نگاهي به نسخه تازه و موزيكال «ژاندارك»، به كارگرداني برونو دومونت فرانسوي

طنز تلخ در لایه ای از آواهای نوین و قدیمی

بانی فیلم-گروه سینمای جهان – وصال روحانی: برای این که تصویر و تجسم لازم را از فیلم جدید برونو دومونت فرانسوی بدست آورید، تصور کنید که مشتی محصل پرشور دبیرستانی در قرن پانزدهم نمایشی را به روی صحنه برده باشند و موسیقی مورد نظرشان ادغامی از آثار گروههای موسیقی عامه پسند آمریکا مانند میت لوف و ترانه های سطحی روز فرانسه باشد و همه این تحرکات تند در دوربین هنرمند استادی مانند گی یوم دو فونتن بنشیند که سوابق همکاری زیادی را با دومونت دارد.
اولین و مهمترین خصلتی که به دومونت نسبت داده شده، این است که این کارگردان و سناریست ۵۹ ساله فرانسوی سرشار از پیچیدگی ها و تضادها است و هر چیزی از او بر می تابد و هرگز هم قصد ندارد از غافلگیر کردن بیننده ها دست بر دارد.

برداشتی اختصاصی
جدیدترین فیلم او که در قسمت موسوم به «دو هفته کارگردان های» جشنواره معتبر اخیر کن فرانسه به نمایش در آمد، تازه ترین سند صحت ادعاهای فوق و مصداقی روشن از آن است. این فیلم یک ورسیون موزیکال از داستان معروف ژاندارک است که تاکنون بارها در نسخه های سینمایی به تصویر کشیده شده و در مدیوم تلویزیون هم مورد توجه فراوانی قرار داشته و حتی به تئاتر هم کشیده شده است اما دومونت برداشتی اختصاصی و متفاوت از آن دارد. حتی نوع استفاده دومونت از بازیگرانش و انتخاب هایی که در این زمینه انجام می دهد، برخاسته از نگاه متفاوت او به شئون زندگی و برداشت های غیر متعارفی است که از اجتماع دارد. دومونت سالها پیش در زمان ساخت فیلم های «زندگی مسیح» و «انسانیت» هم با رویکرد به تعدادی نا بازیگر و حتی مشتزنان آماتور و با انتخاب دور افتاده ترین گوشه های شمال شرق فرانسه ناظران را به حیرت وا داشته بود.

خنجر بر پیکر کمدی
دومونت سپس تغییر رویه نسبی داد و از روی داستان معروف «کامیل کلودل» فیلمی با بازی جولی یت بینوش در رل اصلی ساخت و آنگاه به تهیه مینی سریال تلویزیونی «لیل، کن کن) پرداخت که محصول غریب و شگفت انگیزی بود و فقط امکان داشت از درون مغز دومونت بیرون آید. «Slack Bay» فیلم بعدی دومونت نوعی کمدی و به روایتی خنجر وارد کردن بر پیکر این ژانر سینمایی بود. در نهایت او با ورسیون موسیقایی اش از ژاندارک پای به دوره هفتادم معتبرترین فستیوال سینمایی جهان که یک بار دیگر در خاک کشور او برپا شد گذاشت و در عین بیان قصه زندگی ژاندارک در لابلای آواهای نوین و قدیمی، رگه ای از طنز تلخ را هم ضمیمه آن کرد و مهمانان جشنواره را با یکی از عجیب ترین و جالب ترین کارهای فستیوال امسال، مواجه ساخت و حتی نام کامل فیلم نیز که «ژانت: کودکی ژاندارک» است، نشانه مستقیمی از این نکته است که دومونت می خواهد راهی متفاوت را طی کند و هر چیز عجیب و غیر مرتبطی را هم به کار گرفته است. از آن قبیل است موسیقی متنی الکترونیکی که به هر چیز و هر کسی می خورد الا کاراکتر ژاندارک و البته استفاده از تصویربرداری مبتکرانه گی یوم دفون تانه که در فیلم های قبلی دومونت هم یاور و همراه او بوده است.

منبع الهام
با این حال کار تازه دومونت پیش از هر یک از فیلم های قبلی او شبیه به ساخته های ژان ماری اشتراب و دانی یل هوئیله نیز هست و به سبک و سیاق آنها از بینندگان می خواهد به آنچه در متن داستان می گوید اطمینان داشته باشند. ورسیون ژاندارکی دومونت از دو اقتباس برگرفته از نمایش تئاتری شارل پگوی فرانسوی پیرامون این چهره مشهور اجتماعی و مددکار مردم الهام گرفته شده و بر اساس آن ژاندارک و به روایتی ژانت جوان را در شرایطی با بازی لیز لپلا پرودوم و در مراحلی هم با بازی ژان وواسین می بینیم که وی مشغول شبانی و چوپانی است و امرار معاش برایش بسیار سخت می نماید. او در یک روستا زندگی و در دشت های اطراف آن تفرج می کند و دور و برش فقط انبوهی از سبزی ها و گیاه ها و کودکان پرشور و شوق و آوازه خوان مشاهده می شوند. در سال ۱۴۲۵ میلادی بسر می بریم و فرانسه در پس زمینه ای از یک جنگ صد ساله قرار دارد که حتی اگر تماماً یک جنگ سنتی نبوده باشد، ریشه در خطرات و نا آرامی ها داشته است. بریتانیا به یک قدمی مرزهای فرانسه رسیده و در آستانه فتح قسمت عمده ای از آن قرار دارد مگر این که کسی برخیزد و مانع از این امر شود.
غریب و تمسخر آمیز
از همین تصاویر و سپس آوازی که ژاندارک در نمای بعدی می خواند، مشخص می شود که دومونت قصد ارائه ژاندارکی را دارد که هر چیزی هست الا یک ژاندارک سنتی و آنچه در متن داستان های وی آمده است.
درست است که در ورسیون های ارائه شده از هنرمندان آلمانی و فرانسوی دیگری همچون کارل درایر، اوتو پرمینجر، ژاک ریوت و لوک بسون نیز با یک ژاندارک سنتی و برابر با اصل مواجه نشده ایم اما میزان دوری جستن دومونت از سنن ژاندارک در این فیلم تازه بسیار بیشتر از هنرمندان فوق است.
در یک سری سکانس آهنگین و همراه با پخش ترانه هایی ژاندارک نفرت خود را از بریتانیایی های متعرض ابراز می دارد و هر کدام از آنها از قبلی غریب تر و تا حدی تمسخر آمیزتر است اما نمی توان با اطمینان گفت که دومونت با این کارها در حال به چالش کشیدن ایده های شارل پگوی پیرامون ژاندارک است و حتی وقتی کودکان بازیگوش دورادور ژاندارک چرخ می زنند و با او همپایی و هم آوایی می کنند، نوعی حس ناسیونالیستی و تقابل با نیروهای بیگانه در حرکات آنها محسوس است.

بپاخیزی فرهنگی
داستان سنتی و اصیل ژاندارک و آنچه او را در تاریخ ادبیات بارز کرده، بیدار شدن ذهنی او و بپاخیزی اش از درون خمیر مایه بی تفاوتی و وقوع تحولی فرهنگی در وی است و این که او چطور تبدیل به نماد کمک به مردم و مظهر مهربانی می شود و با این که دومونت با این موضوع و اصل بنیادین داستان ژاندارک انواع برخوردهای تمسخر آمیز را در فیلم جدیدش داشته اما باید او را به خاطر حفظ قاطعیت و جدیت اش در عین شوخی کردن با بنیادهای این قصه تحسین کرد.

مشخصات فیلم
عنوان: «ژانت: کودکی ژاندارک»
محصول: کمپانی های تائوس فیلمز و آرت فرانس
تهیه کنندگان: ژان بریهات و برونو دومونت
سناریست: برونو دومونت، بر اساس نمایش «رازهای خیریه ژاندارک» نوشته شارل پگوی
کارگردان: برونو دومونت
مدیر فیلمبرداری: گی یوم دو فونتن
تدوینگر: باسیل بلکری
موسیقی متن: گروه ایگور
طول مدت: ۱۱۵ دقیقه
کارگردان: لیز لپلا پرودوم، ژان وواسن، لوسیلی گوتی یر، ویکتوریا لفبره، الین شارل، الیز شارل و دوراند لاسوا

 

منبع: Screen international

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *