گفت و گوی بانی فیلم با امیرحسین صدیق، بازیگر «خالتور»

فرهیختگان به تماشای «خالتور» نیایند!

گروه سینمای ایران – بهاره گل پرور: امیرحسین صدیق یا همان کاراکتر آقای پدر مجموعه «قصه های تا به تا» را در این سال ها در نقش های متفاوتی در سینما و تلویزیون دیده ایم و کارنامه قابل دفاعی از او در این سال ها در ذهن داریم. او این بار فیلمی را روی پرده دارد که با وجود فروش قابل توجهش، نقدهای بسیاری به آن وارد شده است. فیلمی که از همان ابتدا تکلیف تماشاگر را روشن می کند و با نام و تیزرهایش خود را معرفی می کند. اما صدیق علی رغم نقدهایی که به آن شده بقای این نوع سینما را در کنار فیلم های دیگر لازم می داند و اعتقاد دارد وجه غالب سینما، بحث تجاری آن است و حال که استقبال مردم از این نوع سینما نشان می دهد مردم به دنبال فیلم هایی هستند که بتوانند دو ساعت به دور از دغدغه ها و اخبار بدی که این روزها جامعه را پر کرده اند، با خیالی آسوده به تماشای فیلمی بنشینند که در آن فقط بخندند. همچنین این بازیگر یادآور می شود که مهم ترین نکته این است که تکلیف تماشاگر با همان نام فیلم و تیزر مشخص می شود و به کسانی که به دنبال سلیقه فرهیخته ای در سینما هستند هشدار می دهد که به تماشای آن نیایند. به بهانه حضور امیرحسین صدیق در فیلم سینمایی «خالتور» به کارگردانی آرش معیریان، با این بازیگر به گفت و گو نشستیم.

 در این روزهایی که اکران ها حال و روز خوبی ندارند، نظرتان در مورد کمدی های پرفروشی که کمدین های زیادی هم در اختیار دارند، چیست؟
– این روزها وضع کدام حوزه اعم از فرهنگی، هنری، سیاسی و… خوب است که بگوییم وضعیت سینما خوب نیست؟! همه این موضوعات تابعی از یکدیگر هستند. فکر می کنم اتفاقی که در این سال های اخیر افتاده و استقبال شدیدی که صرفا از فیلم های کمدی می شود – که ظاهرا شاید هیچ بار معنایی و مفهومی نداشته باشند و یا صرفا می خواهند لحظات شادی را بگذرانند- کمی بازتاب اوضاع و احوال بد همه ما است. مردم فقط می خواهند یک ساعت خبر بد و توهین نشوند، دغدغه فکری نداشته باشند، کمی شاد باشند و بخندند. اگر بخواهیم بررسی عمده ای در این خصوص داشته باشیم، همه این موارد از اوضاع و احوال بد ما نشأت می گیرد.
 پس حضور این نوع فیلم ها را در گیشه تأیید می کنید؟
– تأیید می کنم. به هر حال برای هر قشر با هر تفاوت فرهنگی و سلیقه ای باید فیلم ساخته شود. سینما پیش از آنکه هنر باشد، یک بحث تجاری است. اول از همه تماشاگر باید بلیت بخرد، به سالن سینما بیاید و فیلم را ببیند. فیلم های کمدی که امسال روی پرده رفتند مثل «گشت۲»، «نهنگ عنبر۲» و یا همین فیلم «خالتور» که من در آن حضور دارم، حداقل اولین اصل را رعایت کرده اند. شاید این اصل لازم باشد، ولی کافی نیست. فکر می کنم به عنوان اصل اول، مردم را باید به فرهنگ سینما رفتن عادت بدهیم و آن را در مردم بوجود بیاوریم-چیزی که سال های اخیر کم کم رو به فراموشی می رفت- و بعد در فیلم هایمان بتوانیم با یک زبان خوش و شیرین مفاهیم بزرگ تری را به تماشاگرمان منتقل کنیم.
 برخی از فیلمسازان در مورد این نوع فیلم ها گفته اند که مردم خودشان علاقه دارند سینمای قبل از انقلاب در فیلم ها بازسازی شود. نظر شما راجع به این موضوع چیست؟
– بخشی از قضیه قطعا همین موضوع است، ولی فکر می کنم بیشتر این باشد که طبق آمارهای جهانی، مردم ما در حال حاضر جزو افسرده ترین ها، ناراحت ترین ها و خشمگین ترین ها شناخته می شوند و این نشان دهنده این است که به شدت به شادی و خوشی به عنوان دارو احتیاج دارند. وقتی این اتفاق در تلویزیون نمی افتد،اگر در سینما هم اتفاق نیفتد، مردم جز از محصولات خارجی، از کجا می توانند این شادی و خوشی را دریافت کنند؟ حیف است ما که در تلویزیون و سینما جزو پیشروها بوده ایم و می توانستیم سریال هایی بسازیم که خیابان ها خلوت شوند و فیلم هایی بسازیم که پرفروش باشند، به این وضعیت رسیده ایم. چه شد به اینجا رسیدیم که مردم دوست دارند به تماشای فیلم های صرفا کمدی بنشینند؟ این گونه است که اگر بخواهیم عمیق تر این مسئله و بحران را بسنجیم، به همین نتیجه می رسم، نباید تنها ظاهر را ببینیم که مثلا چرا در فیلم «خالتور» پیام بارزی داده نشد و چرا بازسازی یک فیلم سینمایی قبل از انقلاب است؟ خب این نیاز مردم را نشان می دهد. باید دید شمار زیادی از مردمی که پول می دهند و این فیلم را می بینند و موجب می شوند این فیلم جزو پرفروش ترین ها شود، چه چیزی لازم دارند و این فیلم چه چیزی به آنان می دهد که به دنبالش می روند.
 شما به عنوان بازیگری که کارنامه قابل دفاعی دارید، نظرتان راجع به نقدهایی که به فیلم خالتور می شود چیست؟چون گفته شده که این فیلم برداشت مستقیم از فیلم «گنج قارون» بوده است.
– بله خود فیلم اشاره مستقیمی به این موضوع دارد. شناختی که از آقای فرحبخش دارم، این است که هیچ وقت این ادعا را ندارد که کار دیگری می کند و محصولی که عرضه می کند چیز دیگری است. در فیلم «خالتور» اشاره می شود برداشت مستقیم از کدام فیلم است، بنابراین آدم نمی تواند خرده بگیرد. البته زمانی که قرارداد بستم، نام فیلم هم چیز دیگری شبیه «رفقای خوب» بود، ولی در نهایت اسم فیلم را خالتور گذاشتند که احتمالا بگویند اصلا این فیلم خالتور است! کسانی که به دنبال سلیقه فرهیخته ای هستند به دیدن این فیلم نیایند. هم نام فیلم و هم تیزرهای آن این هشدار را به آدم هایی می دهند که این نوع سینما به مذاقشان خوش نمی آید. فکر می کنم این صداقت خودش جوابگوی تمام نقدهایی باشد که به فیلم «خالتور» وارد شده است.
 در سینما کم کار هستید. ترجیح خودتان سینماست یا تلویزیون؟
– اتفاقا در دو سال اخیر من بیشتر در فیلم های سینمایی بازی کرده ام. سال گذشته «۲۱ روز بعد» و «آشوب» را داشتم. در فیلم سینمایی «ماه در مه» هم حضور داشتم که هنوز مراحل نهایی را می گذراند و نمی دانم در ایران عرضه شود یا خیر. امسال هم قرارداد دیگری داشتم که هنوز چون صد درصد مشخص نیست چه اتفاقی برایش می افتد نمی توانم چیزی درباره اش بگویم. در این چند سال اخیر کارهای سینمایی زیادی داشته ام.
 پیش از این در حوزه کودک بیشتر فعال بودید. فکر می کنید چرا سینمای کودک دچار رخوت شده است؟
– اتفاقا در حال حاضر که با شما صحبت می کنم ،جایی هستم که قرار است راجع به ساخت فیلمی در حوزه کودک صحبت کنیم. فکر می کنم در دهه ۶۰ و ۷۰ اتفاقاتی در سینما می افتاد که برای سینما بسیار خوب بود. سینماهای پر و شلوغ داشتیم، همه راضی بودند و سینماروهای حرفه ای داشتیم. ولی سال هاست که چه در سینمای کودک و چه در سینمای بزرگسال دیگر آن وضعیت تکرار نمی شود. حتی در تلویزیون هم این اتفاق نمی افتد. برخی از دوستان این موضوع را گردن تماشاگر می اندازند که سطح سلیقه ها پایین آمده است. خیر! اتفاقا در این سال ها سطح سلیقه تماشاگر بالا رفته است که با هر برنامه و فیلمی راضی نمی شود. به نظر من مدیران تصمیم گیرنده باید به کارهای دهه اخیر خودشان بازنگری داشته باشند و ببینند چه مشکلات و معضلاتی بوجود آورده اند که هنرمندان – که در آن سال ها کار می کردند و هنوز هم در قید حیات هستند و ایده های بسیار خوبی دارند- حاضر نیستند کار کنند – به ویژه با تلویزیون- و اینکه چه راهی را در این ۱۰-۱۲ سال طی کرده ایم تا رسیده ایم به اینجایی که هستیم. بسیار راحت است، سوال را همه می دانند، جواب را هم همه در ذهنشان دارند ولی کسی نمی خواهد و یا نمی تواند جواب را با صدای بلند اعلام کند.
 شما یک بار به سراغ کارگردانی رفتید و فیلم «در به درها» را کارگردانی کردید. آیا قصد ندارید در این حوزه ادامه دهید؟
– اتفاقا همه کسانی که هنوز «در به درها» را می بینند به من می گوند چرا دیگر فیلم نمی سازی؟ به نظرم کارگردانی کار بسیار دشواری است. برای آن فیلم آنقدر به من فشار آمد که ترجیح دادم کارگردانی را رها کنم. ولی در حال حاضر در گپ و گفت هستم و دو طرح هم در حال خواندن و بازبینی دارم. با این حال ترجیح می دهم حضورم، حضور درست و پرمحتوایی باشد تا بتوانم حرفم را در شرایط درست بزنم و فیلمم را تولید کنم.البته اگر شرایط مساعدی همچون «دربدرها» فراهم شود، کار می کنم وگرنه به همین بازیگری ادامه خواهم داد.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
30 + 30 =