سکانس اول

سکانس اول؛تاملی فراتر در اتخاذ تصمیمی سرنوشت ساز

مسعود داودی
بخش بزرگی از دست اندرکاران سینمای ایران نگرانی های فراوانی برای انتخاب شخص نامناسب برای نشستن بر صندلی ریاست سازمان سینمایی دارند.
در علم مدیریت امروزی، توجه به شایسته سالاری و انتخاب فردی مدیر و مدبر که ضمن داشتن توان بالای مدیریتی،  در میان خانواده بزرگ سینمای ایران از اهمیتی بالا و غیرقابل انکار برخوردار است. همین پایبندی بر اصول امروزی علم مدیریت، سختی و دشواری اتخاذ تصمیم توسط وزیر ارشاد را بیشتر می نمایاند.
در این نکته تردیدی نیست که شخص وزیرارشاد به عنوان عالی ترین مقام دولتی در حوزه فرهنگ و هنر، درصدد برگزیدن فردی مناسب برای در اختیار گرفتن مسئولیت سازمان سینمایی ست؛ شخصی که دارای بیشترین میزان مشارکت را با سینمایی‌ها بوده و کمترین مقدار از مخالفت ها و صف بندی را داشته باشد.
وجود همه این ویژگی های مدیریتی در شخص منتخب برای سازمان سینمایی است که می تواند تا حدود بسیاری خیال عباس صالحی را در حوزه سینما تا پایان مسئولیتش در وزارت ارشاد آسوده کند.
در روزهای اخیر و با شدت یافتن گمانه زنی های مربوط به انتخاب رییس بعدی سازمان سینمایی، به نظر می رسد برخی از جریانات سینمایی، درصدد ملتهب نشان دادن فضای سینمایی کشور و ایجاد جو نادرستی برای تعجیل در اتخاذ  تصمیم مهم و سرنوشت ساز وزیر ارشاد بر آمده اند. در این بین برخی از شنیده ها حاکی ست که سردمداران برخی از این جریانات با برگزاری نشست هایی میان اعضای خود، به دنبال یافتن راهکارهایی هستند تا شانس کاندیدای مورد علاقه خود را برای نشستن بر صندلی بالاترین مدیر سینمایی کشور افزایش دهند.
اینکه چه منافعی در ایجاد چنین فضایی شتابزده وجود دارد و اینکه این میزان از شتابزدگی و تعجیل برای ترغیب وزیرارشاد برای معرفی رییس سازمان سینمایی از چیست، برای بیشتر اهالی و فعالان سینمایی معلوم است اما آنچه که در این بین اهمیتی افزون تر پیدا می کند، ضرورت اجتناب و دوری گزیدن از جو و فضای کاذب ملتهب و همچنین دوراندیشی بیشتر شخص وزیر ارشاد برای داشتن فرصت مطالعه کافی برای انتخاب فرد اصلح جهت نشستن بر مسند ریاست سازمان سینمایی ست.
آنچه از گوشه و کنار شنیده می شود، اعضای گروهی کوچک از دست اندرکاران سینمایی که  بیشترین مناسبات اقتصادی را با هنر-صنعت سینما دارند، در صدد برآمده‌اند با توسل به بهانه های واهی و جناحی و با ایجاد جو روانی کاذب، فرصت مطالعه بیشتر را برای گزینش مدیری کارآمد از وزیر ارشاد بگیرند.
بدیهی است با عنایت به مهلت بیش از یک ماه باقیمانده تا زمان پایان دوره فعالیت محمدمهدی حیدریان در سازمان سینمایی، زمان کافی برای انتخاب دقیق تر شخص مناسب برای سمت جانشینی حیدریان وجود خواهد داشت.
دوری از التهاب های قلابی ترسیم شده توسط برخی از جریانات کوچک سینمایی و پیشگیری از شتابزدگی های متاثر از این فضای غیرواقعی، شاید از بهترین راهکار ها برای برگزیدن مدیری برای سازمان سینمایی باشد که ضمن داشتن استقلال فکری و هویتمندی فرهنگی، حرکت قطار سینمای ایران را تسهیل و تسریع ببخشد.
شرایط ویژه ای که هم اکنون بر فضای سینمای ایران حاکم شده و همچنین نارضایتی اکثریت قریب به اتفاق فعالان سینمای ایران از رانتخواری بی‌حساب و کتاب برخی از جریانات کم شمار و کوچک، این الزام را برای وزیر ارشاد به وجود می‌آورد که تامل و تعمق بیشتری را در انتخاب و معرفی رییس آینده سازمان سینمایی مبذول نماید.
نگاه فراگیر، توان مدیریتی بالا، برخورداری از حمایت قریب به اتفاق دست اندرکاران سینما و داشتن روحیه همگرایی باید از مهم‌ترین و بارزترین خصوصیات مدیر سینمایی میدان بهارستان باشد. این‌ها ویژگی هایی ست که خواهد توانست مسیر همدلی و همگرایی میان مدیریت سینمایی با اکثریت جامعه سینمایی را هموار کند.
این دوراندیشی عباس صالحی در مقام وزیر ارشاد را می رساند که با همفکری گسترده با جمع بیشتری از دست اندرکاران سینمایی، از بروز تصمیمات اشتباه در حوزه پرمسئولیت سینمای ایران پیشگیری کند و بتواند به تبیین شرایطی مناسب برای تعالی و رشد سینمای ایران در چشم اندازهای جهانی بپردازد.
این شاید مهم ترین مسئولیت تاریخی در مقطع کنونی برای عباس صالحی به عنوان وزیر ارشاد در اتخاذ تصمیمی سرنوشت ساز باشد.

اشتراک گذاری در:

نظرات 1
  1. با سلام خدمت عزیزان گرامی و جناب آقای داودی سردبیر محترم بانی فیلم.
    پا برهنه و بدون تعارفات مرسوم وارد بحث اصلی میشوم که مرا با بزرگواری خودتان ببخشید.
    قدرت و سرمایه در یک تلاقی ، بنام سینما را زیر یک سقف قرار دادن میشود همان گفته معروف پاسکال. ( بدترین شر آن بدیست که با نیت خیر کرده میشود)
    تلفیق قدرت و سرمایه بدست افرادی در دهه شصت صورت گرفته که شناخت چندانی از سینما نداشتند. اما با گذشت این سالها و شناخت بیشتر نسبت به شیوه های متفاوت فیلمسازی در دیگر نقاط دنیا می توان بدون تردید نتیجه گیری کرد که شیوه دولتی و یا خصولتی فیلمسازی همان بدترین شری است که با نیت خیر در حال انجام است.
    هر فرد دیگری که بجای آقای حیدریان بیایند، باز هم دچار مشکل خواهیم شد. ( ایکاش روزی که به آقای حیدریان گفته بودم سینمای دولتی را تعطیل کنید، ایشان عصبانی نشده بود و با اندیشیدن بدان را هنر و سینما و منافع ملی و مملکت را گزیده بود) یک سال یا دو سال سینما با بحران و کمبود فیلم روبرو خواهد شد . اما راه را برای سازندگان و دانستگان این حرفه باز می کند. فراموش نکنید که علی عباسی از تهیه کنندگان خوش نام سینما، با وجود عشق و علاقه به کار در مملکت، به راحتی پا بر دل خود گذاشت و مجددا به خارج بر گشت. سینما باید به خودش متکی باشد و نه به سرمایه وزارت ارشاد و فارابی.
    با احترام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *