گفت و گویی با کارگردان «مسابقه مرگ 2050»

راجر کورمن:فیلم هایم از من نافرمانی کرده اند!

بانی فیلم – گروه سینمای جهان – وصال روحانی: راجر کورمن به مدت ۷ دهه به عنوان سلطان فیلمسازی سبک B (فیلم های درجه دوم) شناخته شده ولی در دامان او ستاره های درجه اولی مثل جک نیکلسون و وینسنت پرایس در عالم بازیگری سر بر آورده اند و کارگردانان برجسته ای مانند اسکورسیسی، کاپولا، اسپیلبرگ، لوکاس و ران هاوارد توسط وی تقویت و در مسیر تعالی قرار گرفته و مدرک گرفته های مدرسه عالی فیلمسازی کورمن که البته وجود خارجی ندارد و فقط عرصه کارهای عملی و تجربی اوست، به شمار می آیند. کورمن در هر ژانری و در هر مدت قابل تصور و اعجابی فیلم ساخته و فیلم مشهور «مغازه کوچک وحشت ها» محصول ۱۹۶۰ فقط در سه روز توسط او فیلمبرداری و تهیه شده است و در غیر این صورت وی نمی توانست طی بیش از ۷۰ سال فعالیت در تولید پیش از ۸۰۰ فیلم دست داشته باشد و تهیه کننده اصلی و یا یکی از عناصر تولید آن باشد و هر گاه فرصتی پیش آید، به کارگردانی هم بپردازد. ۴۲ سال پس از فیلم پر حادثه و در عین حال سیاسی «مسابقه مرگ ۲۰۰۰» که وی در سال ۱۹۷۵ عرضه کرد و دیوید کارادین و سیلوستر استالونه را در بدو شهرت شان در جمع بازیگران خود داشت، او قسمت دوم آن را نیز عرضه کرده است و آن هم در شرایطی که ۹۱ ساله شده است. در این مدت البته سه ورسیون دنباله ای از روی آن فیلم به نمایش درآمده اما این فیلم تازه با عنوان کامل «مسابقه مرگ ۲۰۵۰» و با کارگردانی جی.جی.اچرن کمپ و حضور مالکوم مک داول در رل رییس نهادی زیاده خواه به نام کمپانی های متحد آمریکا است که باید قسمت دوم حقیقی آن فیلم تقریباً کلاسیک شده به حساب آید. ببینیم خود راجر کورمن که پیری تأثیر عمیقی بر او نگذاشته است، در این باره چه می گوید.

آقای کورمن، پس از نسخه تازه «مسابقه مرگ» چه نمره ای به خودتان می دهید؟
– از نمره ۱۰، عدد ۹ را انتخاب می کنم و فقط فرانکشتن است که از من پیش می افتد و من فقط مغلوب او می شوم!
می گویند نه فقط خودتان بلکه ماشین تان هم از دیوار راست بالا می رود.
– نه، هیچ یک از این اتفاقات نیفتاده اما اگر در گرافیک های کامپیوتری و به مدد این دستگاهها ممکن باشد، از این کار استقبال می کنم.
در این دست فیلم ها سرعت و رانندگی ریسک آمیز حرف اول را می زند. آیا خودتان یک بار در این ماشین ها نشسته اید و چنین سرعت هایی را چشیده اید؟
– این اتفاق افتاده است. در زمان ساخت «مسابقه مرگ ۲۰۰۰» یعنی قسمت اول فیلمی که اینک پیش رو دارید، روزی یکی از بدلکارها و راننده های کمکی گفت به خاطر سختی صحنه های فیلم باید دستمزدی اضافه بر معمول بگیرد ولی وقتی بررسی کردم دیدم خطر زیادی هم در کار نیست، در نتیجه پیشنهاد او را رد کردم و خودم در یکی- دو صحنه پر تحرک بعدی به عنوان بدلکار ظاهر شدم و کارهای مورد نظر را انجام دادم.
با بازیگران فیلم هایتان چطور ارتباط برقرار می کنید؟
– از تجربیات عملی ام به عنوان یک تهیه کننده فیلم های سینمایی می گویم. من در اصل و ابتدا یک مهندس بودم که به کارهای سینمایی کشیده شدم و حتی وقتی نیاز به کارگردانی خودم پیش آمد، سعی کردم براساس حس های شخصی ام نسبت به این حرفه کارها را به پیش ببرم. همه ما در یک متد و روال مشخص بار آمده و به تبع آن به کارگردانی نگاهی برخاسته از اطلاعات و سلیقه شخصی مان داریم و اینگونه مسائل را به هنرپیشه های آثارم و سایر عوامل تولید فیلم ها انتقال داده ام. این کمک می کند تا انگیزه و امید آنها هم بیشتر شود.
حتماً بارها پیش آمده که پا وسط گذاشته و به کارگردانان فیلم هایتان نیز راهنمایی لازم را ارائه کرده اید.
– پیش آمده اما من به قصد آزاد گذاشتن کارگردانها و جاری شدن عقایدشان زیاد به سر صحنه فیلم های تولیدی ام نمی روم. البته من در بسیاری از موارد قبل از شروع فیلمبرداری آثار تولیدی ام با کارگردانها صحبت و هماهنگی و دیدگاههایم را به آنها منتقل می کنم و قبول یا رد آن موارد برعهده این هنرمندان است.
آیا حدس می زدید «مسابقه مرگ ۲۰۰۰» این قدر مشهور و تبدیل به یک کالت کلاسیک شود که حتی راجع به آن انواع شوخی ها را بسازند؟
– من همیشه مطمئن بودم که حادثه سازی روی پرده سینما و به ویژه در مسابقات اتومبیلرانی همراه با هر فرضی مرتبط با آن کار جالبی است و طرفداران ویژه خود را دارد و بدیهی است که در پی آن شوخی سازی ها و خلق افسانه های غیرواقعی نیز بیاید. حتی وقتی فیلم های بیرحمانه گلادیاتوری هم می سازید راجع به آن شوخی سازی می کنند و در نتیجه نمی توان بابت برخوردی از همین دست با فیلم های «مسابقه مرگ» ابراز تعجب و نارضایتی کرد. این فیلم ها خواه ناخواه کمدی های سیاهی هستند که هر چند اتفاقاتی جدی پایه اصلی آن به حساب می آید اما در صحنه هایی هم مواردی کمیک روی می دهد و یا لااقل چنین حسی به بینندگان منتقل می شود.
شما فیلم «قتل عام روز سنت والن تایم» را هم ساخته اید که نمونه ای از فیلم های گانگستری بود و از معدود دفعاتی که فیلم تان با بودجه بالای کارهای پر هزینه هالیوودی تهیه شد. این فیلم و دهها نمونه دیگر می گویند به آثار گانگستری علاقه ای ویژه دارید.
– من از کودکی فیلم های گانگستری می دیدم و با بررسی تمامی جوانب به این نتیجه رسیدم که بسیاری از تبهکاران اتباع خارجی ای هستند که در کشور ثانوی محل استقرارشان جا نمی افتند و در نتیجه برای امرارمعاش دست به خلاف می زنند. من کوشیدم همان روابطی را در فیلم کشتارهای «روز سنت والن تایم» به تصویر بکشم که در اطراف گانگسترهای معروفی مثل ال کاپون و باگزی موران مشاهده می شد و معتقدم این نامداران دنیای تبهکاری نیز به شکل هایی که شاید از کنترل خودشان هم خارج بود به سمت این موارد منفی کشیده شدند.
فیلم ال کاپونی محبوب شما کدام فیلم بوده است؟
– ورسیون سال ۱۹۳۲ «صورت زخمی» که آن را هاوارد هاکز ساخت و پل مونی و جورج رافت در آن بازی کردند، بهترین بود. البته من در آن فیلم هیچ سهم و نقشی نداشتم!
آیا هرگز به این باور واقعی شک کرده اید که سهمی بزرگ در شکل گیری هنر سینما در آمریکای شمالی و فیلم های ظاهراً درجه دوم که پایه گذار آثار «A» شدند، داشته اید؟
– افسانه ای که می گویید در ارتباط با من وجود دارد قدری مبهم و مغشوش است زیرا من به شکل های مختلف به هنر فیلمسازی پرداخته ام و کارهایم در یک شاخه خاص و تک نبوده است. من حتی کارهای توزیع فیلم ها را نیز با وسعت انجام داده ام و به داستان گویی و سریال نویسی هم پرداخته ام. البته ترجیح می دهم در یک معنارسانی و نامگذاری کلی مرا یک فیلمساز صدا بزنند و به شاخه های مختلف کار من اشاره نشود. شاید هم بهتر باشد بگویند من تهیه کننده پر سابقه و پر کاری بوده ام که بسیاری از فیلم هایم به جای درجه دوم بودن و حفظ ضوابط آن نافرمانی کرده و تبدیل به آثاری درجه اول شده اند و یا گول زننده بوده و بینندگان را به چنین باوری رسانده اند.
منبع: Esquire

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
25 − 10 =