خانواده سینما به بی عدالتی ها پایان دهد

غلامرضا گمرکی
راوی می گفت: روزگاری که نوجوان بودم، مرحوم پدرم در پاره ای مواقع که بحث فقر و دارایی، زورگویی و مظلومیت، در جمع خانواده مطرح می شد، می گفت: برو قوی شو اگر راحت جان طلبی، که در نظام طبیعت، ضعیف پایمال است.
اوایل فکر می کردم منظور از این حرف پدر، رفتن به باشگاه بدنسازی و در نهایت قوی شدن اعضای بدن است که در مواقع ضروری حریف زورگو را ضربه فنی کنی. البته این، تعبیر نوجوانی بود و از پدر تا روزی که در قید حیات بود هرگز نپرسیدم منظورش از این حرف عالمانه چیست و به خیال خودم، برداشت همانی بود که عرض شد (ضربه فنی کردن زورگویان). اما دریغ و صد دریغ که در روزگار فعلی دریافتم قوی شدن، به منظور مال اندوزی و پایمال کردن حق مظلومین است، دریافتم این تو نیستی که قصد قوی شدن داری، بلکه دیگرانند که به تو بال و پر می دهند و تو، احساس قوی شدن می کنی و با حس قوی شدن، متاسفانه خدا را نادیده می گیری و عدالت را بازیچه… انسانیت را در وجودت ریشه کن می کنی و ناجوانمردی را قوام می بخشی و آن وقت زنجیری را که دیگران بر گردنت انداخته اند به هر سویی که تمایل داشته باشند می چرخانند و تو می شوی عروسک خیمه شب بازی و آلت دست دیگران! و بعد چه بخواهی و چه نخواهی تو را به هر کاری وادار می کنند. تا حق واقعی انسان های مظلوم را پایمال کنی، خدا را فراموش کنی و دست به حرکات ناجوانمردانه بزنی تا، نویسندگان، از شامگاه تا خروس خوان، بی خوابی را به جان بخرند و از عملکرد نادرست و ناپسند تو بنویسند تا با خواندن نوشته های آنان روش انسان بودن را یاد بگیری شاید جامعه به سمت سلامت سوق داده شود. به این معنی که اگر مردم به لحاظ اقتصادی وضع متوسطی داشتند و می توانستند از مازاد درآمدشان، با خرید نشریه و مطالعه آن به روز شوند، قطعا نیازی نبود دولت برای تشویق مردم به مطالعه و فرهنگ، نمایشگاه کتاب برگزار کند تا مردم براساس فرهنگسازی، عملکرد قابل قبولی داشته باشند که این فرهنگ به عقیده نگارنده، به مراتب از نان شب اهمیت بیشتری دارد. به هر حال، همین نوشته های صد تا یه غاز نویسندگان، تا به امروز کاربردهای مثبتی داشته است، اینکه به جوانان امید می دهد، خطاهای مسئولین را گوشزد می کند، راهگشای مسئولین ندانم کار می شود، مسئولین کاربلد را تشویق می کند، مسئولین خاطی را در مجلس استیضاح می کند و… جان کلام اینکه در اکثر نوشته هایشان، جانب حق را می گیرند. حقی که متاسفانه امروزه خریداری ندارد، اما باید نوشت و به گوش مردم رساند، مردمی که شدیدا و به سرعت، مسائل را برای شناخت بیشتر کسانی که بر آنان حکومت می کنند، می گیرند. به عنوان مثال در بخش فرهنگ، سازمان سینمایی بطور بنیادی می کوشد به جوانان مستعد فیلمساز، پر و بال داده و از آنها برای حفظ آینده سینمای نوین ایران حمایت کند. فیلم های پرمحتوا و تاثیرگذار را به گروه هنر و تجربه معرفی و آنها را به جای عرضه در سوپر مارکت ها در پرده عریض و طویل سینماها نمایش دهد، آن هم بدون برداشت دیناری بابت حق پخش، ضمن اینکه هزینه کلیه تبلیغات فیلم را نیز با رغبت می پردازد. طبیعی است که جوانان فیلمساز، هرگز به دنبال ساخت تله فیلم های بی محتوا و منفعل نمی روند و به فهم و شعور تماشاچی بی احترامی نمی کنند، در حالی که روی دیگر سکه نشان می دهد، عده ای متعرض و مال اندوز، شمشیرهایشان را از رو بسته اند تا با این کار شایسته سازمان سینمایی مقابله کنند تا پول بیشتری به جیب بزنند، که نمونه بارز آن، همین بحث اکران فیلم های وطنی است که صدایش تا آنسوی مرزها شنیده شده و به نظر می رسد تا کار را به جای باریک نکشانند همچنان قداره به دست گرد هم می چرخند. متاسفانه وقتی اخبار این جریانات فرهنگی در فضای مجازی و رسانه ها دست به دست می چرخد که چنین گستاخانه رو در روی هم قرار می گیرند، چه انتظاری می توان از مردم عادی داشت. زمانی که مقام معظم رهبری بابت بی عدالتی از ملت ایران عذرخواهی می کنند، ما در چه پست و مقامی قرار گرفته ایم که حاضر نیستیم به عنوان یک خانواده سینمایی به این بی عدالتی ها، زیاده خواهی ها، بی نظمی ها و حق کشی ها پایان دهیم؟! به اعتقاد نگارنده یکی از راه های عدالت در اکران فیلم ها از طریق تاریخ پروانه نمایش می تواند باشد، به این معنی که فیلم ها براساس تاریخ اخذ پروانه نمایش، یکی پس از دیگری اکران شوند و برای سینمادار این مطرح نباشد که فلان فیلم را به دلیل نداشتن بازیگر سوپراستار، زودتر از تاریخ پروانه نمایش اکران می کنند و فلان فیلم را به دلیل بازیگر غیر معروف به تعویق می اندازند و یا این فیلم به اعتقاد من قابلیت اکران را ندارد. به هر حال عقل سلیم می گوید: آهای اهالی سینما، برابری، برادری و مساوات را سرلوحه کار خود قرار دهید که هیچ بنی بشری جز یک کفن بیشتر با خود به گور نبرده است… و جان کلام اینکه به جای گفته مرحوم پدرم که ذکرش در ابتدای مطلب آمد، باید گفت: برو انسان شو اگر راحت جهان طلبی، که در قانون انسانیت، بی عدالتی از تو آبرو می برد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *