به بهانه عکسی که عبدا... اسکندری به پرسش گذاشت

جناب آقای سرکار خانم!

تب زن پوشی مردها و مردپوشی زنها در سینمای ایران دوباره داغ شده است!
بانی فیلم، گروه سینمای ایران: اگرچه زن پوشی مردها و مردپوشی زنها در سینمای ایران مورد نوظهور و چندان عجیبی نیست، اما گویا این قضیه هم هر از گاهی مثل دیگر امواج زودگذر اوج و فرود خودش را دارد. امروز اما ظاهرا این ایده دوباره مورد توجه قرار گرفته است. ایده ای که شاید ابتدا این طور تصور میشد در سینمای ایران محلی از اعراب نداشته باشد و با توجه به محذوریتهای اجتماعی نتواند مورد استفاده قرار گیرد، اما اینطور نشد. به نظر جامعه سنتی ایران هم با وجود تعصبش بر ناموس و جایگاه رفیع زنان، با این مسئله مشکلی نداشته است.
حتی وقتی در نیمه اول دهه۷۰ جزو عواملی تلقی شد که دامن اکران فیلم «آدم برفی» (داود میرباقری) را گرفتند. زن پوشی اکبر عبدی در آن فیلم که بعدها در فیلم های «خوابم می‌آد»، «خواب‌زده‌ها» و «افراطی ها» تکرار شد و این اواخر به برنامه تلویزیونی «شبی با عبدی» هم رسیده، جزو بهترین نمونه ها در این باره است. اگر روی یک نمایش تلویزیونی عامه پسند معروف با محوریت همین ایده را قلم بگیریم، بقیه تجربه ها در سینما وتلویزیون ما فقط در حد اجرای عالی گریم ها مانده و حرف چندانی برای گفتن نداشته اند.
در واقع این مبدل پوشی در بیشتر موارد برای جبران دیگر کاستی های فیلم رخ داده و ترفندی برای جذب تماشاگر بیشتر بوده است. شیوه ای که متاثر و وام گرفته از تئاتر روحوضی قدیمی است.
عبدا… اسکندری هم به تازگی تصویری از گریم زنپوشی یک بازیگر را دراینستاگرامش پرسش گذاشت که خود او در پست بعدی افشا کرد این بازیگر امیرحسین رستمی بوده. گریمی که الحق استادانه اجرا شده و تشخیص بازیگرش مشکل است.
لیلا حاتمی در فیلم «کمال الملک»، محمود بصیری در فیلم «دستفروش»، مهران رجبی در تله فیلم «آخرخلاف»، سپند امیرسلیمانی در تله فیلم «کلاه گیس»، آزاده زارعی در فیلم «آمین خواهیم گفت»، آزیتا حاجیان در سریال «ساعت شنی»، امیرحسین رستمی در تله فیلم «مرد خاکستری»، نادر سلیمانی در فیلم «پسر تهرونی»، فرهاد آئیش در فیلم سینمایی «مکس»، جواد رضویان در فیلم سینمایی «کلاهی برای باران»، امین حیایی «مزاحم»، حسین یاری در فیلم «معادله»، مجید صالحی «شاخه گلی برای عروس»، سعید پورصمیمی «قاعده بازی»، مهران غفوریان در سری مجموعه‌ «شوخی کردم»، محسن تنابنده در سریال ویدئویی «ابله»، علیرضا خمسه در مجموعه ویدئویی «کوچه مروارید»، رویا تیموریان در فیلم «شیفتگی» و …از جمله تجربه های جسته گریخته ایرانی در زمینه مبدل پوشی بوده اند.
در حال حاضر نیز دو فیلم «هشتگ» و «لازانیا» در ژانر کمدی و با تکیه بر ماجرای مبدل پوشی بازیگرانشان همزمان روی پرده رفته اند. دو فیلمی که اتفاقا فروش شان رو به افزایش است و ظاهرا تمیهد سازندگان روی تبلیغ بخشهای زن پوشی مردها و مردپوشی زنها در آنها جواب داده.
در «هشتگ» نیوشا ضیغمی لباس مردانه به تن دارد و در «لازانیا» ارژنگ امیرفضلی لباس زنانه پوشیده. بازیگرانی که از این تغییر وضعیتشان در آنونس دو فیلم مذکور حسابی بهره گرفته شده.
در واقع جدا از مسئله همزمانی اکران دو فیلم مذکور -که بعید است برنامه ریزی شده بوده باشد-، ظاهرا رویکرد دوباره به ایده ای برخاسته از تئاتر روحوضی را باید نشان از خالی شدن چنته سینمای کمدی ارزیابی کرد. سینمایی که مدتهاست در اغلب موارد خالی از محتوا شده و به در و دیوار میزند تا به حیاتش ادامه دهد و در جریان امواج فروش بالای کمدی ها نصیبی در گیشه به هر تازه از راه رسیده ای برساند.
این مسئله اما مخالفانی نیز دارد.
روزنامه جوان دیروز در گزارشی با عنوان «پیوند پول کثیف با ابتذال ذائقه سینما را تلخ کرده» در این باره می نویسد:«سینمای ایران در دوره‌ای به سر می‌برد که برخی از نازل‌ترین آثارش جایگاه پرفروش‌ترین‌ها را به خود اختصاص می‌دهند. اینجا دیگر هنرمند بودن اولویت نیست و پول و شهرت حرف اول را می‌زند. این روز‌ها واژه پولشویی در سینما زیاد خودنمایی می‌کند. اگر حرف یا بحثی درباره یک اثر سینمایی مطرح شود بیشتر حواشی آن مطرح است، به همین نسبت دیگر کسی برای یک تجربه مشترک هنری و درک بهتر از زندگی به سینما نمی‌رود. حضور کودکان در سینما موضوعی بسیار نادر است. خانواده‌ها از سینما فراری هستند. امکان ندارد مادر، پدر به همراه فرزندان مشتری سینما باشند. این وضعیت در شرایطی رقم می‌خورد که کمدی‌های مبتذل و نازل در سینما جولان می‌دهند و کلیشه‌های سطحی خود را سوار بر هنر هفتم کرده‌اند. درک فیلمساز ایرانی از کمدی به سطحی‌ترین درجه ممکن تقلیل پیدا کرده و در این وانفسا نوعی آنارشیسم فکری درحال ترویج است…
اما سینمای ایران از کمدی تعریف خودش را دارد. برای نمونه می‌توان به پدیده‌ای اشاره کرد که می‌رود تا سینمای ایران را تحت تاثیر خود قرار دهد. گویا سینمای ایران تصمیم گرفته برای حل مشکلات روابط زن و مرد به گریم زنانه بازیگران مرد بپردازد تا هر آنچه را پیشتر اجازه نمایش نداشت، روی پرده ببرد….اما این گرایش‌های سطحی بلای جان سینما شده است…».
با این وصف بعید نیست بروز حساسیت هایی در این باره نسبت به فیلمهایی که از این ایده استفاده ابزاری دارند تا هنری، در آینده حساسیتهای مدیران سینمایی را برای تایید فیلمنامه هایی با چنین مضمونی افزایش دهد. فیلم هایی که حرف تازه ای برای گفتن ندارند و بیشتر بدل به بستری برای خلق گریمهای خلاقانه می شوند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *