یادداشت شفاهی

رانتخواران سلیقه سینماروها را نابود می کنند

احمد طالبی نژاد
در واقع یکی از مختصات فرعی کمدی همین شوخی های کلامی و گاهی اوقات به کار بردن واژه های مستهجن است. در همه کمدی هایی که در طول تاریخ دیده ایم این ویژگی را می توان دید. در کمدی های کلاسیک یونان هم از این شوخی های جنسی مشاهده می کنیم. راهکاری که می توان پیدا کرد این است به رده بندی سنی فیلم ها توجه جدی شود. واقعیت این است بعضی از فیلم ها برای سنین ۶ تا ۱۶ سال زیاد مناسب نیستند. گرچه الان در سطح جامعه ما متأسفانه اصطلاحات جنسی در مکالمه های روزمره زیاد شده و راه و بیراه هر آدمی در هر موقعیتی از این واژه های سخیف استفاده می کند. در ادبیات سینما ولی باید مراقب بود که خیلی تابوها نشکند. بخصوص اینکه در کشوری زندگی می کنیم که در عرصه محصولات فرهنگی رده بندی سنی به درستی رعایت نمی شود.
خودم اخیراً دو فیلمی را دیدم که کم و بیش شوخی های جنسی هم در آن مشاهده می شد. اتفاقاً ری اکشن های تماشاگران هنگام ادای بعضی از جملات نامناسب از سوی بازیگران بشدت مثبت بود و متاسفانه خنده ها و قهقهه های ادامه داری را در سالن به دنبال داشت. اگر به لطیفه های مطرح شده در طول تاریخ هم نگاه کنید، بخشی به شوخی های جنسی اختصاص دارد. در آثار عبید زاکانی، ایرج میرزا و خیلی از طنزپردازان دیگرمان اگر دقت کنید، چنین مواردی قابل مشاهده است. حتی مثلاً در سریال بسیار ماندگار «دایی جان ناپلئون» هم این شوخی ها به کار برده می شد و مردم هم خوششان می آمد. این طبیعت انسان هست و کاری هم نمی شود کرد. به این معنا نیست اگر کسی به یک لطیفه ناجور غیراخلاقی در یک سریال یا یک فیلمی خندید،پس به یک باره اخلاقش فاسد شود! اینطور نیست. اخلاق جامعه با شنیدن یک حرف جنسی فاسد نمی شود، اخلاق جامعه از جای دیگر فاسد می شود که در حال حاضر جای بحثش نیست.
درباره رابطه دستهای پشت پرده سینما با افزایش ساخت فیلم ‌های کمدی و سخیف، هروقت یک حد یا تابویی شکسته می شود، به دنبالش موجی ایجاد می شود. بعد از فیلم «لیلی با من است» و شوخی با تابوی خیلی مهمی مثل جنگ،بلافاصله موجب شد تا تعدادی فیلم در این زمینه با تقلید از آن ساخته شود. بعد از اینکه مسعود ده نمکی چند فیلم پرتماشاگر به ظاهر ضد جنگ، اما در نهایت تبلیغ کننده جنگ را ساخت، بازار این نوع کمدی ها باب شد. نکته در این است، این امتیاز در انحصار یک عده معدودی از کارگردانان و تهیه کنندگان قرار دارد. یعنی گاهی اوقات پیش آمده در فیلمی یک کلمه یا واژه ای نادرست و غیراخلاقی به کار برده شده و فیلم را توقیف کرده اند، اما در بعضی فیلم ها، کارگردانان این مجوز را دارند که دلشان هر چه می خواهد بازگو می کنند و مانع نمی شوند. ولی به هر حال با هرگونه ممانعتی مخالفم و فکر می کنم چرا باید این اتفاق بیفتد؟!
من با اصطلاح مافیا موافق نیستم. مافیا دار و دسته ای است که در ایتالیا ظاهر شده و بعد در آمریکا. می توانیم بگوییم دار و دسته یا رانت خواران پیدا شده اند. رانت خواران به عنوان تهیه کننده و گاهی البته خیلی معدود در جایگاه کارگردان. اینها هر امتیازی را می توانند، داشته باشند، ولی خیلی ها از این امتیازات در سینمای ایران محروم هستند. تبعیضی که بوجود آمده بخشی ناشی از همین است که همه اینها فیلم کمدی تولید می کنند. بعضی از اینها یادشان رفته برادران ارزشی بودند،ولی حالا چه شده که سمت این فیلم ها کشیده شده اند؟! آخر فیلم هایشان یک شعار یا یک حرکت ظاهراً اسلامی هم دارند، ولی در واقع سلیقه مردم را نابود می کنند. یکی از اشکالاتی که این نوع فیلم های کمدی دارند،نازل کردن سلیقه تماشاگران است. این تماشاگر که روزگاری به «دایی جان ناپلئون» ناصر تقوایی و «اجاره نشین ها» به کارگردانی داریوش مهرجویی خندیده،ببینید الان به چه فیلم های سخیفی باید بخندد؟!
اگر امروز فیلمسازان به این نوع کمدی متمایل شده اند، دلیلش آن است که چیز های دیگر مردم را نمی خنداند. مردم ما آنقدر غم، غصه و ناراحتی دارند که نیاز دارند یک طوری همه احساس و عواطف شان را قلقلک داد تا به خنده بیفتند. البته این شوخی های جنسی یک موج زودگذری هست و فکر نکنید همین طور باقی می ماند. مثل قضیه فضای مجازی است که اول پیامک بود، حالا دهها اپلیکیشن آمده که شاید دیگر کسی پیامک در خاطرش نباشد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *