به بهانه صدور حکم محکومیت مدیر شبکه سه، تهیه کننده، کارگردان و نویسنده سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» - بخش نخست

سریال ‏سازی با اعمال شاقه …

بانی فیلم-گروه تلویزیون؛ فاطمه شهدوست: جلب توجه و ایجاد جذابیت، به ویژه برای رسانه ها ، آن هم از نوع تصویری اش همیشه یکی از دغدغه های تولیدکنندگان بوده است. تلویزیون هم به عنوان رسانه ای با مخاطبان چند میلیونی اش، از این قاعده مستثنی نیست و در طول سال های فعالیت خود، همواره با تولید برنامه، فیلم و سریال های گوناگون، به دنبال جذب مخاطب و رضایت بیننده بوده است. در این مسیر همیشه فراز و نشیب هایی وجود داشته که گاه مخاطب را جذب و گاه دفع کرده، اما در هر دوره ای، تأثیرگذاری آن روی آحاد اجتماع غیرقابل انکار بوده است. البته میزان تأثیرگذاری بالای هر اثر تولیدی از جمله توفیقات یک برنامه محسوب می شود؛ به همین دلیل باید در نحوه ارائه هر موضوعی نهایت دقت و تلاش صورت بگیرد تا برداشت های اشتباه و عملکردهای نادرست به حداقل برسند. تأثیرگذاری برای رسانه ای به این وسعت موارد بسیاری، از رواج تکه کلام، لهجه، تیپ، پوشش خاص و … تا تعیین طرز فکر و فرهنگ، که بالاترین درجه اثر است را در برمی گیرد. به عنوان نمونه هنوز که هنوز است برخی از تکه کلام های سریال های مهران مدیری یا مواردی از این دست در جامعه و بین مردم دیده می شود، از سوی دیگر در سال های اخیر تلویزیون پس از پی بردن به کمبود شادی در جامعه، با تأسیس شبکه نسیم، به سمت تولید برنامه های ویژه و موثری برای این امر، مثل خندوانه رفت، تلاشی که می توان گفت نسبتأ جواب داد و تا مدت ها طبق آمار ارائه شده از استقبال خوبی برخوردار شد. از جمله دیگر موارد موجود در این حوزه، می توان به تأثیرات دیگری چون تغییر ذائقه سطح عمومی اجتماع توسط فیلم ها و سریال ها اشاره کرد. به طور مثال مدتی در کارهای تولیدی، خانه های آن چنانی و تجمل گرایی بیش از پیش به چشم می خوردند و بعد از مقطعی که اثرگذاری این موضوع و خطر آن حس شد، تولیدات به سمت رواج زندگی ساده و حتی شهرستان ها پیش رفتند، کم کم خانه های سنتی در فیلم ها بیشتر شدند و تلاش برای گسترش سبک زندگی ایرانی-اسلامی نیز افزایش یافت. در این مسیر گاه حتی دولت هم برای رفع مشکلات و رساندن پیام هایی که باید، از این رسانه کمک می گیرد؛ از جمله این موارد می شود به تشویق برای فرزندآوری اشاره کرد؛ موضوعی که از زمان طرح آن با ساخت سریال ها و برنامه هایی که در جهت رفع آن بودند، همراه شد.
به طور خلاصه باید اذعان کرد که به جهت گستردگی دایره اثر جعبه جادو، موارد بسیاری از این دست وجود دارد و همواره بینندگان زیادی از بچه و جوان گرفته تا میانسال و کهنسال این رسانه را رصد می کنند. این جا است که اهمیت و سختی کار چند برابر می شود، چرا که باید علاوه بر پوشش اغلب طیف ها و سنین موجود در کشور، برنامه هایی تولید شود که با کمترین اثر سوء، بیشترین بازدهی و جذابیت را داشته باشند. این مسئله در حالی است که با عدم رعایت اصول و سمبل کاری برای تولید هر چه زودتر یک مجموعه، گاه صدمات جبران ناپذیری از لحاظ فرهنگی، روانی و حتی مادی، به مخاطبی که معلوم نیست چه سنی دارد، وارد می شود. با همه این ها باید در نظر داشت که در مسیر ساخت و نمایش تولیدات، جدا از نویسنده، کارگردان، تهیه کننده و عوامل اصلی؛ علاوه بر مدیر و معاون هر شبکه؛ فیلترهای زیادی اعم از شورای نظارت، شواری صدور پروانه ساخت، شورای نمایش، پخش و چارچوب ها و ممیزی های بسیاری بر سر راه یک اثر قرار دارد، به همین جهت قطعأ اثرات ناشی از یک کار، چه مثبت و چه منفی به تمام این شوراها و افراد حاضر در آن ها نیز برمی گردد، چرا که آن ها هستند که بعد از بررسی هایشان اجازه پخش یا عدم آن را صادر می کنند. در روند این ماجرا جدا از نکات مثبت که به گفته خیلی از تولیدکنندگان اغلب ندیده گرفته می شوند، گاه شاید برداشت های نادرستی هم اتفاق بیفتد که فی الفور مورد انتقاد قرار می گیرند. البته بازهم به جهت اینکه خیلی از رخدادهای موجود در سریال ها آینه تمام نمای جامعه هستند، این سوال پیش می آید که آیا می توان آن برداشت ها و اقدامات را، به طور قطع ناشی از یک اثر تولیدی خاص خواند؟ پیرامون همین موضوع چندی پیش حکمی صادر شد که کم و بیش سر و صدا به پا کرد. ماجرا به سریال«پنج کیلومتر تا بهشت» به نویسندگی وکارگردانی علیرضا افخمی و تهیه کنندگی داوود هاشمی، که در ماه رمضان سال ۹۰ پخش شد، برمیگردد. سریالی که در آن به دنبال ساخت سلسله تولیدات ماورایی در ماه رمضان، قصه شخصی را به تصویر کشیده بود که در آن روح کاراکتر اصلی پس از مرگ، در دنیای زندگان ماجراهایی را رقم می زد. بعد از این سریال گویا پسر نوجوانی با دار زدن خود به میله بارفیکس، جانش را از دست داد، و خانواده او، با تنظیم شکایتی این سریال را عامل اقدام فرزند متوفایشان می خوانند. آن ها معتقد بودند که پسرک پس از دیدن این سریال تصمیم می گیرد تا روح شود و مثل کاراکتر اصلی آن، هر جایی که می خواهد برود. پدر خانواده نیز درمورد پسرش این طور می گوید: پسرم «بیش‌فعال بود و فیلم‌ها و سریال‌هایی که می‌دید، تاثیر زیادی در او می‌گذاشت. دست آخر هم تقلید از یکی از همین سریال‌ها کار دستش داد و ما را داغدار کرد.»(منبع:عصر ایران). با وجود این صحبت ها، بعد از کش و قوس های فراوان سرانجام در فروردین ماه امسال، کارگردان، تهیه کننده و علی اصغر پورمحمدی(مدیر وقت شبکه سه) توسط دادگاه، محکوم به پرداخت دیه شدند. بخشی از این حکم، به عدم درج رده سنی در تیتراژ برمی گردد و بخش دیگر بنا به تشخیص دادگاه، صورت گرفت. انتشار این خبر، جنجال ها و حرف و حدیث هایی را بین اهالی رسانه ایجاد کرد. در این بین سوالاتی مطرح شدند که نگرانی هایی را برانگیخت. در واقع با این رخداد باید دید که مفهوم امنیت شغلی در بین تولیدکنندگانی که بعد از طی تمامی ممیزی ها، اثری را ارائه می دهند، چیست؟ و این موضوع برای عواملی چون کارگردان و تهیه کننده چه طور تعریف می شود؟ اصلأ پیامدهای ناشی از یک مجموعه، با وجود مراحلی که در پروسه تولید طی می کند، چه قدر به عوامل مذکور برمی گردد؟ آیا اگر از بین چندین میلیون بیننده یک نفر با برداشت نادرست، دست به اقدامی بزند، متهم تنها فیلمساز است یا اطرافیان، فضای جامعه، سلامت روان، سن و عوامل بسیار دیگری نیز دخیل هستند؟ این سوالات تمامی ندارند و البته قانون حتمأ پاسخ قانع کننده در برای هر یک از آن ها دارد. مواردی از این دست جدا از بحث قانونی که دارند، قطعأ در جامعه فیلمسازان و تولیدکنندگان برنامه ها، تأثیر به سزایی دارند.
بالطبع از این پس این افراد با دقت بیشتر و البته دست و دل لرزان، به سراغ ساخت یک اثر می روند و شاید خیلی ها دیگر پادر این عرصه نگذارند و یا مجموعه هایی را تولید کنند، که مثل خیلی از سریال ها، بی هیچ پیام و مفهومی پیش می روند. این موارد برگرفته از صحبت هایی اند که تهیه کنندگان و کارگردانانی چون مجید اوجی،ضیاءالدین دری، محسن شایان فر، رضا جودی، اسماعیل عفیفه، علیرضا سبط احمدی، حسن هدایت و محمدرضا آهنج، پس از شنیدن حکم مذکور در این گزارش از آن گفته اند. در ادامه بخش اول این صحبت ها را می خوانید:

 

ضیاالدین دری:
بلد نیستیم فیلم ماورایی بسازیم!

ضیاء الدین دری کارگردان سریال های «کلاه پهلوی»، «کیف انگلیسی» و… ابتدا در خصوص حکم صادر شده برای عوامل سریال «۵ کیلو تا بهشت» با اشاره به شرایط نوجوانی که دست به این اقدام زده بود، بیان کرد: سن نوجوانی اساساً مقطع بسیار حساسی است و رخدادهای که در این سن برای نوجوان رقم می خورد، علاوه بر سن به کلیت فضای اجتماعی در جامعه بر می گردد که تأثیراتش را در خانواده می گذارد، چرا که نوجوان وقایعی را در آن فضامی بیند و خواسته هایی در او ایجاد می شود، اما شرایط خانواده به او اجازه نمی دهد که خیلی از انتظارات و تجربیاتش را برآورده کند. از سوی دیگر در این سن بچه ها دچار فعل و انفعالاتی می شود که روی تصمیمات و رفتارهای وی تأثیر می گذارد، حتی کمبود مواد غذایی و ویتامین ها نیز روی مغز اثر می گذارد و ممکن است موجب بروز رفتارها و اختلالاتی برای نوجوان شود. بنابراین این موارد می تواند روی روح و روان نوجوان اثر بگذارد. از قدیم الایام که سینما هم نبود تأثیرگذاری در سنین حساس همیشه وجود داشت، من به یاد دارم که نوجوانان ۱۲، ۱۳ ساله با اشتیاق از لات ها و بزن بهادرهای محل تأثیر می گرفتند و از آنها تقلید می کردند، بعدها که سینما رواج پیدا کرد، اثر گذاری این رسانه نیز آغاز شد و در مقطعی مدل موی قیصری و این دست موارد گسترش پیدا کرد. همه این موارد به عنوان مقدمه ای برای یادآوری میزان حساس بودن سن نوجوانی و تأثیر پذیری افراد در این سن بودند.
وی ادامه داد: با توجه به این موارد، در درجه اول تلویزیون ما به هیچ وجه برای برنامه هایی که می سازد و موضوعاتی که در آنها نمایش داده می شود، رنج سنی را در نظر نمی گیرد و نمی دانند که در چه ساعتی، چه برنامه ای را باید پخش کنند. خانواده ها هم فکر می کنند که چون تلویزیون جمهوری اسلامی صحنه های مستهجن ندارد، پس می توانند همه چیز را نشان بچه ها دهند، اما این غلط است، چرا که داریم تأثیر فیلم های به ظاهر اخلاقی را می بینیم، در این مجموعه ها از آن جایی که به ظاهر تکراری شدند، سعی می شود تا کارهای دیگری در آنها برای ایجاد جذابیت لازم صورت بگیرد و مثلاً در آن موضوعی مثل روح را وارد می کنند. مقوله ای مثل روح اساساً در نوجوانان اثر می گذارد،‌ چرا که در این سن زمان سوال کردن آنها است.
آنها از خودشان می پرسند که من چرا هستم، در این دنیا چه می خواهم؟ و… ، اما از آن جایی که سوادش را ندارند و راهنمای خوبی نیز وجود ندارد، طبیعی است که با دیدن فیلم این چنینی برخی از بچه ها به فکر بیفتند که وقایع را خودشان تجربه کنند، البته باز هم تأکید می کنم که تنها برخی ها این کار را انجام می دهند. اگر بخواهم عامیانه بگویم این بچه ها از آن گروه بد پیله هستند و تا ته هر چیزی پیش می روند. به طور قطع اساساً ما در ایران تجربه چنین کارهایی را نداریم، زیرا روی موضوعات ماورایی تاکنون تجربه و کار خاصی صورت نگرفته. حتی در درام نویسی ما نمی دانیم که تا چه حد مجازیم در این موضوعات جلو بودیم، این در حالی است که روی بحث های ماورایی در اروپا و آمریکا علاوه بر فیلم هایشان در ادبیاتشان نیز کار شده است، به همین دلیل ادبیات آنها در این حوزه آن قدر وسعت می یابد که می توانند روی آن کار کنند و داستان ها را به فیلم تبدیل نمایند. ضمن این موارد، آنها بدون هیچ تردیدی رنج گروه سنی را در نهایت برای همه برنامه هایشان اعلام می کنند. در واقع آنها به طور حرفه ای این مسیر را بلدند، اما با وجود این که ممکن است این حرف برخورنده باشد، ما هنوز بلد نیستیم که وارد این فضا شویم، البته نه این که بگویم تنها آقای افخمی این گونه است، بلکه خود من و خیلی های دیگر هم بلد نیستند. ما یک نمونه موفق ژانر سینمای وحشت و ماورایی نداریم، که میزان پژوهش و اطلاعات موجود در آن درست یا نزدیک به درست باشد. باید در نظر داشت که صرف مقداری جمع آوری اطلاعات و جمع بندی معلومات، نمی شود یک داستان علم کرد و بعد هم آن را در تایم معمولی، بی آنکه انتظار اثر نامطلوب روی جامعه را داشته باشد، پخش کرد. گاهی بعد از نمایش چنین کاری تا مدتی هیچ اتفاقی نمی افتد،‌ اما چند ماه پس از آن، تأثیر مخرب خودنمایی می کند و شاید کسی متوجه نشود که فلان اتفاق تأثیر آن فیلم بوده،‌ شاید عوارض دیگری نیز وجود داشته باشد و حالا تنها یکبار خانواده متوجه می شوند که بچه شان تحت تاثیر این کار قرار گرفته و بعد عوامل دخیل در آن به پرداخت دیه محکوم شدند، ما آیا این محکومیت ها مشکل را حل می کند؟ قطعاً خیر، مشکل زمانی رفع می شود که تا زمانی که همکاران و دوستان ما مطمئن نباشند که ژانر را بلد هستند و یک مدیوم را می شناسند، از رسانه ملی به عنوان محل آزمون و خطا استفاده نکنند. رسانه ملی فضای بسیار پیچیده و خطرناکی دارد‌، چرا که دارای مخاطبان گسترده ای است که باید آنها را مدنظر قرار داد.
دری در ادامه رخداد واقع شده را ناشی از نابلدی خواند و افزود: در این فضا ما مجاز نیستیم که کاری که بلد نیستیم را انجام دهیم.
به نظر من، این اتفاق نیز، دقیقاً ناشی از نابلدی است. من می توانم با قاطعیت بگویم که اگر این کار درست هندل شده بود و اگر به این فکر می کردند که چون تلویزیون ما رنج سنی ندارد، آنها حداقل ضوابطی را در پردازش درام نظر بگیرند و مواردی را باقی بگذارند که اگر نوجوانی آن را نگاه کرد، آن اندازه وارد موضوع نشود. از سوی دیگر از ابتدا باید به شکل کمدی وارد این کارها بشوند تا زمینه اش فراهم شود و بعد آرام آرام آثار جدی تولید کنند. وقتی به شکل کمیک و کمدی این مسائل را نمایش دهند، نوجوان در فضای طنز متوجه می شود چیزکی هست و بعد وقتی شکل جدی اش رات ببیند دیگر در آن حد در موضوع غرق نمی شود که منجر به خلق حادثه شود.
کارگردان «کیف انگلیسی» اضافه کرد: در مورد این سریال هم، قوه قضاییه برای اینکه نشان دهد به شکایت موجود توجه شده، دست به چنین اقدامی زد و سر این قضیه ممکن است خیلی از خانواده ها مانع نگاه کردن خیلی از فیلم ها شوند و این نگرانی دیگر برای آنها وجود دارد. ما هم به عنوان تولید کنندگان یک اثر باید با شناخت و برنامه حرکت کنیم و مدیوم های درام نویسی که تجربه نکردیم را،‌ مرحله به مرحله طی کنیم. از سوی دیگر مدیرانی که تصمیم گیرنده اند، باید بگویند که فلان موضوع را ما مجاز هستیم که مطرح کنیم یا نه؟! به عنوان مثال جدا از بحث روح در مورد موضوع حساس انتخابات که نزدیک آن هستیم ما الان به سراغ نمایش بخش هایی از انقلاب و صحبت های امام (ره) که به انتخابات آن زمان مربتط است رفته ایم،‌ آن هم بدون این که در نظر بگیریم که شرایط ان دهه با الان متفاوت بوده و ممکن است پخش آن در این روزها تأثیرات نامطلوب بگذارد، چون بچه رأی اولی یا دومی که آن دوران را ندیده اند و آیا همه پدر و مادرهایی که آن زمان بوده اند، آن قدر تسلط سیاسی دارند که توضیحات لازم را دهند؟ منظور من از تمام این صحبت ها تأکید روی اهمیت بررسی و مطالعه درباره یک موضوع و در نظر گرفتن رنج سنی است.

 

مجید اوجی:
مگر تشویق داریم که اینگونه تنبیه داریم!

مجید اوجی تهیه کننده مجموعه های باغ سرهنگ، ما فرشته نیستیم، توطئه فامیلی، راز و نیاز، سفر سبز و … در خصوص میزان بازگشت تأثیرات مثبت و منفی یک سریال به تولید کنندگان آن اثر، به ویژه تهیه کننده آن، به بانی فیلم گفت: تا الان گویی هیچ ارتباطی بین تأثیرگذاری یک کار و تولیدکنندگان آن وجود نداشته، زیرا همانطور که آن اثر مثلاً‌ مخرب بوده،‌ آیا سریال های سازنده ای که در طول این سال ها من و دوستانم تهیه کردیم و بالاخره تاثیرات مثبتی هم داشته، مورد تشویق واقع شده که حالا بر اثر چنین رخدادی که به هر دلیلی برای کار آقای افخمی افتاده این گونه برخورد می شود. من قصد نقض رأی صادر شده را ندارم، اما به نظرم نباید این اتفاق می افتاد. از قدیم گفته اند، ادب از که آموختی، از بی ادبان، ما نیز برای اینکه بگوییم ادب خوب است، باید اول بی ادبی را نمایش دهیم. باید نشان دهیم که فلان کار بد است و بر آثار مخربش را نمایش دهیم، حال اگر در این بین بچه ای به علت غفلت والدینش یا هر چیز دیگری دست به اقدامی می زند‌، دیگر معنا ندارد که بعد از گذشت این همه سال آن را در این حد کش دهیم و دوباره مطرحش کنیم، به نظرم این عملکرد بیشتر شکل و شمایل تبلیغاتی دارد. خیلی ها ممکن است در اثر بسیاری از آثار ما مثلاً نماز خوان شده بودند، مگر آمدند از آن تهیه کنندگان و سازندگان تکریم کنند؟ آقای پور محمدی که آن موقع مدیر شبکه بودند و اقدامات ارزنده ای داشت، مگر مورد تقدیر قرار گرفت؟ یا حتی آقای افخمی،‌ این همه سریال درجه یک ساخته و ندیده گرفته شد، من واقعاً نمی دانم چه باید بگویم! وی در ادامه در پاسخ به این که تلویزیون چه قدر باید مدافع حقوق کارمندان و فعالانش باشند، تصریح کرد: واقعیت این است که حداقل من نمی دانم که در آن جلسه دادرسی چه اتفاقاتی رخ داده؟ ما نمی دانیم که تلویزیون چه قدر حمایت کرده؟ اما قطعاً وکلای سازمان رفتند و حمایت کردند ولی با همه این ها من معتقد هستم که بیشتر جنجال این قضیه مهم بوده، وگرنه صد هزار خودکشی در جهان اتفاق افتاده و قطعاً نمونه هر کدام از آنها یا شبیه ان در فیلمی رخ دده. در فیلمی از فیلم ها خودکشی داریم، ما که آن را خلق نمی کنیم و یا هدفمان ارائه روش برای این کار نیست، بلکه در داستان اتفاق افتاده و حال اگر کسی روش شبیه آن را در پیش گرفت، که نمی توان گفت آن فیلم مقصر است! اوجی همچنین با اشاره به محدودیت های موجود در رسانه افزود: در سریال هعا به دکترها که نمی توانیم حرف بزنیم، به  دولتی ها و دیگر مشاغل نیز نمی توانیم چیزی بگوییم، پس درباره که حرف بزنیم، چه بسازیم؟ همین روند وجود دارد که مخاطبان روز به روز کمتر می شوند. تهیه کننده سریال «سفر سبز» درباره نحوه نمایش رخدادهای منفی و مسائل خاکستری موجود در آثار نمایشی نیز اذعان داشت: نمایش این دست موضوعات به شدت به شکل آن بستگی دارد، مثلاً در پلانی معتادی موادی را مصرف می کند‌، حال من نوعی به عنوان مخاطب یا فلان کار نادرست را بلد هستم که آن وقت تأثیری روی من نمی گذارد، یا اینکه من مخاطب در عمرم این کار را نکردم ولی الان لنگ این نیستم که در تلویزیون ببینم فلان مواد چه طور مصرف می شود و بعد به سراغ آن بروم، چون در خیلی از نقاط شهر این اتفاق به آسانی قابل مشاهده است. ما باید ببینیم نمایش آن ماجرا چه قدر و به چه شکل می تواند تأثیرگذار باشد، مهم است، یک وقت بازیگر نقش اول در حین استفاده از دخانیات در فیلم کلی شهرت و محبوبیت دارد، خوب این برای جوانی که کار را می بیند، تشویق کننده است،‌ اما در کار دیگری فردی که از شدت اعتیاد ناتوان و بدبخت شده است، را نمایش می دهیم و خود این اتفاق جنبه هشداری  تأثیر مثبت دارد. پس در مواردی نمایش درست این موضوعات لازم است. اوجی در پایان با اشاره به سریال اخیر، علیرضا افخمی خاطرنشان کرد: در مورد اتفاق و  حکم رخداده هم، باز هم می گویم که من مگر چه کاره هستم که حکم جمهوری اسلامی را زیر سوال ببرم، اما به نظرم مقداری بی انصافی است که بخواهیم بعد از این همه خدمت توسط این ۳ آدمی که اسم شان در این حکم آمده این گونه تصمیم بگیریم. آقایان افخمی،‌ پور محمدی و هاشمی سریال های خوب و فاخری را ارائه داده اند، من آقای افخمی را از نزدیک می شناسم و قطعاً می گویم که یک در میلیون اگر این افراد به ذهنشان خطور می کرد که با پخش این سریال چنین رخدادی ممکن بود اتفاق بیفتد، هیچ وقت آن را نمی ساختند. تلویزیون ما خیلی بیشتر از این ها به این ۳ نفر مدیون است.

 

محسن شایانفر:
ارتباطی بین تهیه‏کننده و اثرگذاری یک فیلم وجود ندارد!

در ادامه این گزارش محسن شایانفر، که تهیه کنندگی مجموعه هایی چون «ملکوت»، «مقصد»، «خسته دلان»، «سایه تنهایی»، «مسافر» و… را در پرونده کاری خود دارد، در گفت و گو با بانی فیلم، پیرامون ماجرای تأثیرگذاری فیلم ها و سریال های تولیدی و میزان دخیل بودن تولید کنندگان کار، در آن بیان کرد: به نظر من هیچ ارتباطی بین پیامدهای موجود در کار و تهیه کننده آن وجود ندارد، و به همین دلیل است که حرفه ما تعریف بخصوصی دارد و از عرف و قاعده ای که در جامعه است مستثنی است. قضاوت و داوری ها در این حوزه باید صنفی اتفاق بیافتد. تهیه کننده تنها برنامه ساز است و برنامه ای که می سازد، حتماً از فیلترها و شوراهایی که مهرهای حکومتی دستشان است، گذارنده، خود من هم مانده ام و این دست اتفاقات، موجی می شود تا حرفه ما انگیزه روشنگری اش را از دست بدهد و دیگر کارهایی که در حاشیه و بی خاصیت هستند انجام می شود. تهیه کننده «ملکوت، پیرامون میزان دفاع تلویزیون از این دست موارد، اضافه کرد: در کل مسئول چنین وقایعی آن شوراهایی اند که این متن را تصویب کرده اند و در هر حال آنها نیز بر اساس ادله ای این کار را کردند، حال اینکه ما به ازای خارجی آن در شهری رخ می دهد، واقعاً مضحک است.
نمایش موضوعات و اتفاقات منفی نیز، از دیگر مواردی بود که شایان فر درباره آن گفت: ‌به واقع این روزها بچه هایی که کار نمایش می کنند، علامه دهر هستند، به عنوان مثال درباره اعتیاد ما نمی گوییم نحوه کشیدن آن را آموزش دهیم، اما می گوییم که از ابزار و ادوات آن نترسیم، اگر ما بتوانیم با خروجی این قضیه و امثال آن جامعه را اصلاح کنیم فیلمی مهمتر از چهار نفر است که انگیزه فردی دارند، باید ببینیم در این مسیر در نهایت قرار است چه چیزی بدست آوریم. به همین دلیل نحوه پرداخت به موضوعات و البته واقع نگر بودن در آنها برای نمایش رخدادهای منفی اهمیت دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *