نگاهی به فیلم «کارگر ساده نیازمندیم» به بهانه توزیع در شبکه نمایش خانگی

خوش ریتم ولی کم عمق

از نگاه خوانندگان – محمد تقی زاده: ششمین فیلم منوچهر هادی در مقایسه با سایر آثار فیلمساز، اثر بهتر و قابل تامل تری است، ولی هنوز وجود اشکالات فیلمنامه ای مهم ترین ایراد هادی در فیلم جدیدش به حساب می آید.
فیلمنامه «کارگر ساده نیازمندیم» مهندسی شده و منسجم است و با ریتم تندی که فیلمساز به آن داده است به اثری درگیر کننده و سرگرم کننده تبدیل شده. فیلمنامه ای که فراز و فرود و نقطه عطف دارد، در آن گره و گره گشایی به خوبی اتفاق می افتد و شخصیت ها و آدم ها طوری به یکدیگر ارتباط داده می شوند که هم می توان تا پایان به تماشای فیلم نشست و هم روابط آن را درک کرد. مشکلی که فیلمنامه پدرام کریمی با آن روبرو است، بیشتر به عمق نبخشیدن و در سطح ماندن آدم ها و داستان مربوط می شود. امر مهمی که شاید تماشاگر عام از آن غافل شود، ولی تماشاگر حرفه ای تر سینما از آن مطلع می شود و تعدد شخصیت ها و اتفاقات، آن را از عمق نداشتن آدم ها مغفول نمی کند.
فیلمسازان و سینماگران ایرانی عمدتا از موفقیت و فروش فیلم های دیگر همکاران خیلی خوب استفاده می کنند و تعداد زیادی از آثار فیلمسازان بعد از انقلاب متاثر از نگاه و تکنیک عباس کیارستمی و اصغر فرهادی بوده است. اما در سال های نزدیک تر پدیده مهمی در سینمای ایران مطرح شد که سعید روستایی نام دارد. جوان مستعدی که با کارگردانی و نویسندگی فیلم «ابد و یک روز»هم توانست دل منتقدان و داوران جشنواره را بدست آورد و هم در اکران عمومی موفق باشد. به نظر می رسد «کارگر ساده نیازمندیم» هم از نظر تعدد شخصیت ها و هم از نظر ضرباهنگ خود بیش از هرچیز به فیلم ابد و یک روز شبیه باشد و وامدار آن محسوب شود. در هر دو اثر با داستانی جذاب و پرکاراکتر روبرو هستیم که تماشاگر هنوز به فرجام رفتارها و کنش های شخصیت اول فکر نکرده، دومی از راه می رسد و با این تمهید جایی برای نزدیک شدن و همذات پنداری با آدم های داستان باقی نمی ماند.
از جهت دیگر و از نظر چیدمان شخصیت ها و اتفاقات فیلمنامه کارگر ساده نیازمندیم شبیه آثار اخیر اصغر فرهادی است. دیالوگ های پینگ پونگی و تاثیرگذار در ادامه داستان ، انسجام اتفاقات و رویدادها و داشتن قهرمان و روایت کلاسیک گونه از جمله شباهت هایی است که می توان بین فیلمنامه کارگر ساده نیازمندیم و مثلا فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی قایل شد. هر دو به دلیل داستانگو بودن و شخصیت داشتن و نقاط عطف و گره گشایی ها به شدت جذاب هستند، ولی پس از تماشای فیلم تماشاگر سوالات زیادی را در ذهن خود متصور می شود که اغلب بی جواب و نامفهموم باقی می ماند.
اگر بخواهیم مصداقی تر بحث را جلو ببریم، کار راحت تر و قابل فهم تر می شود. قدم کارگر ساده ای است که به دختر صاحب کارش ، مونس ، علاقه مند است . رحمت برای راه اندازی و گسترش فلافل فروشی اش از جهان پول نزول گرفته و گرفتار و نگران این مساله است.سیامک صفری همسایه و طرف مورد معامله رحمت از دوستان و همکاران جهان است.صفری با نقشه ای که جهان به او پیشنهاد داده باعث پاپوش درست کردن برای نورسته همسر صیغه ای جهان است و … . به این ها عزیز به عنوان کارگر جهان و فامیل قدم و حاتم به عنوان جوان شهرستانی و جویای کار و گمشده اش و میمنت همسر رحمت را هم می توان اضافه کرد. با همین چند خط می توان به این نتیجه رسید که چقدر خوب داستان آدم ها و زندگی شان در هم تنیده شده و چه تعداد شخصیت برای پیشبرد داستان تاثیر داشته اند.
اما پس از مرگ ناگهانی و مشکوک رحمت که یکی از نقاط عطف داستان است، داستان وارد فاز دیگری می شود و نقش قدم و جهان در فیلمنامه بیشتر خودش را نمایان می کند.
جهان به عنوان مرد مرفه و ثروتمندی که به ظاهر دست به خیر نیز هست، آنچنان پست و سیاه به تصویر کشیده که هرکاری دلش می خواهد می کند و هیچکس هم نه از نقشه هایش بویی می برد و نه آنچنان در مقابلش می ایستد .( سکانس دعوای قدم و غیرتی شدن او جلوی ساختمان جهان این ادعا را نقض نمی کند، چرا که پس از آن و در اقدامی نامناسب و غیر واقعی ، قدم با آن عصبانیت و غیض پای مذاکره و صحبت با جهان می نشیند). از آن طرف با قدم مواجهیم که از شهرستان آمده و بی کس و کار است و شخصیت معصوم و سفید داستان است. کلیشه پسر یا دختر شهرستانی ساده و معصوم و قرارگرفتن در مقابل گرگ های شهر (بخوانید تهران) از جمله ایده های کلیشه ای و ناکارآمد فیلمنامه کریمی است که قطعا در بسیاری از جهات توی ذوق تماشاگر خواهد زد.
شخصیت منفعل میمنت با بازی خوب، ولی تکراری یکتا ناصر و همچنین بازی های سیامک صفری و آتیلا پسیانی به جهت کلیشه ای و تکراری بودن شخصیت شان به نوعی هدر رفته اند و توانایی و مهارتشان آنچنان نمایان و آشکار نمی شود.
بهرام افشاری در نقش قدم از پدیده های سینمای ایران در سال گذشته و از بهترین بازیگران جشنواره سی و پنجم بود که متاسفانه دیده نشد و کارش به چشم نیامد؛ در حالیکه افشاری پس از ایفای چند نقش کوتاه در «لانتوری» درمیشیان و «علی البدل» سیروس مقدم نشان داد با وجود فیزیک خاصش چقدر توانمند و بازیگر است.
سحر قریشی در ایفای نقشی متفاوت که با اکثر تیپ های قبلی اش فرق دارد ، موفق ظاهر شده و به مدد کستینگ خوب منوچهر هادی و انتخاب او به عنوان یک دختر شهرستانی زیبا و فریب خورده توانسته یکی از بهترین نقش آفرینی های کارنامه بازیگری اش را در کارگر ساده نیازمندیم تجربه کند.
بطور کلی باید گفت کارگر ساه نیازمندیم یکی از آثار غیرکمدی سینمای ایران است که قابلیت جذب مخاطب را دارد، ولی در این وانفسای اقبال صد در صدی مردم به کمدی شاید خیلی مورد اقبال قرار نگیرد و فروش بالایی نکند، اما داشتن فیلمنامه هر چند با عیب و نقص های کوچ و بزرگ که روی آن فکر شده است، در کنار بازی های متفاوت و خوب از بازیگران حرفه ای و غیرحرفه ای مهمترین شاخصه های فیلم هادی محسوب می شود که آن را در حد اثری معقول و قابل تماشا در سینمای ایران ثبت می کند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
14 + 18 =