چهار سینماگر در گفت و گو با بانی فیلم از تجربیات شخصی شان در جریان یک مشکل سینمایی می گویند

راهنمای گذر از بحران ناز و نیاز بازیگران!

بانی فیلم، گروه سینمای ایران، نصیبه کریمی: بازیگران ویترین توی چشم و مهره های حساس یک فیلم هستند. کسانی که با وجود زحمات یک گروه برای دیده شده فیلمی، می توانندگاه به مثابه تیشه ای به ریشه اثر وارد آیند و یا دست فیلم را در گیشه به گرمی بفشارند و برایش تماشاگر جذب کنند. حال فرض کنید این بازیگران بخواهند یا دست تقدیر شرایطی را پیش پایشان قرار دهد که از یک پروژه در حال تولید و در میانه همکاری شان از یک پروژه جدا شوند. مشکلی بزرگ که نمونه هایش را خیلی از ما در سینما یا تلویزیون و حتی تئاتر در داخل و خارج از کشور دیده ایم. جدا از نمونه های عجیبی همچون حذف کوین اسپیسی از فیلم «همه پول های جهان» رایدلی اسکات که تصمیم شخصی کارگردان به جهت حاشیه های پرونده اخلاقی بازیگر مذکور بود، این دست اتفاقات بارها در سینما و تلویزیون رخ نموده.
از جایگزینی ستاره اسکندری به جای پوپک گلدره در سریال «نرگس» تا آمده پرویز پورحسینی به جای مرحوم احمد آقالو در مجموعه «یک مشت پر عقاب» به جهت درگذشت ناگهانی بازیگران اول گرفته تا در سینما که همین اواخر امیر جدیدی که در روند مشکوکی در پروژه «غلامرضا تختی» جایش به یک نابازیگر داده شد.
ماجرای اختلاف فریبرز عرب‌نیا با ابراهیم حاتمی‌کیا در جریان فیلم «چ» را هم یادمان هست که موجب شد او در سکانس پایانی فیلم حضور پیدا نکند و با گریم کردن یکی از عوامل فیلم، صحنه آخر از نمای دور فیلم برداری شد!
یا حمید فرخ‌نژاد که در جریان فیلمبرداری فیلم «روزهای زندگی» در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدها جلوی دوربین حاضر نمی‌شود تا سکانس‌‍‌های پایانی بدون حضور او گرفته ‌شود!
اتفاقی که با پخش قسمت آخر سریال «دلدادگان» افتاد و از اختلاف نظر بر سر مسایل مالی میان پانته آبهرام با سازندگان حکایت داشت که موجب شد او در سکانسهای آخر دیده نشود، دستمایه گزارش حاضر شد تا از چهار سینماگر بخواهیم تجربیاتشان را در چنین مواردی با خوانندگان بانی فیلم در میان بگذارند.
***
فرید مصطفوی:
مشکل اصلی در حذف بازیگر، متوجه کارگردان و تهیه کننده است
فرید مصطفوی اعتقاد دارد: نویسنده به تنهایی نمی تواند چنین مسئله ای را مدیریت کند، چون فیلمی که در حال فیلمبرداری است، دیگر وارد یک پروژه تولیدی شده و امکان توقفش وجود ندارد.
نویسنده «کفش هایم کو؟» درباره اینکه در روال ساخت فیلم سینمایی، نویسنده چطور باید مدیریت کند که اگر یک بازیگر بنا به دلایلی حضورش منتفی شد، بتوان پروژه را به پایان رساند، به بانی فیلم گفت: نویسنده به تنهایی نمی تواند چنین مسئله ای را مدیریت کند، چون فیلمی که در حال فیلمبرداری است، دیگر وارد یک پروژه تولیدی شده و امکان توقفش وجود ندارد. این در واقع به حوزه مسئولیت کارگردان و تهیه کننده برمی گردد. علی القاعده آنها باید قضیه را مدیریت کنند. مثلا از نویسنده بخواهند راهکاری پیدا کند برای اینکه مشکل را حل کند، اما در هر حال ممکن است این مشکل حل شود یا نشود؛ یعنی در واقع فیلم لطمه بخورد. در اصل اما این مشکل به تهیه کننده و کارگردان برمی گردد، چون نویسندگان معمولاً در بیشتر موارد متن را نوشته و تحویل داده اند. فرض کنید فیلمنامه ای نوشته شده و ۷-۸ ماه بعد فیلم ساخته می شود یا باید دید نوع قرار و توافق نویسنده با تهیه کننده یا کارگردان به چه صورت است و در آن لحظه می تواند کمکی کند یا خیر. اینها چیزهایی است که بعداً پیش می آید، ولی گمان می کنم بیشتر مشکل برمی گردد به کارگردان و نحوه هماهنگی با نویسنده که بخواهد او بیاید تا راه چاره ای پیدا کند. از این دست اتفاقات زیاد افتاده؛ گاهی وقت ها بازیگران وسط یک پروژه فوت کرده یا تصادف کرده اند و به نوعی اجبار برای جابه جایی به وجود آمده.
نویسنده «تقاطع» در پاسخ به این سوال که چقدر تغییر یک بازیگر می تواند بر روند ادامه یک فیلم تأثیرگذار باشد، افزود: طبیعتاً خیلی تأثیر می گذارد. بستگی دارد کجای فیلم باشد، چون فیلم را به ترتیب زمان منطقی در قصه فیلمبرداری نمی کنند. خیلی وقت ها صحنه های آخر فیلم را اول و صحنه های وسط فیلم را آخر می گیرند و این جابه جایی ممکن است بعداً اتفاق بیفتد. مثلا بازیگر یک مقدار از فیلم را بازی کرده باشد و سپس بنا به دلیلی نتوانند با آن بازیگر ادامه بدهند که گاهی وقت ها منجر به تعطیلی پروژه می شود. بستگی به شرایط دارد که دقیقاً کجای فیلم هستیم و چه مقدار فیلم تهیه شده، اما زمانی در اوایل کار ممکن است بازیگر دو- سه فصل بازی کرده، خب آن دو فصل را از نو می گیرند و اصلاً نیازی نیست که دست به داستان زده و همه چیز را به هم بزنند، اما موقعی است که فیلم دارد به پایان می رسد و یک سکانس مانده که باید فکری برای آن کنند. خیلی موقعیت های مختلفی ممکن است ایجاد شود که به هر حال باید جوابی برایش پیدا شود.
***
محسن دامادی:
به خاطر اختلاف تهیه کننده با یک بازیگر، فیلمنامه ای را تغییر دادم!
محسن دامادی اعتقاد دارد: از ابتدا باید روند کار کارگردان و تهیه کننده به ترتیبی پیش برود که مطلقاً چنین بحرانی پیش نیاید، چون نام آن بازیگر، مد نظر بیننده ای است که داستان را دنبال کرده.
کارگردان و نویسنده «همه چی عادیه» درباره اینکه در روال ساخت فیلم سینمایی، نویسنده چطور باید مدیریت کند که اگر یک بازیگر بنا به دلایلی حضورش منتفی شد، بتوان پروژه را مدیریت کرد، به بانی فیلم گفت: به هر حال بستگی دارد فیلم در چه موقعیتی باشد. اگر متن تمام شده باشد و هنوز بخشی از فیلمبرداری مانده باشد، در این طور مواقع بنا به دلایلی با شرط اینکه انشاا… همه در صحت و سلامت باشند،اگر یکی از بازیگران نباشد، در صورتی که امکان فیلمبرداری باشد خیلی مواقع نویسندگان می توانند در مسیر قصه تغییراتی را ایجاد کنند که بحرانی پیش نیاید، اما اگر روزهای پایانی باشد و فیلمبرداری تمام شده باشد و بخشی از بازی بازیگر مانده باشد می توان گفت در این صورت دشوار است که دوباره گروه را جمع کرد و به هر حال سکانس ها و پلان هایی را نوشت تا نبود یک بازیگر ضربه خاصی به روایت نزند و جبران شود. این تاکتیک هرچند شدنی ، ولی مستلزم صرف هزینه و دوباره کاری است، اما در مجموع بهتر این است که تهیه کننده به ترتیبی مدیریت کند تا چنین بحرانی پیش نیاید.
نویسنده «قبرستان غیرانتفاعی» درباره تجربه شخصی اش در مواجهه با تغییر و منتفی شدن حضور یک بازیگر در پروژه های سینمایی، متذکر شد: یادم هست من فیلمنامه ای را برای کسی نوشته بودم که تهیه کننده با من تماس گرفت و خواست او نباشد. این در حالی بود که من از جزئیات اختلاف تهیه کننده با آن فرد خبر نداشتم. هر چند او بازیگر سینما نبود، بلکه ورزشکاری بود که در فیلم نقش کلیدی هم داشت. من به هر حال چون از محل فیلمبرداری دور بودم، از تهیه کننده خواستم یک مقدار درباره مشخصات سکانس هایی که گرفته اند و بخشهای باقیمانده به من اطلاعاتی بدهند و من به این ترتیب در قصه تغییراتی دادم که توانستم مشکل را رفع کنم. در آن زمان من نه در جایگاه کارگردان بودم و نه در جایگاه تهیه کننده، فقط فیلمنامه ای را نوشته بودم و نمی خواستم به این ترتیب با ماجرایی که پیش آمده اصل قصه صدمه بخورد و من توانستم آن قصه را به نحوی جمع کنم، ولی آن فیلم به عنوان یک تجربه ناخوب در روند فعالیت کارگردان و تهیه کننده مذکور به جا ماند. در کل به نظرم باید مدیریت درستی شود تا چنین اتفاقاتی پیش نیاید.
نویسنده «خانواده ارنست» در پاسخ به این سوال که چقدر تغییر یک بازیگر می تواند بر روند ادامه یک فیلم تأثیرگذار باشد، افزود: بستگی به نقش آن بازیگر دارد. بعضی وقت ها شخصیتی محوری است و داستان حول محور حضور یک بازیگر است و در واقع بدون او، قصه فاقد سر و ته منظم و دقیقی خواهد شد، اما گاهی وقت ها نقش های فرعی صرفا در آغاز یا بخش کوتاهی از فیلم اهمیت دارند که در آن صورت می شود با یک نیش قلم، بعضی از این مشکلات را حل کرد. جایی خواندم فیلمی را مرحوم پرویز فنی زاده پیش از انقلاب بازی می کرد که نام فیلم را به خاطر ندارم، اما در این میانه فیلمبرداری پرویز فنی زاده فوت کرد و آن کار با بازیگر دیگری جمع شد؛ حالا در آنجا مطلقاً شباهتی نبود، ولی گاهی وقت ها با جادوی گریم می شود جای بازیگری را که به این ترتیب از فیلم حذف شده، جبران کرد. در مجموع به نظرم از ابتدا باید روند کار کارگردان و تهیه کننده به ترتیبی پیش برود که مطلقاً چنین بحرانی پیش نیاید چون نام آن بازیگر، مد نظر بیننده ای است که داستان را دنبال کرده.

(اشاره دامادی به نقش فنی زاده در فیلم سینمایی «اعدامی» است که وی اواخر سال ۵۸ در آن مشغول ایفای نقش بود که با مرگش ناتمام ماند و رضا کرم رضایی در آن فیلم به جای او بازی کرد).
***
مهدی سجاده چی:
فقط باید شعبده بازی کرد و کلک زد!
مهدی سجاده چی معتقد است: در مواقع اضطراری حذف ناگهانی یک بازیگر، می توان در قصه به نحوی از تمهیداتی استفاده کرد که نبود او لطمه چندانی به داستان نزند.
نویسنده «سوفی و دیوانه» درباره اینکه در روال ساخت فیلم سینمایی، نویسنده چطور باید مدیریت کند که اگر یک بازیگر بنا به دلایلی حضورش منتفی شد، بتوان پروژه را مدیریت کرد، به بانی فیلم گفت: بستگی به شرایط دارد. زمانی شرایط طوری پیش می رود که می توان فکری برایش کرد. در مواقع حذف ناگهانی یک بازیگر، می توان در قصه به نحوی از تمهیداتی استفاده کرد که نبود او لطمه چندانی به داستان نزند. اما بعضی اوقات با توجه به کاراکتری که غایب از ماجراست، نمی توان کاری کرد. به واقع فقط باید شعبده بازی کرد و کلک زد! یعنی نمی شود صادقانه آخر قصه ای را ببندیدم و ادعا کنیم مسئله ای نبوده. همه اینها بستگی به شرایط همه جانبه آن اتفاق دارد.
نویسنده «روز سوم» داشتن تجربه شخصی در چنین مواردی را رد کرد و گفت هرگز با چنین مشکلی روبه رو نشده است.
نویسنده «پاتال و آرزوهای کوچک» در پاسخ به این سوال که چقدر تغییر یک بازیگر می تواند بر روند ادامه یک فیلم تأثیرگذار باشد، افزود: بستگی دارد چه نقشی داشته باشد و کجای فیلم تغییر کند. فرض کنید وقتی فقط ۵ دقیقه از بخشهای مربوطبه یک کاراکتر و پرسوناژ فیلمبرداری شده، این کار شدنی است؛ یعنی سکانس های مربوط به آن بازیگر را می توان با یک بازیگر دیگر دوباره فیلمبرداری کرد. در مواقعی اما وسط کار است و شرایط خیلی فرق می کند، اما اگر اواخر آن باشد اصلاً یک منع غیرقابل تغییر است. مگر اینکه اصلاً کل داستان و همه آن چیزی که برمبنای آن قصه شکل می گیرد را بی خیال شویم و در واقع انکار کنیم و بگوییم قصه ما چیز دیگری بود و ماجرا حول محور فرد دیگری قرار داشت و بحث چیز دیگری بود. بستگی به شرایط دارد. خیلی فرق می کند این تغییر عجیب در چه شرایطی باشد. فقط در سینمای ایران نیست، بلکه در سینمای جهان هم بعضی اوقات این اتفاق می افتد. در همین ماجرای سریال «دلدادگان» آخر داستانش به نظرم چیزی معلق نمی ماند و پایان بندی درآمده است.
***
سیامک شایقی:
گاه بازیگر مشکل مالی دارد و گاهی زیاده طلبی می کند
سیامک شایقی کارگردان سینما، در این زمینه با مورد مشابهی برنخورده که بازیگری وسط پروژه سینمایی کار را رها کند و برود.
کارگردان «ابرهای ارغوانی» درباره اینکه در روال ساخت فیلم سینمایی کارگردان چطور باید مدیریت کند که اگر یک بازیگر بنا به دلایلی حضورش منتفی شد، بتوان پروژه را مدیریت کرد، به بانی فیلم گفت: بستگی به آن شرایط دارد و اینکه باید نمونه مورد مثال روشن و مشخص باشد که بتوان نظر درستی داد. قاعدتاً ولی این طور است که باید اول دید مشکل آن بازیگر چیست، یعنی مشکل مالی دارد یا زیاده طلب است یا کار به نظرش سخت می آید و حوصله اش را ندارد و یا اینکه سطح کار را پایین می داند و نمی خواهد ادامه بدهد. دلایل متفاوت و متعددی می تواند وسط باشد که شیوه برخورد با هر کدام از اینها متفاوت است. در حالتی که کارگردان از تهیه کننده جدا باشد، یعنی تهیه کننده شخص دیگری باشد، معمولاً کارگردان باید با تهیه کننده همفکری کند که با چنین موردی درست برخورد کنند. ضمن اینکه قبل از آن باید مسئله با خود بازیگر در میان گذاشته شود تا اگر به نتیجه ای نرسید، تهیه کننده از راههای قانونی این مشکل را حل کند.
کارگردان «مادرم گیسو» درباره تجربه شخصی اش که با اینگونه تغییر و منتفی شدن بازیگر در پروژه های سینمایی، عنوان کرد: البته من در این زمینه تجربه ای نداشته ام تا با بازیگری مواجه شوم که وسط پروژه سینمایی کار را رها کند و برود.
کارگردان «باغ فردوس پنج بعدازظهر» در پاسخ به این سوال که چقدر تغییر یک بازیگر می تواند بر روند ادامه یک فیلم تأثیرگذار باشد، افزود: در این مورد می توان فکری کرد. بالاخره بازیگران نزدیک به هم وجود دارند و می شود بازیگری که شرایطش به آن کاراکتر نزدیک است را پیدا کرد. بحث سر این است که بازیگر تعمدا خواسته چنین کاری کند یا اینکه به طور اتفاقی پیش آمده؛ چون از جایی به بعد، بازیگر اتفاقاً کلی به فیلم کمک می کند و بعید است بخواهد حاصل زحمت خودش را خراب کند. بستگی به انتخاب هایتان دارد، یعنی اگر انتخاب جایگزین، درست صورت گیرد، خب در این صورت می توان فکرهای خوبی کرد تا کار لطمه نخورد، ولی در کل نباید اتفاق جالبی باشد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *