سه سوال از نائومی کاواسه ژاپنی پیرامون فیلم جدیدش، «شادی»

شهر زندگی‏ها و دردها و تفاهم ‏ها

بانی فیلم– گروه سینمای جهان : نائومی کاواسه فیلمساز مستعد زن ژاپنی ۲۰ سال پیش با فیلمی به نام «سوزاکو» جایزه دوربین طلایی را که ویژه سینماگران «فیلم اولی» و تازه کاران این حرفه است، در جشنواره معتبر کن فرانسه تصاحب کرد و امسال به یاد آن روزهای خوش فیلم تازه خود به نام «Radiance» («شادی»، «سرور» یا «تابش») را هم به کن برد و آن را در قسمت مسابقه که مهمترین بخش فستیوال نخست سینمای جهان است، شرکت داد و با اینکه جایزه ای نبرد اما خاطرات را لااقل برای خودش تجدید کرد.«شادی» درباره یک عکاس معروف ژاپنی به نام ماسایا ناکاموری (با بازی ماساتوشی ناگاسی) است که ناگهان دچار ضعف و خلل در بینایی اش می شود و این عارضه هر روز در او شدت بیشتری می گیرد و ارتباط او با یک گوینده متن فیلم ها که راوی داستان است و صدایش بر روی فیلم ها می آید و نامش میساکو اوزاکی (آیامه میساکی) است، نیز به عنوان بخشی از زندگی وی بعد از رو شدن بیماری اش مقابل انظار بینندگان قرار می گیرد. کاواسه در مصاحبه پیش رو به سه سوال پیرامون خود و فیلم جدیدش پاسخ می دهد.

«آیامه میساکی» فرد انتخابی شما برای ایفای رل اصلی زن فیلم یک تازه وارد به این عرصه و کاملاً بی تجربه است. چگونه و چرا او را انتخاب کردید؟
– کاراکتر میساکو براساس قصه فیلم زنی پر تلاش اما دچار نوعی تکبر و فخرفروشی نسبت به سایرین است و من چنین حالاتی را در چهره و احساسات ایامه میساکی به وضوح دیدم و او به خوبی می توانست این حس ها را بر چهره خود حک و به سایرین منتقل کند. باز براساس قصه او تنها آدمی است که جواب ماسایا ناکاموری را به صراحت و با قاطعیت می دهد و برای این مورد نیز میساکی انتخاب مناسبی نشان می داد. نوع نگاه و حالات چهره او کلاً همراه با اقتدار و توام با قدرت نمایی همیشگی است.
آیا در زمان فیلمبرداری و گرفتن صحنه های فیلم اتفاقات جالب و نابی هم برایتان افتاد. اتفاقاتی که نتوانید آنها را از یاد ببرید؟
– یک صحنه کلیدی در فیلم داریم که در آن ناکاموری سرانجام قوه بینایی اش را به طور کامل از دست می دهد و در این لحظات نگاهی که میساکی به او می اندازد از نهایت اهمیت برخوردار است زیرا به نوعی نشانگر روش و نوع نگاه بینندگان فیلم به ناکاموری هم هست. اما میساکی ابتدا نمی توانست این نگاه را تامین و ارائه کند. به نیمه های شب رسیده بودیم و هوا هم بسیار سرد بود و این عوامل نیز سبب می شد تمرکز میساکی کمتر و احساسات فوق در نگاهش ایجاد نشود. به میساکی اهمیت این نگاه و نوع برخورد را یکبار دیگر گوشزد کردم ولی او گفت سناریوی خودت می گوید میساکی با ناکاموری خداحافظی می کند و به خانه می رود و فقط همین. عصبانی شدم و سناریو را از طبقه بالای ساختمانی که در آن قرار داشتیم، به سمت پایین پرت کردم تا بگویم برآورد قبلی ما مهم نیست و آنچه اینک موضوع و قصه را کامل می کند، همانی است که از میساکی می خواهم. ضربه کاری ای بود و میساکی در پی آن توانست آنچه را که می خواستم، ارائه کند، البته عوامل تولید فیلم هنوز درباره آن واقعه جوک می سازند و می گویند چرا دل و روده ات را این طور دور ریختی؟
چرا اکثر فیلم هایتان را در نارا که شهر زادگاه تان است، تصویربرداری و تهیه می کنید؟
– نارا قدیمی ترین شهر ژاپن است و عمر آن به بیش از هزار سال می رسد و ژاپن گرداگرد آن و بر این هسته مرکزی بنا نهاده شده است. بعضی گردهمایی ها و جشنواره های این منطقه حدود ۱۳۰۰ سال است که برپا می شوند و شرح و وصف آنها نسل به نسل منتقل شده و به اطلاع ساکنان منطقه رسیده است. با این اوصاف «نارا»یی که در فیلم های من می بینید، نه فقط نارای امروز بلکه تصویری از دیروز و فردای آن هم هست. شهر زندگی ها و دردها و تفاهم ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *