گفت و گو با داود بیدل، کارگردان سریال «راه و بیراه»

ساخت سریال با بودجه فقیر!

گروه تلویزیون – زینب علیپور: «راه و بیراه» عنوان سریال اجتماعی شبکه یک بود که هفته گذشته به قسمت های نهایی رسید. این مجموعه به کارگردانی داود بیدل ساخته شده که درباره کارآفرینی است. موضوعی که کمتر در آثار نمایشی به آن پرداخته شده است.
بیدل پیش از این هم مجموعه «در قصه ها زندگی می کنند» و اپیزودهای «روزهای بهتر» را برای تلویزیون ساخته بود. او که این روزها در تدارک ساخت یک فیلم سینمایی است، در گفت و گو با بانی فیلم درباره سریال سازی اش در تلویزیون و مجموعه ای که روی آنتن داشت به نکاتی اشاره کرد که در ادامه می خوانید:

 آقای بیدل این روزها مشغول ساخت چه کاری هستید؟
– در تدارک ساخت یک فیلم سینمایی با عنوان «می خواهم بدانم» هستم. البته در مرحله نگارش فیلمنامه است.
 درباره فیلمنامه و کلیت کار هم توضیح می دهید؟
– طرح را به سازمان اوج ارائه کرده ایم و منتظریم. درباره فیلمنامه هم فعلا نمی توانم توضیحی بدهم. اما فقط می توانم بگویم که کلیت فیلمنامه درباره هویت است. فردی که به بحران هویت می رسد و در واقع تصمیم می گیرد که گذشته و هویت خود را پیدا کند و در این مسیر مشکلات و تنش هایی را پشت سر می گذارد.
 پس از مجموعه «در قصه ها زندگی می کنند» درگیر ساخت «راه و بیراه» شدید و به نظر می رسد کم کار هستید!
– البته قرار بود سری دوم «در قصه ها زندگی می کنند» هم ساخته شود که این اتفاق نیفتاد. یعنی سیاست تلویزیون این بود که فعلا کار اپیزودیک ساخته نشود.
 البته ساخت مجموعه اپیزودیک برای کارگردان سخت تر از سریال است، اما برای مخاطب جذاب تر است!
– بله. اتفاقا این مجموعه بسیار مورد توجه قرار گرفت و نقدهای مثبتی هم داشت و بارها هم به صورت بازپخش روی آنتن رفته است. شاید مهمترین دلیلش هم این بود که کاملا به داستان آدم های واقعی می پرداخت و از این نظر برای مخاطبان جذاب بود و به نوعی خودش را در این کار دنبال می کرد. همین حالا هم ۲۶ قسمت فیلمنامه آماده داریم. اما منتظر تصمیم شبکه هستیم.
 و بعد از این سریال فکر می کنم فیلم «تنها» را ساختید؟
– بله البته به تازگی تهیه کننده تصمیم گرفته که این فیلم ویدئویی را در شبکه نمایش خانگی توزیع کند که تا دو سه هفته دیگر توزیع می شود.
 و پس از آن؟
– اپیزود «بیم و امید» از مجموعه «روزهای بهتر» را ساختم که آن مینی سریال هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
 و «راه و بیراه» را ساختید که این اواخر روی آنتن بود؟
– بله البته این مجموعه در ابتدای امر اپیزودیک نبود و با توجه به شرایط جغرافیایی اش رفته رفته به این سمت پیش رفت. ما می خواستیم در ابتدا شخصیت هایی را حفظ کنیم که از هر اپیزود وارد اپیزودهای بعدی شوند. یعنی به نوعی که شخصیت فرعی یک اپیزود وارد داستان بعدی می شد و تبدیل به شخصیت اصلی اپیزود بعد می شد. البته در یکی دو داستان اول این اتفاق افتاد.
 و به خاطر این سریال از شمال به جنوب ایران هم سفر کردید؟
– ما از شمال آغاز کردیم که اپیزود سوم بود. اما بخش های جنوب را گروه دیگری به کارگردانی مجتبی اسدی پور کار کرد.
 دلیل خاصی داشت که به دو گروه تقسیم شدید؟
– ما مشغول ساخت اپیزود سوم بودیم که تلویزیون به ما گفت بهمن ۹۶ آماده پخش باشید و ما نمی توانستیم به این تایم برسیم و از گروه دیگری دعوت به همکاری کردیم که اپیزودهای دیگر را کار کردند.
 و از فضای این کار و انتخاب بازیگران هم بگویید؟
– واقعیت این است دوستانی که در این سریال با من همراهی کردند، بسیار همدل بودند و همه سعی کردیم تا کار خوبی را ارائه بدهیم. با اینکه لوکیشن های سختی بود و زمانی که در شمال تصویربرداری می کردیم، بارندگی بسیاری را هنگام کار داشتیم. البته همین اتفاق در مهاباد هم افتاد و بازیگران جوان و تازه کاری در انجا همکاری کردند که البته من از خروجی کار راضی هستم.
 فکر می کنم شما در این سریال تلاش کردید تا از بازیگران تئاتری و حرفه ای دعوت به همکاری کنید؟
– بله به عنوان مثال حمید ابراهیمی و علیرضا جلالی تبار نقش هایی را در این سریال بازی کردند که از دل جامعه بود و برای مردم این کاراکترها آشنا بود. در مهاباد هم سینا شفیعی به نظر من توانست از عهده این نقش بربیاید و البته دوستان و همکاران دیگر هم تلاش خود را برای این کار کردند و من واقعا از این کار راضی بودم. گرچه در شب های سرد کویر کار کردن خیلی سخت بود، اما دوستان تلاش خود را کردند. امیدوارم مردم هم از کار راضی بوده باشند.
 یکی از انتقاداتی که معمولا به تلویزیون وارد است، این است که بحث سرگرمی باعث شده تا کمتر به محتوای سریال ها توجه شود. ما در سریال هایمان کمتر می بینیم که نکات مهم و تاثیرگذاری به مخاطب منتقل شود. فقط سرگرمی مدنظر است. اما در این سریال بحث کارآفرینی که اتفاقا با شرایط روز جامعه هم همخوانی داشت، مطرح شد.
– البته موضوع و فیلمنامه این کار را دوست داشتم. اما شاید به عنوان کارگردان برای من هم خوب باشد که یک مجموعه آپارتمانی را در لوکیشن های داخلی کار کنم و سفر نروم. اما یکی از مهمترین نکاتی که باعث شد به این سمت و سو برویم، همین سخت بودن کار و متفاوت بودنش و لوکیشن ها و فضاهای جدید بود. اما به لحاظ بودجه و تولید کار فقیری بود و باید بیشتر به آن توجه می شد تا اتفاقات بهتری برایش بیفتد.
 و زمان پخش مناسبی هم نداشت. آن هم در کنار بازی های جام جهانی که ذهن همه معطوف به فوتبال است!
– معمولا تلویزیون مخاطبانی دارد که معمولا بیننده سریال ها هستند و کاری به فوتبال و این چیزها ندارند که اغلب آنها را خانم ها تشکیل می دهد که می توانند حتی بازپخش سریال ها را هم ببینند. اما خب با نظر شما هم موافقم و زمان پخش سریال هم خیلی روی آن تاثیرگذار است.
 البته نگاه تلویزیون نسبت به برخی سریال ها پرمهر است و نسبت به برخی کارها این اتفاق نمی افتد!
– قطعا زمان پخش و تبلیغات خیلی می تواند روی میزان مخاطب تاثیرگذار باشد. اما به هر حال هر کاری متعلق به تلویزیون است و مدیران هستند که در این باره تصمیم می گیرند. اما خب نمی توان این حقیقت را نادیده گرفت که زمان پخش و شبکه و تبلیغات چقدر می تواند روی دیده شدن یک کار موثر باشد. اما خب ما سعی کردیم کار خودمان را به درستی انجام بدهیم.
 با توجه به شرایط و فضایی که در سینما و تلویزیون حاکم است و شما هم که در هر دو زمینه فعالیت کرده اید، ترجیحتان بیشتر کار در تلویزیون است یا در سینما؟ به خصوص اینکه در تدارک ساخت یک کار سینمایی هم هستید؟
– خاستگاه من تلویزیون است و من از تلویزیون به سینما آمدم و با هر دو مدیوم آشنا هستم. در سینما هم کار کرده ام و با فضای ان اشنا هستم. اما اگر یک کار خوب تلویزیونی به من پیشنهاد شود که بتواند در جذب مخاطب موفق باشد، قطعا می پذیرم. به شرطی که شرایط تولید مهیا باشد. اما شاید اگر کاری مثل «راه و بیراه» به من پیشنهاد شود، دیگر نپذیرم.
 چرا؟
– یکی از دلایلش این است که ترجیح می دهم بودجه مناسب تری برای چنین کارهایی در نظر گرفته شود. دیگر اینکه به لحاظ محتوا هم اینکه از شعاری شدن کار دور شویم، کار خیلی سختی است. این ها مستلزم این است که فیلمنامه آماده باشد. اما ما در این سریال خیلی فیلمنامه مان آماده نبود. به نظرم اگر از قبل فیلمنامه را آماده داشتیم و یا با نویسنده و یا نویسندگان تعامل داشتیم، اتفاقات بهتری می افتاد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *