سینما در فصل بهار ۲۰۱۸؛ این فیلم های روی پرده…

پرویز نوری
فصل بهار- همان طور که همیشه بوده- فصل فیلم های بلاتکلیف است! یعنی فیلم هایی که روی دست استودیوها مانده، نمی دانند خوبند یابد و مترصد فرصتی اند تا آن ها را اکران کنند… این فیلم ها البته در این فصل شاید تا حدودی سر و شکل بهتری داشته باشند:
«آمادگی بازیکن شماره یک» Ready Player One
این علمی/ تخیلی استیون اسپیلبرگ درست سه ماه بعد از فیلم قبلی اش «پُست» به نمایش درآمد. به نظر می رسد که انگار یک فیلم ساز حدود ۲۰ سال آن را ساخته نه یک سینماگر ۷۰ ساله! به هر حال، فیلم ساز گویی هنوز هم آن حس دوران فانتزی سازی هایش را حفظ کرده است. فیلم برداشت از رمان پُرفروش دهه ۸۰ ارنست کلاین، معلوم است که چندان با اسپیلبرگ نزدیکی نداشته، بیشتر داستانگونه است تا افسانه. ماجرایش به سال ۲۰۴۵ می گذرد و در آینده ای نامعلوم، جایی که یک پسر ۱۸ ساله یتیم به اسم «وید واتس» (با بازی تای شریدان) در یک فضای بسته غم انگیز «اوهایو» زندگی می کند. مانند بسیاری از دنیای واقعی کنده و به رؤیاها پناه می برد. فیلم اسپیلبرگ هیجان انگیز و دلهره ای است اما در آخر مدام جا به جا می شودی که کی تمام می شود.
«مکان آرام»- A Quiet Place
زندگی این زوج جوان (امیلی بلانت و جان کراسینسکی) با دو فرزندشان با رؤیاها و در خیابان های خلوت درهم آمیخته، شاید برای آن ها زندگی واقعی در دنیایی غریب باشد، اما این زندگی آرام در مکان آرام با وجود و حضور مخلوقاتی به شکل خرچنگ و عنکبوت حالتی کابوس وار به خود می گیرد. فیلم را- که خود کراسینسکی کارگردانی کرده- تا حدود زیادی توانسته است حس و حال خاصی را به مخاطب منتقل سازد. دلهره ای که در زیر فضای ساکت و خاموش فیلم نهفته، در لحظاتی قلب را به تپش می اندازد.
«جزیره کوچک سگ ها» -Isle of Dogs
یک نوع سینمای خاص از طریق «انیمیشن استاپ موشن» فیلم وس آندرسن را الهام از آثار و هنر ژاپنی قلمداد می کند. فیلم جدید او پس از «آقای روباه شگفت انگیز» در سال ۲۰۰۹، دومین باری است که به چنین سبک سینمایی رو آورده است. قصه اش به آینده خیالی در یک متر و پلیس ژاپنی موسوم به «شهر مگا ساکی» می پردازد. گربه همه کاره شهر همه سگ ها را به «جزیره آشغال دونی»- که جایی متروکه است- می فرستد و در همان جاست که پسربچه ۱۲ ساله ای (کایو رافکین) در جست و جوی سگ تبعیدی اش است. از همین جاست که امید به نجات به دل ها راه می یابد. در فیلم به جای سگ ها بیل موری، ادوارد نورتون، جف گُلدبلوم، اسکارلت جوهانسن و برایان کرانستون حرف زده اند.
«خشم»- Rampage
دواین جانسون (ملقب به «راک») در این فیلم تخیلی در قالب جانورشناسی ظاهر می گردد که با کمک «جرج»- یک گوریل تربیت شده- می خواهد به مقابله با هیولاهای عظیم الجثه برخیزد. فیلم با توفیق تجاری همراه شده (تا حالا ۱۷۸ میلیون فروش کرده) و البته فیلمی سرگرم کننده به مفهوم کلمه نیست و تنها می تواند به مثابه یک اثر سطحی تماشاگران خود را راضی کند.
«آماده ساختن پیت»-Lean On Pete
این درام انگلیسی متعلق به سال ۲۰۱۷ درباره پسری ۱۵ ساله است که سعی دارد روی یک اسب- به مانند اسب ترویا- کار کند و او را آماده برای مسابقه سازد. نقش پسرک را چارلی پلامر به عهده دارد که در جشنواره ونیز جایزه مارچلو ماسترویانی را به عنوان یک بازیگر نوجوان دریافت کرد. عمده ارزش فیلم استعداد چارلی پلامر است و فیلم در حقیقت ملودرامی به دور از کلیشه هاست و فیلم ساز آندریو هیگ توانسته تا حدودی احساس انسان دوستی را در مخاطب به وجود آورد.
«بیروت»- Beirut
در این اثر دلهره ای/ جاسوسی ساخته براد آندرس، ماجرای یک دیپلمات آمریکایی (جان هیم) سفر به لبنان در سال ۱۹۷۳ را پس از حادثه مصیبت باری که برایش پیش آمد، پی می گیرد. ده سال بعد او دوباره از سوی یک مدیر «سیا» (رُزمند پایک) به بیروت می رود تا درباره زندگی یکی از دوستان خود، مذاکره کند. فیلم از همان آنتریگ آثار جاسوسی قدیم بهره گرفته و تنها بازی جان هیم امتیاز آن است.
«بی پایان»- The Endless
دو فیلم ساز جاستین نبسون و آیرن مورهد نقش دو برادری را دارند که ویدیویی متعلق به یک دهه قبل از نابودی بشقاب پرنده به دست شان می رسد و حالا می خواهند در مورد وضعیت آن افشاگری کنند. فیلم داستان عجیب و غریبی را بازگو می کند، با این حال حس وحشت را از طریق وقایع مطروحه اش انتقال می دهد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
14 − 8 =