بررسی مؤلفه های موفقیت سری سازی در سینمای ایران- بخش دوم

دنباله ‏سازی، گیشه شلوغ و میلیاردی را تضمین می‏کند

بانی فیلم – گروه سینمای ایران- نسرین بختیاری: موفقیت تجاری و علاقه مخاطبان یک فیلم معمولا باعث می شود که فیلمسازان دوباره برای ساخت قسمت های بعد با همان حال و هوا ترغیب شوند. دنباله سازی یا سری سازی در سینمای جهان مرسوم است و با نگاهی به فیلم هایی که در گیشه موفق بودند، متوجه این زاویه نگاه می شویم. دنباله سازی به شکل های متفاوتی در سینما انجام شده است، گاهی شخصیت ها و موضوع مشترک هستند، گاهی تنها عنصر مشابهت فیلم با نسخه قبلی موضوع است و شخصیت ها تغییر کردند و گاهی نیز تنها لوکیشن یادآور رگه هایی از داستان قبلی است و تمام مسائل به صورت مستقل اداره می شود. تمام این مولفه ها بستگی به دیدگاه کارگردان در خصوص دنباله سازی دارد. اما به هرحال برای دنباله سازی نیازمند رعایت فرمول ها و قواعدی هستیم که فیلم به دل مخاطب بنشیند. کارشناسان معتقدند هر فیلمی که به عنوان دنباله ساخته می شود، باید هویت مستقلی داشته باشد که اگر مخاطب نتوانست بخش اول را به درستی ببیند، بتواند به طور مستقل با فیلم نسخه بعد ارتباط برقرار کرده و با آن همذات پنداری کند. به جز این، کارگردانی که سعی می کند دنباله فیلمی را بسازد، باید نگاه و صحبت تازه ای در شخصیت پردازی و طرح داستان داشته باشد. در گزارش شماره قبل با جمعی از کارشناسان صحبت کردیم که هر کدام از دیدگاه خود این مسأله را بررسی کردند. احمد طالبی نژاد درباره ویژگی های سری سازی یا دنباله های سینمایی گفت: در سری سازی انسان به شخصیت هایی خو می گیرد و به آنها علاقه مند می شود و در فیلم بعدی با شخصیت های از قبل آماده ای روبرو می شود که می خواهد بداند آنها در این سری جدید چه کاری انجام می دهند. در حقیقت نوعی کنجکاوی، بخصوص درباره داستان هایی که حجم آنها به اندازه ای زیاد است که امکان بیان قصه در یک نسخه دو ساعته نباشد وجود دارد.
ادامه این قصه یا داستان بستگی به موفقیت فیلم دارد که آیا داستان به اندازه ای کشش دارد که ما بتوانیم آن را در جایی تمام کنیم و قصه ادامه پیدا کند. در ادامه مسعود ده نمکی در پاسخ به اینکه چه فرمول هایی باید رعایت شود که سری سازی به موفقیت برسد، عنوان کرد به نظرم فیلم نباید به تکرار بیفتد و امتیازات جدیدی نسبت به نسخه قبلی داشته باشد و در این صورت می تواند ادامه پیدا کند و از آن استقبال شود. معتقدم مخاطب قسمت اول را به دلیل تازگی، بیشتر می پسندد، اما اگر باز هم جذابیت نداشته باشد، ممکن است به ضد خودش تبدیل شود. سعید سهیلی کارگردان فیلم «گشت ارشاد» نیز در این رابطه گفت: وقتی فیلمی برای اولین بار ساخته می شود و قسمت دوم آن نیست، تماشاگر هیچ پیش زمینه ذهنی قبلی ندارد و یا فیلم را دوست دارد یا ندارد. اما وقتی که تماشاگر قسمت اول را دوست داشته در قسمت بعدی دنبال جذابیت و نشانه های آشنا نسبت به قسمت اول می گردد؛ به همین دلیل قسمت دوم خیلی سخت است و باید دقت و حساسیت فیلمساز بیشتر باشد و نشانه های آشنای قسمت اول را در قسمت های بعدی ادامه دهد. اگر شخصیت های قسمت اول برای تماشاگر جذاب باشند چه پیچیده باشند و چه نباشند باز هم آن قصه را دنبال می کند.
در این شماره نیز در خصوص این موضوع گپی با کارشناسان داشتیم که در ادامه از نظر می گذرانید:

 

محمد نیک بین:
هرکدام از دنباله ‏های فیلم باید هویت مستقلی داشته باشند

محمد نیک بین تهیه کننده فیلم «آتش بس ۲» در پاسخ به اینکه فیلم های قسمت دوم یا سوم، باید چه ویژگی ها و خصوصیت هایی داشته باشند و چه مولفه هایی را باید رعایت کنند تا موفق شوند، به بانی فیلم گفت: درست است که فیلم ها دنباله یکدیگرند اما هرکدام از فیلم ها باید به طور مستقل موفق باشند و فیلمنامه و ساختار درستی داشته باشند. بنابراین، اگر داستان قابل تعقیب باشد و کشش کافی داشته باشد، چندان تفاوتی ندارد که دنباله یک فیلم باشد یا نباشد و هرکدام باید جذابیت خود را داشته باشند.
نیک بین ادامه داد: معمولا وقتی فیلم اول ساخته و موفق می شود، تا حدودی ممکن است پشتوانه ای برای ساخت فیلم های بعدی به وجود بیاید و تماشاگران با این دیدگاه می آیند و چیزی شبیه یا مشابه آن را ببینند. به همین دلیل اگر دومین یا سومین فیلمی که ساخته می شود، به تنهایی مشخصات یک فیلم خوب را داشته باشد، به طور طبیعی می تواند موفق شود. معمولا در ایران این طور نیست و دومین یا سومین نسخه از فیلم که ساخته می شود، معمولا به کیفیت قسمت اول نمی شود؛ در نتیجه چندان موفق نمی شود و به کیفیت جلسات اول نمی شود.
نیک بین در پاسخ به اینکه آیا وقفه زمانی بین فیلم های ساخته شده باعث کاهش مخاطب می شود یا خیر، گفت: این بستگی به موضوع دارد و اگر موضوعی با گذشت زمان کشش لازم را نداشته باشد، مخاطب جذب نمی شود، اما اگر موضوعی باشد که زمان در آن تأثیری نداشته باشد، می تواند موفق باشد.
تهیه کننده «آتش بس ۲» در رابطه با اینکه چرا نقش فیلمنامه در قسمت های بعدی فیلم کمرنگ می شود و آیا سطح سلیقه مخاطب پایین نمی آید، بیان کرد: اگر مولفه هایی که بیان شد را تعقیب نکنیم، طبیعی است در قسمت های بعد فیلمنامه افت می کند. گاهی همه از یک کارگردان انتظار دارند قسمت دوم فیلم هم مانند قسمت اول باشد، اما ممکن است برای این فیلمساز موفقیت قبلی تکرار نشود. همان طور که گفتم، اگر فیلم به طور مستقل کشش داشته باشد، موفق می شود و برعکس. ما تنها پیش زمینه نسبت به این فیلم ها داریم و هرکدام می توانند مستقل باشند و اگر این مولفه رعایت نشود، فیلم ها با شکست رو به رو می شوند. در هالیوود هم بعضی از دنباله ها موفق و بعضی موفق نیستند، اما به هرحال موفقیت و فروش فیلم وسوسه برانگیز است و بستگی دارد که تا چه اندازه در کارشان موفق باشند. ممکن است درآمدزایی اقتصادی داشته باشد، اما این طور نیست که همگی به موفقیت برسند و کار سختی است. اگر عوامل تهیه بدانند که هر فیلم به تنهایی باید کشش و درام خود را داشته باشد، می تواند موفق باشد. اگرنه، متکی به نوستالژی هستند که فیلم قبلی به وجود آورده است.

 

آنتونیا شرکا:
ساخت قسمت‏های بعدی فیلم نیازمند استراتژی است

آنتونیا شرکا نویسنده و منتقد در پاسخ به اینکه فیلم های قسمت دوم یا سوم، باید چه ویژگی ها و خصوصیت هایی داشته باشند و چه مولفه هایی را باید رعایت کنند تا موفق شوند، به بانی فیلم گفت: به نسبت خارج از کشور سنت سری سازی در سینمای ما چندان رایج نیست و فکر می کنم فاصله گذاری زمان ساخت بین قسمت اول و دوم نباید زیاد باشد تا ذهن مردم آمادگی بیشتری داشته باشد. البته استثنایی درباره شهر موش ها وجود داشت که سری دوم آن فروش خوبی داشت. قاعده کلی این است که نباید فاصله زیادی بین قسمت های اول ایجاد شود تا ذهن تماشاگر نسبت به شماره های قبل خود آماده باشد.
شرکا در خصوص شخصیت ها عنوان کرد: ترجیح این است که بازیگران قسمت دوم فیلم، همان بازیگران قبلی باشند، چون قرار است به نوعی داستان قبلی را ادامه دهیم. در فیلم «آتش بس ۲» شرایط به گونه ای رقم خورد که نتوانستند فیلم را با همان بازیگران ادامه دهند و تنها موضوع، واحد بود. به طور مطمئن وقتی شماره یک به دو یا سه می رسد، باید با گذشت زمان باید جذابتر شوند و تماشاگر انتظار دارد چیزی اضافه بر شماره یک ببیند تا ساخت شماره های بعدی فیلم توجیه داشته باشد.
این منتقد خاطرنشان کرد: گاهی اوقات کارگردان به این فکر نمی کند که می خواهد شماره دو یا سه یک فیلم را بسازد، اما میزان استقبال از شماره یک یا دو باعث می شود شماره های بعدی را بسازد. بنابراین، امکان ندارد این انتظار را داشته باشیم که کارگردان به شیوه ای فیلم بسازد که وقتی شماره یک را می سازد، آمادگی ساخت شماره دوم را داشته باشد. در حقیقت باید ابتکاری به خرج دهیم که شماره دو چیزی اضافه بر شماره یک داشته باشد و صرفا ادامه داستان نباشد و شخصیت هایی وارد شوند که به طور مستقل شخصیت و هویت داشته باشد و لازم نباشد تماشاگر حتما شماره دو را ببیند و متوجه داستان بشود.
شرکا در رابطه با اینکه چرا نقش فیلمنامه در قسمت های بعدی فیلم کمرنگ می شود و آیا سطح سلیقه مخاطب پایین نمی آید، بیان کرد: وقتی یک فیلم فروش می کند، کارگردان به این فکر می افتد که قسمت های بعدی را بسازد و به طور طبیعی در این مورد هم امکان غفلت از فیلمنامه وجود ندارد و نمی شود فکر کرد به دلیل اینکه فیلم نشانه هایی برای جذب تماشاگر داشت، هرچه بسازیم از آن استقبال می شود. در تاریخ سینما تجربه ثابت می کند که معمولا شماره یک ها جذاب تر و زیباتر بودند. با اینکه فیلم «پدرخوانده» جوایز متعددی را از آن خود کرد، هنوز بسیاری معتقدند قسمت دوم و سوم پدرخوانده ضعیف تر از قسمت اول است. تصور عمومی این است هرشماره ای که ساخته می شود از جذابیت آن کم می شود؛ پس چه بهتر که کارگردان این موضوع را در نظر داشته باشد و در تمام جنبه ها و از جمله فیلمنامه به گونه ای رفتار کند انگار اولین فیلمی است که می سازد.
وی افزود: تماشاگر انتظار دارد به همان اندازه قبل از فیلم لذت ببرد. این شبیه خواب دیدن ماست. ممکن است خواب زیبایی ببینیم و به هر شیوه ای برای دیگران روایت کنیم، فایده ای ندارد. در عین حال سوژه فیلم تا حدودی در قسمت اول تخلیه شده، کارگردان باید فشار مضاعفی تحمل کند تا بتواند مانند نسخه قبلی فیلم بسازد. برای این کار نیازمند نوعی تلاش تیمی هستیم؛ چون برای ساخت قسمت دوم کارگردان احتیاج به استراتژی و برنامه ریزی دارد.
شرکا با اشاره به قوت در زمینه دنباله سازی در بخش سریال ها عنوان کرد: همه ما منتظر فصل دوم سریال «شهرزاد» هستیم و سریال های سری سازی شده، جایگاه خودشان را دارند. در سطح دنیا دنباله سازی سریال ها بیشتر متداول است.

 

مهدی صباغ زاده:
موافق دنباله ‏سازی فیلم‏ها نیستم طرفدار نوگرایی‏ ام

مهدی صباغ زاده کارگردان، تهیه کننده و فیلمنامه نویس در پاسخ به این پرسش که فیلم های قسمت دوم یا سوم، باید چه ویژگی ها و خصوصیت هایی داشته باشند و چه مولفه هایی را باید رعایت کنند تا موفق شوند، به بانی فیلم گفت: کسانی که دنباله سازی می کنند، چاشنی سود به مذاقشان خوش آمده و تلاش می کنند این دنباله روی را انجام دهند و شاید بتوانند این دنباله روی را در آینده بهتر انجام دهند. البته مردم نیز گاهی بی تقصیر نیستند و دوست دارند، موضوعی را دوباره ببینند و برایشان مطرح شود و استقبال هم می شود و این مسأله به کارگردانان برای دنباله سازی کمک می کند. به طور کلی، چندان با دنباله سازی موضوعاتی که ممکن است مورد توجه قرار بگیرد، موافق نیستم.
صباغ زاده در رابطه با اینکه چرا نقش فیلمنامه در قسمت های بعدی فیلم کمرنگ می شود و آیا سطح سلیقه مخاطب پایین نمی آید، بیان کرد: سطح سلیقه مخاطب پایین آمده و چندان تفاوتی ندارد که مسائل دیگر به آن اضافه شود. امروز مسائل را به سمت سرگرم کننده بودن پیش می برند. البته خنداندن اشکالی ندارد و اگر کار کمدی درست ساخته شود، بد نیست، اما فکر می کنم در حال رسیدن به نوعی جریان سطحی در سینما هستیم و این به زیربنای اصیل و فرهنگی کشورمان لطمه می زند. سینمای ما سال ها تلاش کرده که جریان فرهنگی خود را به سطح جهانی برساند. ما فیلم های خوب و پرمخاطبی داشتیم که برخی از مخاطبان داخل و خارج از کشور را تحت تأثیر قرار داده، اما بعضی دنبال سود و درآمد هستند و به جریان های فرهنگی بها نمی دهند و از آن گذشته دولت هم چندان به آن اهمیتی نمی دهد. به دلیل اینکه منافع خوبی می برند، به طور طبیعی شرایط خوبی برایشان فراهم می شود و امکان ایراد گرفتن به آن ها وجود ندارد. این وظیفه جریان فرهنگی و شورای پروانه ساخت است که دقت لازم را در این زمینه داشته باشد که به بدنه سینما لطمه وارد نشود.
این کارگردان افزود: در حال حاضر بیشتر فیلم ها حتی اگر دنباله سازی هم نکنند، از لحاظ فکری بسیار مشابهت دارند و سعی می کنند همان تجربه های قبلی را دنبال کنند. وجود این تفکر و بینش جریان واقعی سینمای ایران را تحت تأثیر قرار می دهد. بعضی دیگر از فیلمسازان هم به رغم تمام مشکلاتی که دارند، وارد این جریان نمی شوند و بسیاری از فیلمسازان ما به طور عملی به دلیل فراهم نبود موقعیت اکران و تهیه کننده خوب، فیلم نمی سازند. این موقعیت برای تهیه کنندگان و سرمایه گذاران ما وسوسه برانگیز است و امکان دارد به این سمت سوق پیدا کنند.
صباغ زاده با تأکید بر اینکه نوآوری در فیلم ها وجود ندارد، گفت: سینمای جوان ما نگاه تازه و تکنیک بهتری ممکن است داشته باشند و جوانان می توانند با فیلمسازی خود سینمای ایران را در جایگاه اولیه و مثبت خود نگه دارند. اگر قرار باشد این جوانان دنباله روی کنند و دنبال تجربه های قبلی بروند، نمی توانند به نوآوری برسند. هر فیلمسازی با جهان بینی خاص خود می تواند حرکت کند و در هر فیلم، چیزی به آن اضافه کند تا مخاطب آن را دوست داشته باشد. فیلمنامه نویسان نیز نباید دنبال تفکرهای قدیمی باشند و نوآوری باید در نسل جوان اتفاق افتاده که به عینه در بعضی فیلمسازان جوان، آن را می بینیم. فیلم هایی که تفکر جدیدی دارند، به تدریج راه خود را در عرصه بین المللی باز می کنند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *