سکانس اول

«دخل» با «خرج» برابر نیست!

 

مسعود داوودی سردبیر

مشکلات اقتصادی که بر سر راه تامین بودجه فیلم های سینمایی وجود دارد، آن دسته از تهیه کنندگان بخش خصوصی را که صرفا با اتکا به منابع مالی خود اقدام به تولید فیلم می کنند، با نارسایی های متعددی روبرو می سازد.

افزایش دستمزدها و گرانی تهیه مایحتاج مورد نیاز فیلم های سینمایی، عرصه را برای غالب تولیدکنندگان تنگ کرده است.

عدم توازن و اختلاف میان آنچه که هزینه می شود با اثری که قرار است در آینده ای نامشحص روی پرده سینماها برود و سرمایه خرج شده را به دست تهیه کننده یا سرمایه گذاران بازگرداند، شرایط خاصی به معادله چند ده مجهولی تولید فیلم در سینما داده است.

بدیهی است در واکاوی سختی های ناشی از تامین سرمایه، باید حساب آن دسته از تهیه کنندگان را جدا کرد که عمده فعالیت حرفه ای شان متصل به بودجه های دولتی و سرمایه های نجومی برخی از نهادها و سازمان هاست و تقریبا با واژگان «مشکلات تامین سرمایه» چندانی آشنایی ندارند!؟

در چرخه تولید فیلم های سینمایی از حدود ۱۵ سال پیش، تعریف نامشحص و گنگی از دستمزدهای بازیگران شد؛ این نامشخص بودن از ابتدا که برخی از بازیگران با درخواست دستمزدهای کلان هزینه های تولید فیلم را به یک باره دچار افزایشی نفسگیر کردند، هرچند با مخالفت مدیران وقت وزارت ارشاد و معاونت سینمایی آن زمان مواجه شد، اما از آنجا که معمولا در مملکت ما برای موضوعاتی این چنینی، راه های گریز هم پیدا می شود(!)، قراردادهای برخی از بازیگران در دو نسخه و با دو رقم تنظیم و امضا می شد!

استمرار در پرداخت های دستمزد با چنین رویه ای، فرصت مقابله مسئولان ارشاد با روند غیرطبیعی افزایش دستمزد بازیگران را سلب کرد.

در دو – سه سال بعد از جا افتادن چنین بداعت هایی، میزان دستمزدها با افزایش علنی در قراردادها ثبت شد و بخش بزرگی از تهیه کنندگان قدیمی سینما را دچار تضرر های اقتصادی فراوان و در نتیجه وادار به کناره گیری یا کم کاری کرد.

دلخوش بودن به فروش گاه و بی گاه چند فیلم ، توجیهی برای گرفتن دستمزدهای بالا توسط بازیگرانی شد که به شکل عملی در جریان فروش فیلم ها، نمی شد نقش چندانی برایشان متصور بود.

گذر از دوران طلایی دهه شصت و اقبال فیلم های سینمایی در گیشه ها در اواخر دهه هفتاد و با رشد گام به گام صنعت نمایش خانگی،رونق گیشه دیگر تبدیل به یک خاطره خوش برای اصحاب سینما شده بود، اما در همین حال تنها رشدی که در بخش تولید فیلم های سینمایی می شد مشاهده کرد، روند صعودی  میزان دستمزد بازیگران بود!

تعریف نادرستی که از ساخت فیلم های «فاخر» در اواخر دهه هشتاد و در دوران جواد شمقدری صورت گرفت، زمینه ساز دریافت دستمزد های نجومی توسط بازیگرانی شد که در شکل طبیعی، تهیه کنندگان حتی حاضر نبودند یک دهم آن میزان دستمزد را به آن بازیگران بخصوص بدهند. این رویه غلط و تعریف جدیدی که از فیلم فاخر می شد، بودجه های نجومی و «ارز»های ارزان را به سوی معدودی از تهیه کنندگان و تعدادی از بازیگران سرازیر کرد تا ملاک آنان در برابر دعوت برای شرکت در فیلم های بخش خصوصی، دستمزدهای دست و دلبازانه ای بود که از تهیه کنندگان دولتی گرفته بودند!

با گران شدن هزینه های تولید فیلم که غالب گرانی اش متاثر از میزان دستمزدهای هنرپیشگان بود، سینمای ایران در یک بن بست اقتصادی قرار گرفت. این بن بست که روی دیگر و بی رحم سینما خوانده می شود، زیان های مالی و عوارض ناشی از این زیان ها بود که به خانه نشینی و کناره گیری تهیه کنندگان فرهنگی و حرفه ای دهه های شصت و هفتاد منجر شد.

اما این سرنوشت متاثرکننده، تنها نصیب تهیه کنندگانی شد که به گفته خود نه راه گرفتن و بهره مندی از بودجه های کلان دولتی را بلد بودند و نه قاعده های بازی گرفتن اسپانسر و آوردن سرمایه گذاران عشق سینما را می دانستند؛ خالی شدن فضای تهیه کنندگی از حضور اشخاص فرهنگی و حرفه ای، راه را برای ورود برخی از کسانی باز کرد که عمده سابقه کاری شان در مدیریت تولید و یا جانشینی مدیر تولیدی خلاصه می شد. همین روند در سال های بعدتر و با سرازیر شدن پرسش برانگیز سرمایه های کلان و باور نکردنی به پروژه های تلویزیونی و تولیدات شبکه نمایش خانگی، زمینه ساز ورود چنین ورود افراد تازه کار و عمدتا جوانی به عرصه تهیه کنندگی شد که بیشتر بازیگران به آنان به چشم «عابر بانک»(!) نگاه می کردند.

پرداخت های نجومی و بالا رفتن هزینه های تولید، تیر خلاص به پیکره تولید حرفه ای بخش خصوصی وارد کرد. یعنی آن دسته از فعالانی که بر اساس محور صحیح اقتصادی «فیلم، سینما، تماشاگر» اقدام به ساخت فیلم می کردند.

بالا رفتن دستمزد بازیگران در پروژه های سینمایی و تلویزیونی، پاشنه آشیل بعد فرهنگی و جنبه های هنری سینمای ایران شده تا آنچه مهم جلوه نمایی کند، تنها و تنها «پول» و «پول» باشد….!

نظرات 1
  1. بعضی اوقات جناب داوودی مدیرمسئول وسردبیر محترم روزنامه وزین سینمایی بانی فیلم ،بدون درنظرگرفتن منافع مالی نشریه وگذشت از پول ، بنحو احسن تیشه به ریشه نامردمی ها و بی لیاقتی ها میزند که انصافا جای تقدیر وتشکر دارد.گمان نمیکنم صاحب هیچ نشریه خصوصی اینچنین زیر پای خود را که محکم ایستاده است به یک باره خالی کندکه نتوان او را نجات داد….واین یعنی جسارت وازخود گذشتن و داوودی ازهمین جنس است. او مینویسد تا شاید راه حل اساسی برای ارزان تمام شدن هزینه های فیلم چاره اندیشی شود در حالیکه این وظیفه مسئولین سینمایی است که نگذارند با این دستمزد های سریام آور چرخ های سینما از حرکت باز ایستند. چرا که اگرساخت فیلم توسط دولت برچیده شود بخش خصوصی هرگز چنین ارقام نجومی را به بازیگران نخواهد
    پرداخت که یک بازیگر برای ۲۰ جلسه کاری ۳۰۰ ملیون تومان دستمزد بگیرد ومتعاقب آن عدها ای پبشکسوت سالها خانه نشین شوند و دیناری درآمد نداشته باشند، پیشکسوتانی که بیش از۵ دهه درسینمای ایران خون جگر خورده اند و نجربه آموخته اند. برای نگارنده اصلا مهم نیست که چرا در جواب حرفهای جناب داوودی سر تعظیم فرود آورده و چشم بسته با نظرات ایشان موافقم چون می بینم نه تنها هیچیک از نشریات و بخصوص مسئولین سینمایی در این مورد حرف نمی زنند بلکه تصور میشود خود دربالابردن دستمزد بی رویه بازیگران نقش عمده دارند والا یک جمله (بماچه مربوطه) آب پاکی را روی وجدان وشرف خود می ریزند و بدون هیچ احساس مسئولیت سوار بر خر مراد خود هستند. آنچه در مطلب (دخل وخرج برابر نیست) نوشته شده مطلبی ست که معنای آن همان (بماجه مربوطه ست) واین یعنی براندازی سینمایی که بنظر میرسد
    خیلیها علیرغم جشن وپایکوبی که برایش بر پا میکنند، چشم دیدن سینما را ندارند. یاحق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *