به بهانه شانزدهمین سال انتشار

رویایی که محقق شد

زینب علیپور
اول مهر سال ۹۳ بود که قدم به تحریریه گرم و دوست داشتنی بانی فیلم گذاشتم و عضو کوچکی از مجموعه ای شدم؛ مجموعه ای که از ابتدای فعالیتم در عرصه خبر آرزو داشتم در آن فعالیت کنم. آدمهای حرفه ای و توانمندی در این روزنامه قلم می زدند و من پیگیر مطالبشان بودم. با وجود اینکه از انتشار بانی فیلم در سال ۱۳۸۲ تا امروز با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جامعه تغییرات بسیاری در تحریریه داشته و فراز و نشیب های بسیاری را طی نموده، اما حداقل در این چند سال از نزدیک شاهد بودم که بانی فیلم چگونه بدون وابستگی به جایی، یا کسی روی پای خودش ایستاده و همچنان در تلاش است تا به دور از هر جنجال و حاشیه و جانبداری از حزب و گروه و دسته ای راه خودش را بپیماید. متاسفانه گویا برخی از دوستان فراموش کرده اند که بانی فیلم نخستین روزنامه ای بود که به حمایت از هنر و هنرمند برخاست و قد علم کرد تا زبان گویای مشکلات و مصائب شاخه های مختلف هنر و به خصوص سینما باشد!
در این چند سالی که در این حرفه فعالیت می کنم، با روزنامه ها و نشریات بسیاری همکاری داشتم، اما چیزی در تحریریه بانی فیلم وجود دارد که آن را متفاوت از سایر تحریریه ها کرده است؛ و آن اینکه هر کدام از ما مثل یک اعضای خانواده هستیم. با همه اختلاف نظر ها و اختلاف سلیقه ها باز هم در کنار هم خانواده گرم بانی فیلم را تشکیل داده ایم. این را زمانی که درگیر یک مشکل شخصی هستی بیشتر متوجه می شوی که چگونه دوستان و همکارانت، هوایت را دارند. چه آنهایی که به هر دلیلی رفتند و چه آنهایی که ماندند.
به قول دوستان سینمایی که می گویند چلوکباب سینما را بخوری، پاگیرش می شوی، بانی فیلم هم به نوعی پاگیرت می کند! من در این مدت خیلی چیزها از بانی فیلم یاد گرفتم؛ سردبیر مهربانم تا دوستان و همکاران عزیزم در بخش های مختلف روزنامه که هر کدام مثل اعضای خانواده ام هستند؛ همان قدر دلسوز و مهربان. نه فقط در زمینه کار که نکاتی مهم از زندگی را هم در تحریریه بانی فیلم آموختم. در این مدت خیلی ها آمدند و خیلی ها هم رفتند. اما همچنان بانی فیلم استوار و مصمم در مقابل هر ناملایمتی ایستادگی می کند. گرچه در این مدت با مشکلات بسیاری روبرو بوده و مورد بی مهری ها قرار گرفته، اما همچنان با قدرت پیش می رود؛ بدون اینکه قصد خودنمایی داشته باشد.
امروز بانی فیلم وارد شانزدهمین سال انتشارش می شود و من خوشحالم که یک سال دیگر هم در کنار دوستان و همکارانم در این روزنامه با علاقه و نگاهی که از روز نخست داشتم، در این مسیر پر تلاطم گام برمی دارم و می آموزم…

اشتراک گذاری در:

نظرات 1
  1. سلام
    تبریک واجب وخوشحالی بابت کارزیبا ولطیفی که احساس
    موفقیت بهمراه داره امیدکه دراینگونه زندگی مستدام وموفق
    باشی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *