صدا و سیما، سینما را دریابد

غلامرضا گمرکی

یکی از افتخارات هر کشوری وجود رسانه ملی (تلویزیون) است که در اکثر کشورهای مترقی و پیشرفته جهان، با صنعت سینما، همسو هستند. متاسفانه اخیراً با به روی کار آمدن افراد غیرمتخصص در زمینه تلویزیون و سینما، هرگز پیوند دوستی و مودت و همدلی، بین این دو ستون مهم فرهنگی بوجود نیامده است. بگونه ای که این مسئولین کار نابلد، بدون مصلحت اندیشی و در نظر گرفتن مردم و نظام، با لجبازیهای بچگانه و سلایق شخصی، قصد دارند شخصاً از نفوذ و مقام خود در تخریب این ستون های حیاتی ایفای نقش کنند که صد البته در این رهگذر، سینما قدرت تهاجم و عرض اندام در مقابل عرصه گسترده صدا و سیما را ندارد، اما اینگونه هم که صدا و سیما از قدرت خود سوء استفاده کرده و در زمینه های مختلف تیشه به ریشه صنعت سینما می زند عمل خوشایند و جوانمردانه ای نیست، خصوصاً که هر دو ستون متعلق به نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. اما اینکه تا چه زمان باید نخ این دو ستون مهم فرهنگی در دست افراد ناوارد و بدون تخصص باشد و متاسفانه متخصصین کار آزموده خانه نشین باشند، الله و اعلم…

کسانیکه سال ها با صدا و سیما سر و کار داشته اند از عزت ا… ضرغامی تعریف و تمجید می کنند که ایشان پس از حضور در صدا و سیما، بعد از مدتی کوتاه به چم و خم کار وارد شد و طی ده سال تلاش و زحمت، کارنامه قابل قبولی در صدا و سیما از خود بجای گذاشت و دیدیم و شنیدیم که با رفتن ضرغامی، چه دوران بل‏بشو و ناخوشایندی گریبانگیر این رسانه ملی شد که متاسفانه همچنان ادامه دارد. درست برعکس مدیران وزارت ارشاد که هر چهار سال عوض می شوند و تا مدیر جدید با اهالی سینما تعامل و به امور فیلم و سینما واقف شود، مدیر بعدی قد علم کرده و کل برنامه ریزی های مدیر فعلی را خواسته یا ناخواسته بهم می ریزد و این یعنی دور خود چرخیدن… اهالی سینما از محمدمهدی حیدریان یاد می کنند که در زمان حضورش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دوران طلایی را در سینما به وجود آورد. دکتر ایوبی طی کمتر از چهار سال به زیر ساخت های سینما رسیدگی کرد و بدلیل خوش درخشیدن در مقام مشاور ارشد صالحی امیری وزیر ارشاد همچنان حضور دارد. حال سوال این است که چه اشکال دارد مسئولین کاربلد که مورد تائید صنوف خود هستند، به کار خود ادامه دهند تا این فراز و فرودها به حداقل و بعضاً ریشه کن شوند و بخشی از هزینه های بیت المال صرف افزایش حقوق ناچیز بازنشستگان شود. به عقیده نگارنده نیازی نیست اتاق فکر دولت جابجا شود، منطقی آنست متخصصین و اهل فن به اتاق فکر دعوت شوند تا فرهنگ سازی، همدلی و برادری و برابری را پیش روی مردم قرار دهند مردمی که گذشته از فشارهای ۸ سال دفاع مقدس و از دست دادن فرزندان دلیر، از بدو انقلاب پا به پای نظام گام برداشتند و این انصاف و مروت نیست که آنها را به بازی بگیریم… در حقیقت خودمان را گول نزنیم و واقع بین باشیم. دولتمردانی که بواسطه اخذ (اسکار) اهالی سینما را به عرش اعلا می برند و تمدن و هنر ایرانی را به رخ جهانیان می کشند با چه انگیزه ای اجازه پخش تبلیغات محصولات ایرانی اعم از موادغذایی، بهداشتی و آرایشی و… را به ماهواره می دهد اما برای پخش تیزر فیلم های ایرانی، تهیه کنندگان را به سلابه می کشند، ضمن اینکه بارها و بارها مقام معظم رهبری در سخنرانی های خود اشاره فرمودند: (در زمینه های درست و اصولی، تبلیغات حرف اول را می زند.) اگر چنین است سنگ اندازی دیگران در خصوص تبلیغات فیلم ها چه معنا جز نفاق دارد؟!

ایراد کار در کجاست که با اهالی سینما خصوصاً بخش خصوصی چنین برخورد ناشایست می شود و آنان را به نومیدی سوق می دهند. آیا همین افراد جرائت و شهامت دارند به صدا و سیما بگویند بالای چشمتان، ابروست!؟ صدا و سیما باید بپذیرد که نتوانسته برنامه های موردپسند- بینندگانش را تأمین و آنها را جذب جعبه جادویی خود کند! درست عین سینما که قبل از ورود دکتر ایوبی، مردم با سینما قهر بودند اما ایوبی با تلاش و پشتکار و برنامه ریزی صحیح مجدداً مردم را با سینما آشتی داد… خودمان را به کوچه علی چپ نزنیم و کلاه مان را قاضی کنیم و بیاد آوریم در زمان ضرغامی برنامه های صدا و سیما به حدی متنوع بودند که بینندگان پای تلویزیون می نشستند و ضمن دیدن برنامه های مورد علاقه شان، از پخش تیزرهای فیلم های وطنی نیز بهره مند می شدند و فیلم های سینمایی مورد علاقه خود را انتخاب و به تماشای آن می رفتند… زمانیکه مقام معظم رهبری بحث شان در خصوص تدبیر و امید، مقاومت اقتصادی، تولید و اشتغال است چه کسی مانع از اجرای سخنان ایشان می تواند باشد!

جالب اینکه مسئولین، مردم را به مطالعه و به روز شدن تکنولوژی ترغیب و تشویق می کنند اما به نظر می رسد خودشان اهل مطالعه نیستند چون اگر بودند راه را برای پیشرفت هموار می کردند. مگر نه اینکه با ورود فضای مجازی، مردم در اسرع وقت از تمام اخبار منتشر شده آگاه می شوند؟ پس این مسئولین کجا هستند که خود را به بی خبری زده اند! بقول معروف، کسی که خواب است براحتی می‏ توان بیدارش کرد اما کسی که خودش را بخواب زده، بیدار کردنش کار حضرت فیل است…

نگذارید کاسه صبر مردم لبریز شود. این ملت، همان ملتی هستند که ۱۲ فروردین سال ۵۸ در کمال صداقت و یکصدا به نظام جمهوری اسلامی ایران بلی گفتند… قدرشان را بدانید… از اصل مطلب دور نشویم، دهه شصت و هفتاد به روایت اهالی سینما، دوران شکوفایی سینما بود. چون مدیری مدبر و باتجربه و آگاه به نام محمدمهدی حیدریان سکاندار سینما بود. متاسفانه ایشان را که در مقام خود به مقام استادی در امور فیلم و سینما رسیده بود به جای دیگری منتقل کردند و سینما را از مسیری که می رفت تا به قله فتح برسد منحرف نمودند تا نوبت به دکتر ایوبی رسید. نگارنده تحت هیچ شرایطی طرفدار راست و چپ نبوده و به هیچ گروهی وابسته نیست و اصولاً چون از سیاست چیزی نمی دانم از کلمه سیاست تنفر دارم… دکتر ایوبی در شرایطی وارد سازمان سینمایی شد که بعد از حیدریان، سینما می رفت تا در پرتگاه ندانم کاری های بعضی مدیران کارنابلد نابود شود. ایوبی با پشتکار، نظم و صبوری ابتدا خانه سینما را گشود و تا آنجا که بلد بود و توان داشت زحمت کشید و با ترفندهایی، فروش فیلم ها را که عمدتاً می رفت تا اکثر تهیه کنندگان بخش خصوصی به لحاظ مالی به خاک سیاه بنشینند نجات دارد و فروشها را به میلیارد رساند و بدینگونه مردم را با سینما آشتی داد… هنر و تجربه را که امروز مورد تائید شخص صالحی امیری وزیر ارشاد و حیدریان معاون وزیر و رئیس سازمان سینمایی ست، راه اندازی کرد… سالن های سینما را تعمیر اساسی و بعضاً افزایش داد، سینما قدس که در آستانه تعطیلی بود مجدداً فعال کرد با این همه، همچنان حدود ۲۰۰ فیلم سینمایی آماده نمایش، پشت اکران جا خوش کرده اند، چون با کمبود سالن سینما مواجه هستند…

آپارات های سالن نمایش سینماها را به دیجیتال تبدیل کرد و… تا اینکه علی جنتی صندلی خود را به صالحی امیری سپرد و دیری نگذشت که حیدریان با پیشینه درخشان در امور فیلم و سینما و صدا و سیما مجدداً بعنوان مشاور ارشد صالحی امیری بر مسند قدرت نشست که صد البته اهالی سینما از همان روزهای نخست پیش بینی کرده بودند که صندلی حیدریان مشاورت نیست… دیری نگذشت که مهندس حیدریان با حفظ معاون وزیر جایگزین ایوبی شد و ایوبی روی صندلی حیدریان بعنوان مشاور ارشد وزیر قرار گرفت… با این تغییرات ثابت شد که صالحی امیری برخلاف دیگر وزراء اگر چه تجربه کافی در امور فیلم و سینما ندارد اما باهوش تر و زرنگ تر از این حرفهاست. چون با کنکاش و تحقیق پی برده بود که مهندس حیدریان فردی باتجربه و استخوان ترکیده در امور سینماست. پس چه بهتر که از وجود او نیز بهره مند شود، لذا جای مهندس حیدریان را با دکتر ایوبی عوض کرد و هر دو ستون را کنار خود قرار داد… اکنون می توان امیدوار بود که حیدریان و ایوبی می توانند چاله چوله های باقیمانده سینما را هموار سازند اما اینکه تا چه میزان مطمئن باشیم خارج از وزارت ارشاد. لابی بازیها، پارتی بازیها و تقسیم اراضی پولهای فارابی در تولید فیلم به تهیه کنندگان نورچشمی تعلق بگیرد یا نه… الله و اعلم… اینکه فردا با ساختن فیلمی که پروانه فیلمسازی داشته باشد اما مجلسیون آنرا توقیف کنند یا نه… خدا عالم است… اینکه صالحی امیری به محض رسیدن به تجربه در امور فیلم و سینما،‌ او را از وزارت ارشاد معلق کند یا نه… خدا می داند… و در نهایت شکل خداپسندانه این وضعیت آنست که صدا و سیما فارغ از این مسائل و حاشیه ها، دست برادری و همدلی مسئولین سینمایی را به گرمی بفشارد و خود داوطلب پخش تیزر فیلمهای وطنی بدون تبعیض شود. شاید با این حرکت انسان دوستانه مسیر هرگونه دخالت و اظهار نظر را به روی بیگانگان ببندد و انساندوستی و انسانیت دیرینه ملت ایران را سرمشق بیگانگان قرار دهد و همه چیز ختم بخیر شود… و نیز صالحی امیری،‌ مهندس حیدریان و دکتر ایوبی به فکر معیشت پیشکسوتان سینما باشند. البته نه تنها پیشکسوتانی که درجه دکترا از وزارت ارشاد دریافت کرده‏اند که صد البته افرادی که بیش از سی سال و بطور مستمر عمر و جوانیشان را فدای رونق سینما کرد و حالا گرد پیری در چهره هایشان به وضوح نمایان است. واقعاً جای تاسف دارد که ناسازگاری دولتمردان با یکدیگر باعث شده ملت بزرگ و نجیب ایران همیشه در سوگ سلیقه های شخصی مدیران کار نابلد، زانوی غم بغل گرفته و مدام غبطه گذشته ها باعث شود رنگ آسایش، آرامش، امنیت شغلی، امید و لبخند را نبینند و نکته آخر اینکه افزایش قیمت بلیت سینماها، گام منفی دیگریست که نسنجیده عملی شده است.

یادمان باشد جوانانی که اکثراً بیکار و یا کم درآمد هستند و کارمندان دولت، تنها تفریح شان رفتن به سینماست. بقیه ثروتمندانی هستند که به اندازه کافی سرگرمی و گردش های جور واجور دارند که نیازی به دیدن فیلم آن هم در سالن سینما نداشته باشند، پس جا دارد به این موضوع بیندیشیم که گرانی بلیت ممکن است در ریزش بیننده تاثیرگذار باشد. با امید روزی که سینمای ایران با وجود سردمداران فعلی که بر کرسی تصمیم گیری نشسته اند. آوازه اش بیش از پیش در آسمان جهان طنین انداز شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *