یادداشت

سلبریتی ها در جاده ای با خطر ریزش کوه

هادی اعتمادی مجد
انتشار خبر احضار حمید فرخ نژاد به دادسرا و قضیه شکایت معصومه ابتکار از مونا فرجاد در کنار دعوت آگاهی تهران از علی دایی برای آنچه «ادای پاره ای از توضیحات» درباره سرنوشت کمکهای مردمی به زلزله زدگان کرمانشاه عنوان شده، نشان از شکل گیری یک جریان جدی و ناظر دارد. نظارت بر عملکرد سلبریتی های فعال در فضای مجازی با اظهارنظرهایی که از سوی کاربران اصولا اپوزیسیونی ارزیابی می شوند، اما شاید بیشتر موضعگیریهایی باشند که بی دردسر تلقی و مطرح شده اند. کپشن هایی از سوی ستاره های سینما یا بازیگرانی معمولی که در بررسی علل انتشار آنها می توان ابعاد گوناگونی را متصور بود. از همراستا شدن با مطالبات اقشار مختلف جامعه تا کسب یک وجهه منتقدانه و صریح که سوار بر قایق عامه پارو میزند گرفته و نیز واکنش هیجان زده و بدون طرح و توطئه به یک رخداد در مقام یک شهروند.
با این حال بُعد تعجب برانگیز و چالشی قضیه آنجا توی ذوق می زند که بعضی از این سلبریتی ها اگرچه در «منبر» اینستاگرام و توئیتر جلوه ای مردمی دارند، اما در «خلوت» خود جزیی از همین گروهی هستند که به انتقاد از آنان می پردازند. کارکرد دوگانه و متظاهرانه ای که موجب زیر سوال رفتن اظهارنظرهایشان می شود. ضمن اینکه بعضی از این مثلا سلبریتی ها که هنرمند بودن و محبوبیت صوری شان در سایه ظهور اپلیکیشن های موبایلی رقم خورده، در حرفه خودشان افرادی معمولی و دسته چندم محسوب می شوند. کسانی که شاید می خواهند از این رهگذر به جبران کمبودهایشان در زمینه شغلی بپردازند. منظور از این فرضیه البته لزوما هنرمندان و چهره هایی نیستند که نامشان در ابتدای این نوشته آمد، اما با مرور اسامی حاشیه ساز ظرف چند سال اخیر به وضوح می توان به صحت این نکته پی برد. بازیگرانی که ماه ها و سالهاست کار متعارف و قابل توجهی از آنان دیده نشده و چهره هایی که جزو تمام شده ها یا طرد شده های حوزه کاری خود هستند. اینها آنقدر که در مواجهه با مسایل دیپلماتیک داخلی و خارجی نظریه و حرف دارند، درباره حرفه خود صحبتی ندارند.
حالا اما به نظر دیگر شرایط برای اظهار نظرهای برخی هنرمندان یا یه عبارت بهتر سلبریتی ها دشوار شده و عرصه تنگ آمده. بویژه وقتی حمید فرخ نژاد، بازیگر پرفروش سینمای ایران در ماه های اخیر، از تازه اطلاع یافتنش نسبت به مسئولیت داشتن در قبال کامنتهای کاربران صفحه شخصی اش می گوید و بخش مربوط به آنرا می بندد. یا سلبریتی هایی که کوتاه مدتی است فیتیله انتقادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را پایین کشیده اند و اولویتهایشان تغییرات اساسی کرده!
دیگر ظاهرا خیلی از این سلبریتی ها کاری به کار دلار یا دیگر دغدغه های مردم و کاربران فضای اینترنت ندارند. حالا یا کوتاه آمده اند و یا شرایط جدید آنان را به کوتاه آمدن واداشته. شرایطی که از سوی حاکمیت تلویحا به آنان عواقب رفتارهای پردامنه و تبعات صحبتهای پرحاشیه شان را هشدار می دهد و هزینه اش را بالا می برد.
اتفاقی که هم می تواند خوب باشد و هم بد. خوب از این جهت که دیگر هر به ظاهر سلبریتی و هر شبه هنرمندی به خود اجازه نمی دهد با تکیه به شهرتش دست به هر کاری در فضای مجازی بزند و یا هر اظهار نظر سست، غیر پالوده و بی پایه ای را در معرض نگاه و داوری صدها و میلیون ها نفر قرار دهد. بد هم از این حیث که آستانه حساسیت و تحمل جامعه که از قِبَل رفتارها و نظرات تقریبا راهبردی معدودی از همین سلبریتی ها محک می خورد و به حد معقولی می رسد، در نبود یک جریان منسجم، خنثی و بی استفاده می ماند. آستانه حساسیت و تحملی که به نحوه تخلیه هیجانی مردم سمت و سو می دهد و منتهی به ایجاد کمپین های مفید و کاربردی نیز می شود.
سلبریتی ها گویا امروز خود را در جاده ای با خطر ریزش کوه مواجه می بینند که تا میانه اش آمده اند و برای ادامه مسیر باید تصمیم گیری دوباره ای داشته باشند.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *