خلاف جهت شنا کردن

وحید بیطرفان*ï

شنا کردن در جهت رودخانه، امری طبیعی است، چراکه جریان آب هم با شما همراه است و دررسیدن به مقصد به شما کمک می‌کند؛ اما همیشه، خلاف جهت آب شنا کردن لذت دیگری دارد؛ باآنکه تعابیری را همراه خود دارد. مثل‌اینکه طرف دیوانه است یا طرف فکر کرده که کی هست … ولی گاهی دیده‌شده، همین خلاف جهت شنا کردن، ما را به شناگری موفق و جسور تبدیل می‌کند. فیلم‌نامه‌ای نگارش می‌شود. با درام، فرم و ساختاری جدید در سینما. گروهی گرد هم می‌آیند تا با خلاقیت خود، به این به‌اصطلاح گِلِ رُس، شکل بدهند تا خروجی، کوزه سفالی خوش‌رنگ و متفاوتی باشد. نمی‌دانم مفهوم را رساندم یا خیر، ولی حرف این است: جسارت نگارش و تولید فیلمی با ساختار، روایت و فرم جدید و متفاوت از جریان عادی و روال سینما، خود جای حمایت و تشویق دارد. علی‌الخصوص که هزینه تولید را به‌صورت شخصی و بدون هیچ حمایتی پرداخت کرده باشید؛ و البته سختی‌های کار مثل فیلم‌برداری در سرمای زیر ۶ درجه، شرایط خاص تولیدی و کمبود بودجه (چون هزینه شخصی است و پای تهیه‌کننده نامی و سینمایی حرفه‌ای هم در بین نیست و بازیگران و عواملی که با تمام این کمبودها و مسائل مالی در کنار پروژه بودند) تدوین چندماهه اثر، که همه و همه در بهبودی این اثر، تأثیرگذار بوده‌اند را کنار می‌گذاریم.

با همه این اوصاف، سؤال اینجاست؛ فیلم‌ساز جوانی که با هزینه شخصی، دست به تجربه جدیدی میزند با چه زبانی به مدیران و مسئولان سینمایی بگوید که فیلم مرا ببینید؟ شما راهی بهتر از شرکت در جشنواره فیلم فجر سراغ دارید؟

فیلم سه‌حرفی هشتِ عمودی، با داستان و روایت غیرخطی، سعی دارد از نگاه روانشناسی و سایکودرام که بیننده اثر را وادار به تفکر می‌کند، به بحران طلاق عاطفی بپردازد و دغدغه‌های انسان امروز را در قرن ۲۱ به چالش بکشد. روایتی که تابه‌حال کسی در سینمای ایران جرئت رفتن به سمتش را نداشته، چراکه از ریزش مخاطب هراس داشته و این طبیعی است. حال که فردی حاضر به این ریسک شده و این تجربه را تجربه کرده، جز حمایت توقعی از مسئولان و تماشاگران ندارد. چه می‌شود که علی‌رغم توجه به مسائلی از قبیل طلاق عاطفی، روزمرگی، غرور، هدفمندی و پرداختی غیر کلیشه‌ای از قدرت و حضور خداوند در زندگی آدم‌ها و تغییر بنیادی در زندگی به‌واسطه شناخت خدا، آن‌هم به‌دوراز شعار و کلیشه‌های مرسوم، این فیلم هنوز فضایی برای ارائه و دیده شدن پیدا نکرده است. متأسفانه در کشوری زندگی می‌کنیم که روابط جای ضوابط را گرفته و هنرمند بانامش موردتوجه قرار می‌گیرد، نه با اثرش. قصه از جایی شروع می‌شود که نام و نشان ثبت‌شده از شخصی مثل وحید بیطرفان در سینما وجود ندارد. چه خوب می‌گوید رامبد جوان در این شب‌های برنامه خندوانه (‎به تعبیری)؛ کارگردان این فیلم، به‌شدت خلاق است، ولی اصغر فرهادی نیست … فیلم‌نامه‌اش ساختار پیچیده‌ای دارد، ولی فیلمش ۲۱ گرم نیست … درام و فرم جدیدی خلق کرده، ولی فیلمش اینسپشن نیست … محتوای منحصربه‌فردی دارد ولی …

سه‌حرفی هشت عمودی، فیلمی است که هوش مخاطبش را چاشنی مفاهیم درام می‌کند و تلاش می‌کند بابیان داستانی پازل گونه، (بصورت رفت‌وبرگشت سکانس‌ها) لذت حل این معما را با مخاطب شریک می‌شود. پویان، شخصیت اصلی فیلم که استاد دانشگاه در رشته فلسفه است، به دلیل روزمرگی وزندگی کسالت‌بار، دست به طراحی جدولی فلسفی می‌زند تا نسل بشر را از این انزوا و روزمرگی نجات دهد، غافل از اینکه خود وزندگی شخصی‌اش با همسرش (بهار) دچار بحران است. این درجه از نارسیسیسم (خودشیفتگی) در اکثر مردم دنیادیده می‌شود. پس بااینکه ساختار فیلم تجربی و جدید است تا همین‌جا، موضوع فیلم، موضوعی همه‌گیر است. ساختار به این دلیل تجربی است که ما داستان را از درون ذهن شلوغ و پرتنش پویان می‌بینیم. او با دیدن وقایعی در امروز، مرور خاطرات می‌کند تا بِه راه‌حلی برای خروج از این بحران برسد و این امر در چیدمان ذهنی همه ما به‌وفور تجربه‌شده است.

این فیلم صرفاً یک فیلم ایرانی و با ساختاری تجربی و متفاوت است که تابه‌حال در سینمای ایران تجربه نشده و امید دارد در این فضای پر نام و پرستاره، مجالی برای حتی یک‌بار دیده شدن در جشنواره‌ای مثل جشنواره فجر پیدا کند. امید دارم که با نگاه هنرمندانه به این اثر توجه شود نه مسائل حاشیه‌ای دیگر … و در انتها یک جمله از افلاطون: کامل‌ترین نوع بی‌عدالتی آن است که عادل به نظر برسیم، درحالی‌که عادل نیستیم.

 

 

*تهیه کننده و کارگردان فیلم «سه حرفی، هشت عمودی»

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *