نگاهی به نمایش «گرترود یا روح پدر هملت»

دردهای یکسان از قرن ۱۶ تا امروز

حسین آهنی
از نظر من ایراد بزرگ هنر امروز ناتوانی در ایجاد فرمی جذاب برای کشاندن مخاطب به عمق و لذت بردن از کشف و شهود است. جایی که رسیدن به آن کار هر کسی نیست. معمولا مخاطب عام در برخورد با یک فضای هنری مدرن یا خودش را عاجز از رسیدن به عمق و درک مطلب می‌بیند یا بی‌حوصله‌تر از آن است که برای لذت بردن از معنای باطنی اثر وقت و انرژی بگذارد.
حال اینکه در جامعه‌ ایرانی هنوز اکثریت با کسانی‌است که یا در مقابل روشنفکری گارد و تعصب ناخودآگاه دارند، یا سواد و تجربه و ابزار رسیدن به سطح لازم برای لذت بردن از حرف و مفهوم واقعی اثر و همزادپنداری با هنرمند و هم‌دلی با طرزفکرش را ندارند.
با این اوضاع هنرمندی می‌تواند در رساندن پیام اثرش به مخاطب ایرانی موفق‌تر باشد که بتواند بدون کوتاه آمدن از افق دیدش مخاطب را تا نقطه‌ بروز اتفاق و لحظه‌ خوردن جرقه در ذهنش جذب اثر کند.
کار سختی نیست اما کار هر کسی هم نیست.
این هنری است که باید هر هنرمندی در کنار هنر تخصصی‌اش داشته باشد تا به چشم و گوش و قلب و روح مخاطب برسد وگرنه اثر دیده نشده و هنر منتشر نشده در واقع مدفون است هرچند گنجینه‌ی گران‌قیمتی همراه داشته باشد.
این روزها فرصتی مغتنم پیش آمد که با دوستان‌جان نمایش گرترود یا روح پدر هملت را ببینیم.
حرفهای بالا را گفتم تا این نمایش را مثال بزنم.
راستش رفتن سراغ شاهکار شکسپیر دل و جرات می‌خواهد. نمایش که شروع شد با این ذهنیت و نگاهی پرتوقع چشم به صحنه و بازی‌ها دوختم. شروع خوبی بود. از همان ابتدا متوجه می‌شدی که هملت از قرن شانزده به امروز آمده.
موسیقی فوق‌العاده و دیالوگهای قوی و فصیح، کنایه‌های زیرکانه و بجا و تکرارهایی که مراقب حوصله‌ مخاطب بودند و ارجاع‌هایی که به حال و هوای امروزمان طعنه می‌زدند، همه و همه از کاربلدبودن و تسلط و زیرکی نویسنده حکایت می کردند.
خلاصه چیزی که می‌خواهم بگویم این است که ماجرای هملت را از زاویه‌‌ متفاوتی دیدم. نشانه‌هایی از زندگی امروز وجود داشت؛ گرترود سیگار می‌کشید، گوشی پزشکی اختراع شده بود، پولونیوس با سرنگ کشته شد و …اما باز هملت همان دردها را می‌کشید و من همانقدر به بودن در دنیایی جهنمی فکر می‌کردم و ذهنم پابه‌پای نمایش به پیش می‌رفت.
هملت از قرن شانزده به امروز آمده بود، اما همان دردها و تردیدها و زخمها و اندوه‌ها همراهش بود و همان حقیقت را در سینه‌اش داشت.
نمایش گرترود یا روح پدر هملت با نویسندگی و کارگردانی دکتر میثم مطهری مثال خوبی است از هنری که می‌تواند در عین عمیق بودن قدرت جذب مخاطب را داشته باشد.
باید خودتان ببینید تا از دیدن اتفاقها و اتفاقهای بعد از دیدنش لذت ببرید.
*شاعر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *