دستمزدهای نجومی بازیگران و مافیان اکران کمر تهیه کنندگان ضعیف را شکسته

سازمان سینمایی کشور و چند نکته

غلامرضا گمرکی:

محمدمهدی حیدریان در دهه شصت که جوانی کم تجربه در امور فیلم و سینما بود، به عنوان مدیر کل اداره ارزشیابی و نظارت، جسور و قدرتمند پشت میز ریاست قرار گرفت و بدون هیچگونه لابی گری و رفیق بازی، مقتدرانه مسئولیتی را که به او محول شده بود انجام می داد. دستورش باید بدون چون و چرا اجرا می شد و چنانچه کسی از دستور منطقی او سرپیچی می کرد با سیاست خاص خودش طرف را سرجایش می نشاند که ای کاش تمام مسئولین اینچنین بودند. به همین دلیل بر آن شدم در شرایطی که خیلی از مسئولین اهمیتی به مردم نمی دهند، نحوه کارآیی شخصیت حیدریان را یادآوری کرده و تنها یکی از خاطرات ایشان را که نشان از اقتدار اوست نقل کنم. حیدریان زمانی که نظام اکران فیلم ها را ناعادلانه دید، دستور داد هر فیلمی پروانه نمایش دریافت می کند اکران آن طبق روال عادی به سینماهای نمایش دهنده ابلاغ شود، تا اینکه روزی یکی از صاحبان سینما بادی به غبغب انداخته و طی نامه ای کوتاه خطاب به حیدریان نوشت که یکی از فیلم های پروانه گرفته در آن زمان را اکران نخواهد کرد، بلافاصله حیدریان نامه ای با این مضمون خطاب به ایشان نوشت تا اطلاع ثانوی به سینمای شما فیلم داده نخواهد شد. صاحب سینما با دریافت نامه حضورا با حیدریان ملاقات کرد و ضمن عذرخواهی از ایشان اظهار داشت با ندادن فیلم، سینمای وی در آستانه ورشکستگی قرار خواهد گرفت. حیدریان از روی ترحم دستور داد نامبرده همان فیلم کذایی را اکران کند و صاحب سینما هم اطاعت امر کرد. از آن روز ضمن اینکه همه ماست های خود را کیسه کردند، حیدریان دستور داد برای هر فیلمی پروانه نمایش صادر، تاریخ آن در دفتر روزنامه ثبت شود و تمام فیلمها بر اساس تاریخ پروانه نمایش بدون چون و چرا و چانه زنی به عرصه نمایش درآیند. با این حساب دیگر کسی هم جرات نداشت از دستور وی سرپیچی کند.
امروز به دلیل نبود چنین مدیر جسور و مقتدری، صاحبان سینما به طور دلخواه فیلم اکران می کنند، یعنی اگر فیلمی بازیگر سوپراستار نداشته باشد، پشت اکران خاک می خورد و خدا می داند چه زمان روانه چرخه اکران خواهد شد و با این استدلال سینماداران از اکران کردن فیلم سر باز می زنند در حالی که این روش، روش درستی نبوده و نیست و خیلی از فیلمها بدون حضور سوپراستار اکران نمی شوند. خط مشی حیدریان سالیان سال ادامه پیدا کرد و هیچ فیلمسازی دغدغه اکران فیلمش را نداشت، چون فیلم ها براساس تاریخ پروانه نمایش به ترتیب و با داشتن سرگروه اکران می شدند، همه چیز طبق قانون حیدریان پیش می رفت و هیچکس جرات نداشت در مقابل او عرض اندام کند، چون حق و عدالت را رعایت می کرد.
متاسفانه با رفتن حیدریان (به سیما فیلم) و برگشت مجددش به ارشاد و دوباره رفتن وی به (فرهنگستان) و آمدن مدیران جدید، آنچه حیدریان کاشته بود ریشه کن شد و وضعیت اکران به هم ریخت. تهیه کنندگان نورچشمی با زور و لابی گری پس از اخذ پروانه نمایش بلافاصله فیلمشان صرف حضور بازیگران سوپراستار و پارتی بازی اکران می شد و بقیه ماجرا… دیری نگذشت که صدای بقیه تهیه کنندگان ضعیف که پارتی نداشتند و اهل لابی گری نبودند درآمد و هیاهو تبدیل به (مافیا) شد که همچنان این معضل و بی عدالتی مثل خورشید می درخشد و صاحبان سینما هم که زمانی بدون دستور حیدریان حق زیاده گویی نداشتند، امروز بر مسند قدرت تکیه زده و تمام امکانات رفاهی متعلق به آنهاست. با بازگشت حیدریان بعد از بیست سال به عنوان مشاور ارشد رضا صالحی امیری و نشستن او در مقام ریاست سازمان سینمایی به جای دکتر ایوبی، تهیه کنندگان ضعیف خوشحال شدند، چرا که معتقد بودند مجددا قانونمند شدن اکران فیلم ها از سر گرفته خواهد شد، اما تاکنون این اتفاق خوشایند پیش نیامده است و نحوه اکران فیلمها به طور دلخواه همچنان ادامه دارد.
البته به نظر نگارنده یا تیغ حیدریان دیگر برش سابق را ندارد یا حوصله درافتادن با این جماعت آغشته به پول پرستی را در خود نمی بیند و یا قصد دارد بعد از سر و سامان دادن به مسایل سازمان سینمایی، پاشنه کفش ورکشد و روش دهه شصت را اجرا کند. خیلی ها امیدوارند حیدریان هرچه زودتر این بی عدالتی را ریشه کن سازد تا حق تهیه کنندگان ضعیف پایمال نشود.
نکته اول: بدون تردید تهیه کنندگان با ساختن فیلم، عامل موفقیت ستارگان سینما هستند و ستارگان سینما چنانچه در فیلم ها حضور نیابند، فیلم ها با فروش میلیاردی مواجه نخواهند شد، یعنی هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند، چه بسا اکثر همین ستارگان در روز ورود به سینما جزو بازیگران بی نام و نشان بودند که برای بازی در فیلم نه تنها دستمزد نجومی دریافت نمی کردند، بلکه وجهی هم برای حضور در فیلم می پرداختند. متاسفانه امروزه ستارگان با دریافت دستمزدهای نجومی کمر تهیه کننده را شکسته و اوضاع تولید فیلم را به حدی اسف بار کرده اند که هفتاد درصد هزینه فیلم باید به بازیگران سوپراستار پرداخته شود و بیچاره بقیه عوامل که اعلام رقم دستمزد آنها شرم آور است.
باور کنید در بخش اعظمی از این نابسامانی تهیه کنندگان مقصر هستند، چرا که آنها می توانند تن به سود کمتر بدهند و با استفاده از چهره های گمنام و تازه نفس فیلم های کم هزینه تولید کنند. قطعا با این روش روزی خواهد رسید که همین جوانان تازه نفس و گمنام در ردیف سوپراستارهای فعلی قرار گیرند و این سیر همچنان می تواند ادامه یابد، اما چاره کار این نیست. عدل و انصاف در این زمینه حرف اول را می زند که متاسفانه در این دنیای وانفسا خبری از آن یافت نمی شود، چرا که هیچکس به حق خود قانع نیست، دستمزد تهیه کننده و کارگردان که دو رکن اصلی فیلم هستند و از انتخاب فیلمنامه تا اخذ پروانه ساخت و نمایش درگیر می شوند، شاید یک سوم دستمزد بازیگران سوپراستار هم نیست، آن هم برای زمانی حدود یک سال وقت و تلاش و این در هیچ کجای قانون فیلمسازی- البته اگر قانونی وجود داشته باشد، نمی گنجد، اکنون اهالی سینما از حیدریان انتظار دارند حال که بعد از دو دهه آن هم با سمت ریاست سازمان سینمایی کشور به سینما قدم رنجه فرموده اند، مقتدرانه و با قاطعیت اوضاع آشفته بازیگران سوپراستار و اکران فیلم ها را سر و سامان بخشند و فیلم ها از روی ترتیب تاریخ دریافت پروانه نمایش اکران شوند و ملاک اکران حضور بازیگران سوپراستار نباشد. شاید هم دلیل تاسیس سینمای هنر و تجربه از زمان دکتر ایوبی در همین تبعیض اکران فیلم ها بود.
حضور حیدریان و ایستادگی ایشان در این دو بخش می تواند به پارتی بازی و لابی گری و تعطیل شدن دفاتر پخش فیلم خاتمه دهد، چرا که از بین ۲۸ دفتر پخش فیلم، تنها ۵ یا ۶ دفتر پخش فعال و بقیه دفاتر تعطیل یا در حال تعطیل شدن هستند؛ آن هم با سابقه ای ۳۰- ۴۰ ساله و این معضل در شان نظام جمهوری اسلامی ایران نیست .
نکته دوم: دستمزد بازیگران سوپراستار بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون برای حضور حداکثر ۲۰ جلسه کاری در فیلم است که در هیچ معادله ای نمی گنجد، در حالی که می توان با یک فراخوان هزاران دختر و پسر را با چهره های جذاب وارد عرصه های بازیگری کرد و تهیه کنندگان با بهره مندی از آنان تن به پرداخت دستمزدهای نجومی بازیگران سوپراستار ندهند تا ببینند چطور یک سوپراستار که توسط همین تهیه کنندگان به اوج رسیده است از گردونه خارج می شود و جایش را چهره ای تازه نفس خواهد گرفت.
نکته سوم: به جرات می توان اذعان کرد بینندگان فیلم ها اقشار متوسط جامعه هستند، قشری که با اندک درآمد ناچیز خود تنها تفریحشان تماشای فیلم هاست، آن بچه پولداری که اتومبیل چند صد میلیونی زیر پا دارد، یا ثروتمندانی که ییلاق قشلاق می کنند آن قدر تفریح و سرگرمی دارند که دیدن فیلم ها برایشان اهمیت و جذابیتی ندارد. ضمن اینکه آمار فروش فیلم ها نشان می دهد روزهایی که قیمت بلیت های سینما نیم بهاست، فروش فیلمها به مراتب از روزهای معمولی بیشتر است پس تصمیم بگیرید برای رفاه قشر سینما رو و رونق بخشیدن به سینما یا چشم از گرانی بلیت بپوشید یا اضافه بهای بلیت را از ارگان ها و نهادها دریافت کنید تا تعداد بینندگان افزایش یابد و یا روزهای نیم بها را اضافه کنید.
نکته چهارم: جوانان یعنی آیندگان کشور را که عمدتا علاقه به فیلمسازی دارند با یک چوب نزنید، اگر جوانی سرمایه گذار خصوصی دارد، چرا برای گرفتن مجوز کارگردانی چوب لای چرخ او می گذارید؟ او می خواهد با سرمایه خودش و با گرفتن پروانه فیلمسازی فیلم بسازد، اگر جوانی قصد دارد با بودجه بیت المال اقدام به فیلمسازی نماید حق با شماست و قطعا بایستی مواظب او بود تا بیت المال از بین نرود.
نکته پنجم: با بازگشت مجدد شخصیتی همچون محمد مهدی حیدریان، به عنوان ریاست سازمان سینمایی که پیشینه ای درخشان دارد و اثرات ارزشمندی از خود به جای گذاشته است، باید به وزیر جدید جناب صالحی متذکر شد که فعلاً و در بین مدیران سینمایی ولی متعهد، ایشان از سوابق درخشان تری برخوردارند و عدم حمایت از روش ها و قانونگذاری های حیدریان به خصوص در زمینه عادلانه دستمزدها و اکران فیلم ها با تضعیف او مواجه خواهد شد.
نکته ششم: انواع و اقسام مواد غذایی، آرایشی، بهداشتی، خانگی و غیره محصول ایران در اکثر شبکه های خارجی بطور شبانه روز تبلیغ می شوند، اما فیلمهای ایرانی که چشم و چراغ ایران اسلامی هستند حق تبلیغ در همان شبکه ها را ندارند، چرا؟ این همان سیاستیست که شما به سازندگان فیلم هایی همچون بهرام بیضایی، امیر نادری، اصغر فرهادی، سعید سهیلی، مهران مدیری، مرحوم کیارستمی و غیره افتخار می کنید و از اینکه برای همین مملکت اسکار به ارمغان می آورند فخر می فروشید اما برای تبلیغ فیلم هایشان تره هم خرد نمی کنید. چرا؟ در کجای قانون اساسی تبلیغ فیلم را در شبکه های خارجی منع کرده اند؟ اصلا زمانی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نوشته شد، ماهواره وجود داشت؟ کسانی که چنین نسخه هایی می پیچند لطف کنند جلوی اختلاس ها را بگیرند و با همان پول بیت المال اقدام به فیلمسازی و سود آن را در خزانه دولت واریز کنند و یا از جیب مبارکشان هزینه فیلم ها را بپردازند و بعد که نیاز به تبلیغات بود، ببینند چطور بدون تبلیغات فیلمشان آتش می گیرد، فقط یادمان باشد این اشکال تراشی های بی مورد و من درآوردی ضربه هاییست که عده ای بی خرد به نظام می زنند.
خوشبختانه نگارنده سه سال است به دلیل مشکلات، تهیه کننده هیچ فیلمی نبودم که خواسته باشم به خاطر اکران فیلمم سنگ به سینه خود زنم، هدف از این نوشته رونق بخشیدن به سینماست و بس…
و نکته آخر: آقایان مسئولین بیایید خداپسندانه، با همدلی و عدل الهی یار و یاور مردم شوید و برای زیاده خواهی عاقبت خود را ویران نکنید که در این دنیا هیچکس بیش از یک کفن با خود به دیار حق نخواهد برد، چرا که فردا خیلی دیر است.

نظرات 1
  1. سلام و درود بر جناب گمرکی عزیز، دست نوشته شما درد دل تمام اهالی سینما می باشد ولی بعید میدانم کاری از دست آقای حیدریان بر بیاید چون فساد مالی و رانت بازی در این کشور بقدری زیاد شده که فقط میتوان به عنوان یک درد و دل از روی این نوشته گذر کرد و رفت اوضاع خیلی اسفناک تر از این حرفهاست، خدا خودش باید به داد دل اهالی صنعت سینما و رسانه برسد. ارادتمندتون سید داود سیدی گرفمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *