنیا امروز شاهد رشد چشمگیر صنعت و تجارت این کشور باشد.
در اغلب کشور های در حال توسعه، اقتصاد هزینه ی تصمیم‌های سیاسی آن کشور را پرداخت می کند. این در صورتی است که با برنامه ریزی صحیح و بلند مدت می توان این روند را هماهنگ کرد. با در نظر گرفتن رابطه تنگاتنگ سیاست و اقتصاد می توان دیپلماسی و اهداف آن را در راستای افزایش قدرت اقتصادی شکل داد تا به تغییر استراتژی امیدوار بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *