یادداشت رسیده

جشنواره کن و دست انداختن شیفتگان

جواد کراچی
جشنواره کن۲۰۱۸ با سر و صدا، آمد و رفت. آما آنچه بجا مانده در دو حسرت نگاهی است که به سرسری گذشتن عادت کرده و سطحی بینی را رواجی عام داده که در تضاد با غنای فرهنگی کشورمان است و جای شگفتی دارد.
در این رویداد فرهنگی سه کارگردان از کشورمان، فیلم های خود را ارائه کرده بودندکه هر سه جایگاه اقامتی متفاوتی داشتند.
۱- اصغر فرهادی
۲- جعفر پناهی
۳- علی عباسی
اصغر فرهادی، کارگردانی است که با داشتن جوایز معتبر جهانی در اسپانیا فیلم ساخته. اما ماوای او و کاشانه او، ایران است.
جعفر پناهی، کارگردانی است که ممنوع الکار شده، زندان رفته، ممنوع الخروج شده و تبدیل به کارگردان اپوزیسیون شده! و ماوای او و کاشانه او ایران است.
علی عباسی، کارگردانی است که قبلا تهیه کننده بوده و خاطره فیلمهای او تاکنون زنده است و کارهایشان دست به دست می گردد و ماوای او و کاشانه او پس از انقلاب، کشور فرانسه و یا دیگر کشورهای اروپایی است.
درست مثل بقیه جشنواره ها از روز آغاز. نظرات متفاوتی در مورد فیلمها در مجامع عمومی و رسانه ها مطرح می گردید.
خوب یا بد، راهی نبود جز صبر وحوصله تا نتیجه آراء هیأت داوران به صورت رسمی اعلام گردد.
چگونه میتوان باور داشت که فیلم بسیار خوش ساخته مهمی دانند، بی بهره از جوایز و اصغر فرهادی با دست خالی به خانه و کاشانه باز گردد.
علی عباسی هم دوران میانسالی را پشت سر گذاشته و در غربت آموخته است که به مزامین انسان دوستانه باید نظری عمیق تر و جدی تر داشته باشد که این خود، خوشایند آنان نیست و از فیلم خوب تنگنا وسوته دلان هم فاصله گرفته و حتی او هم با دست خالی از جشنواره برود.
اما سه رخ فیلمی است که در دوران ممنوع الکاری و ممنوع الخروجی جعفر پناهی ساخته شده و به جشنواره جهانی کن راه پیدا کرده.
کارگردانش در ایام جشنواره حتی به مدد کانون کارگردانان و تهیه کنندگان و… نتوانست به جشنواره برود و جایزه خود را در فرودگاه امام ازدست همکارانی که در غیاب ایشان به پاریس رفته بودند، دریافت کرد.
این کارگردان ماوای خودش را ایران و مکان زندگیش را هم ایران معرفی می کند. اما چگونه می توان باور داشت که این فیلم بدون مجوز و بدون اطلاع ساخته شده باشد؟
آیا خانم بهناز جعفری هم مانند جعفر پناهی ریسک ممنوع الکاری را پذیرفته است؟
آیا استودیوهایی که کارهای فنی در آنجا انجام گرفته است هم ریسک پلمپ شدن به دستور مسئولان قضایی را پذیرفته اند؟
آیا جعفر پناهی مشتاق زندگی کردن در پشت حصارهای زندان است؟
و آیا در تمام مدت فیلمبرداری، مسئول یا مسئولانی نبوده که خواهان رویت مجوز فیلمبرداری باشد؟ که این بدور از واقعیت است.
همه اینها به کنار.
هدف تخته کردن نان همکاران نیست. هدف کاشتن تخم کین نیست. هدف بسته کردن فضا نیست.
و اما هدف نهایی آن است که اعتماد در جامعه را بیشتر از این پایمال نکنیم و چقدر دردآور است که این لگد مال شدن اعتماد، با نام فرهنگ و با نام سینما انجام بگیرد.
در پایان بررسی نتیجه آراء هیات داوران جشنواره کن هم خالی از لطف نیست.
تمامی دست اندرکاران سازمان سینمایی و بنیاد فارابی و صداوسیما متفق القول و بارها و بارها تاکید کرده اند که بزرگترین ضعف ما در این حرفه، ضعف فیلمنامه است. حالا اینجاست که دم خروس علنا خودنمایی می کند و راه غلطی که جشنواره ها در پیش پای فیلمسازان کشور ما می گذارند، آنچنان هم صادقانه و ازبرای توانایی و هنر نیست.
آنان از بین سه کارگردان حاضر در جشنواره، جایزه فیلمنامه را به فیلمی می دهند که اصطلاحا بصورت غیرقانونی و بدون داشتن پروانه، ساخته شده و کارگردانش هم در نقش اپوزیسیون فعالیت کرده است.
مگو انده(اندوه) خویش با دشمنان که لاحول گویند شادی کنان

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
15 + 15 =