سکانس اول

قتل آتنا و زنگ خطری برای سینما!

مسعود داودی
تولیدات سینمای ایران در یک نگاه زودگذر از ابتدای آمدن سینما به کشورمان تا همین سال ۱۳۹۶، پیوسته و به شکل عام دنباله رو سوژه هایی بوده که در جامعه اتفاق افتاده و مردم از آن واقعه آگاه شده بودند؛ جذاب ترین این سوژه ها برای ساخت فیلم های سینمایی، مسلماً در دایره اتفاقات و حوادثی بوده و هست که بسیاری از فیلمسازان متقدم و متاخر را مجاب می کرده تا به سراغ تولید سینمایی آن سوژه بروند.
همین دنباله روی از رویدادهای اجتماعی و همین نگاه که متاثر از نوعی فرصت طلبی بوده و هست، غالب اتفاقات ناشی از آسیب های اجتماعی را بدون موشکافی و یافتن علت وقوع آنها در یک پروسه معمولی نشان می داد و می دهد. به صورتی که عمر ماندگاری و دوام این قبیل ساخته های سینمایی به اندازه عمر خبرهای بخش حوادث روزنامه ها و نشریات است.
همین نگاه سطحی بدون تحقیق و کارشناسی، عمده فیلم های تولیدی بر محور سوژه های حادثه ای و جنایی را به آثاری کلیشه ای و غیرماندگار در تاریخ اجتماعی ایران بدل ساخته است.
حادثه قتل آتنا دانش آموز هفت ساله ای که اسیردستان قاتلی شهوت پرست و غیرانسانی شد، جامعه را به شدت منقلب و شوک زده کرد. این قتل و این جنایت هولناک هرچند در حافظه تاریخی اجتماع ما نمونه های زیادی دارد، اما آنچه که تحمل چنین فاجعه ای را دشوار می سازد، پرسش های بی جوابی است که در مورد چرایی و دلایل بروز این اتفاق مطرح شده است.
مسلم است که پاسخگویی به این پرسش ها را باید به جامعه شناسان و روانشناسان محول کرد تا علت بروز چنین رفتارهای سبعانه ای را بیابند، اما برای بررسی این جنایت هولناک از منظر اجتماعی، یکی از دلایل این رخدادهای ناپسند در اهمال و کم کاری سینماگران اجتماعی است که بنا به هر دلیلی از پرداخت موشکافانه به چنین حوادثی شانه خالی کرده اند.
آیا سینما و به شکل اخص یک سینماگر به عنوان کنشگری اجتماعی نباید با ورود به موضوعاتی این چنینی، به دنیال یافتن علت و راهنمایی مردم برای پیشگیری از بروز حوادث مشابه شود؟
آیا وقت آن نرسیده که مسئولان و سیاستگذاران سینمایی به فکر چاره اندیشی بیفتند و بخشی از سبد حمایتی خود را نیز به حمایت از آثار اجتماعی اختصاص دهند؟
آیا موسسات دولتی و شبه دولتی که بخش بزرگی از فعالیت های فرهنگی خود را به ساخت و تولید فیلم های سینمایی اختصاص داده اند، نباید در روال تولیدات خود تجدیدنظر کنند و دست حمایت شان را از انبوهی از فیلم های بی خاصیت بردارند؛ فیلم هایی که نه اقبال مردم را در پی دارند و نه موفقیتی فرهنگی را به ارمغان می آورند. این اهمال ها در دو حو.زه سیاستگذاری و اجرا به شکلی ویژه به افزایش آسیب های اجتماعی ناشی از رفتارهای مجرمانه منجر خواهد شد و رفته رفته شرایط نابسامانی را برای جامعه و مردم رقم خواهد زد.
چرا اندک فیلم هایی که به آسیب های اجتماعی می پردازند، از دایره حمایت های ویژه اکران بیرون می مانند و پرده سینماها را برای آثار سطحی که عنوان کمدی را یدک می کشند خالی می کنند؟
نگاهی به آثاری که در یک سال اخیر در سینماها اکران شده بیندازید؛ آیا به غیر از کمدی های سطحی و فیلم های بی مایه ای که اساس خود را بر شوخی های دست چندم تلگرامی قرار داده اند، با فیلمی موثر و قابل اعتنا روبرو می شوید؟ حوادثی مانند قتل آتنا یک «زنگ خطر» برای همه است؛ از سیاستگذار تا کارگزاران فرهنگی و اجتماعی. تا دیر نشده دست از غفلت برداریم و به صدای این زنگ خطر گوش دهیم.

نظرات 1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *