خانه سینما؛ چکش تعادل یا مدل کوچک شورای امنیت!

مسعود داودی / سردبیر

هفته گذشته و پس از واکنش های بطئی خانه سینما در ورود به موضوع قاچاق فیلم در حال اکران «گشت۲» که واکنش تند سعید سهیلی را به همراه داشت و او را – به گفته خود- ناچار کرد مقابل دوربین کارت عضویتش در خانه سینما را آتش بزند، کانون کارگردانان که تا اینجای کار، هیچ موضع رسمی و حمایت گرایانه ای نسبت به مسئله قاچاق فیلم در حال اکران «گشت۲» اتخاذ نکرده بود، با صدور بیانیه ای عضویت سعید سهیلی را در این کانون به دلیل آتش زدن کارت عضویتش به حالت تعلیق درآورد!

ماجرا از جایی شنیدنی تر شد که در بیانیه کانون کارگردانان، شرط لغو تعلیق عضویت سهیلی، عذرخواهی این فیلمساز از شورای مرکزی این کانون صنفی ذکر شده بود!

اینکه در سیستم فعلی اداره و مدیریت خانه سینما – به ویژه پس از دوران فترتی که منجر به بازگشایی آن شد- هیچ چیز سر جای خودش نیست نباید شک و شبهه ای را وارد کرد. اما اینکه نهادی که مدعی صنفی بودن است، به جای آنکه به ابتدایی ترین وظیفه صنفی خود یعنی حمایت از عضوی که مورد تعدی و ظلم قرار گرفته عمل کند، او را مورد مواخذه و توبیخ قرار دهد و دست آخر نیز عضویتش رابه حالت تعلیق درآورد، از عجایبی است که نمونه اش را تنها در نحوه اداره و مدیریت خانه سینما و انجمن های وابسته اش می شود مشاهده کرد.

به نظر می رسد شاکله هیات مدیره خانه سینما و اصلی ترین انجمن آن یعنی کانون کارگردانان، رفته رفته دارد شبیه به «شورای امنیت سازمان ملل» می شود که اعضای دائمی اش در مواجهه با هر موضوعی، اصل را بر منافع فردی قرار می دهند!

اگر یک بار دیگر یادداشت حمید فرخ نژاد را مرور کنیم و موارد طنزآمیزش را کنار بگذاریم، مهم ترین وظایف در انجام مسئولیت های نهاد صنفی خانه سینما – صرف نظر از راه اندازی و تجهیز گالری و نمایشگاه در یک ملک اجاره ای- در سروسامان دادن به برگزاری مراسم بزرگداشت ها و رتق و فتق امور مرتبط با فوت و درگذشت اعضایش خلاصه می شود!

شاید وقتی می بینیم یکی از اعضای هیات مدیره جدید خانه سینما با داشتن کمترین میزان رای – ۱۴ رای- به جمع هیات مدیره می پیوندد و با همین تعداد اندک رای –  اگر تنها یک رای کمتر داشت در نمی توانست عضو هیات مدیره شود- به عنوان رییس هیات مدیره انتخاب می شود، مسلم است نباید برای رفع مشکلات اعضای خانه سینما توقع چندانی ازاین تشکل داشت.

در این نوشته  سعی نداریم نسبت به نارسایی های تشکیلاتی و سیستماتیک تشکل های صنفی و انجمن های وابسته اش آسیب شناسی کنیم اما دست کم ماجرای قاچاق فیلم سعید سهیلی بهانه خوبی است تا مصدرنشینان خانه سینما به این نکته توجه کامل داشته باشند که دیگر دوره و زمانه اقدامات یک سویه و جناحی به سر آمده و یک تشکل صنفی تنها زمانی می تواند پویا و به ماندگاری خود امیدوار باشد که در بزنگاه ها، برای استیفای حقوق اعضایش کمر همت ببندد و گرنه انتخاب ها رفته رفته شبیه به انتصابات می شود و در یک تشکل صنفی برای کسانی که با انتصابات بر صندلی ها جلوس کرده باشند کسی «تره» هم خرد نمی کند…!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *