گفت و گو با روشنک گرامی؛ بازیگر سریال «گمشدگان»

قصه بی پناهی دختری به نام تُرنج

بانی فیلم-گروه تلویزیون- زینب علیپور: «گمشدگان» روایت زندگی دختری به نام ترنج است که برای فرار از شرایط نامساعد خانواده به همراه برادر کوچکش طاهر وارد شهر بزرگی مثل تهران می شوند و به قولی از چاله به چاه می افتند.
روشنک گرامی که در این سریال ایفاگر نقش «ترنج» است، پیش از این در سریال «فاصله ها» به کارگردانی حسین سهیلی زاده حضور داشته است. اما در این مجموعه نقش اصلی را بازی می کند که بازی در قالب چنین نقشی فراز و نشیب های بسیاری دارد و از طرفی برای هر بازیگری می تواند جذاب باشد.
گرچه این سریال به دلیل مضمونی که دارد، مورد بی مهری مدیران قرار گرفته و بخش های مهمی از سریال درگیر ممیزی شده است، اما رضا کریمی کارگردان این مجموعه با روایت قصه ای باورپذیر و آشنا با مخاطب تلویزیون سعی داشته به بخشی از معضلات جامعه نگاه بی طرفانه ای داشته باشد و از این رو مورد توجه هم قرار گرفته است.
از این رو بانی فیلم با روشنک گرامی بازیگر این سریال گفت و گویی داشته که در ادامه می خوانید:

 

 این روزها که سریال «گمشدگان» در حال پخش است، مشغول بازی در چه کاری هستید؟
– مدت کوتاهی است که تصویربرداری سریال به پایان رسیده است. اما به طور فشرده در حال مطالعه فیلمنامه هایی هستم که پیشنهاد شده است.
سینمایی یا تلویزیونی؟
– سینمایی. به این دلیل که فعلا تصمیم ندارم سریال بازی کنم.
دلیل خاصی دارد؟
– من در کل خیلی علاقه به بازی در سریال های تلویزیونی را ندارم. پیش از این هم در مصاحبه ها گفتم که اصلا تصمیم نداشتم سریال بازی کنم. تا اینکه فکر کردم بد نیست تجربه بازی در سریال هم داشته باشم که خوشبختانه با آقای کریمی در این سریال همکاری کردم.
اما دلیل اینکه دوست ندارید سریال بازی کنید را نگفتید!
– برای پاسخ دادن به این سوال برایتان مثالی می آورم. در همین سریال خودمان معضلاتی وجود دارد که من تحمل این مشکلات را ندارم. اینکه همه گروه برای این سریال زحمت کشیدند، اما سکانس هایی از سریال حذف شد. ضمن اینکه من در گرمای تابستان باید با پوششی که مورد تایید تلویزیون است و در آن شرایط کار می کردم و آن وقت می بینم که بخش هایی از بازی من حذف شده است!
منظورتان محدودیت هایی است که در سریال های تلویزیونی برای بازیگر و نویسنده و کارگردان قائل می شوند؟
– بله به هر حال این چیزها نقش را غیر قابل باور می کند و واقعی نیست. به همین دلیل من نمی توانم ترنج واقعی را به مخاطب نشان بدهم. در ضمن من اصلا از تدوین سریال راضی نیستم. چون در سکانسی از قسمت های قبل یکباره دو سکانس حذف شد و این پرش را می شد در کار احساس کرد. این محدودیت ها کیفیت کار را پایین می آورد و به سریال لطمه وارد می کند. وقتی هم کیفیت کار پایین می آید، مردم همه چیز را به بازیگران تعمیم می دهند و از چشم ما می بینند.
نمی توان گفت که همه چیز را به گردن بازیگران می اندازند. به دلیل اینکه مردم بازیگران را بیشتر از سایر عوامل می شناسند، انتقاداتشان را درباره سریال ها و فیلم ها به آنها منتقل می کنند.
– مخاطب عام که با تدوین آشنا نیست. فقط احساس می کند چیزی او را اذیت می کند. وقتی تدوین کار هم خوب نباشد، راکورد بازیگر حفظ نمی شود. بنابراین اشتباه را به گردن بازیگر می اندازند. یعنی وقتی که به دلش نمی نشیند، فکر می کند بازیگر کارش را درست انجام نداده است.
اما من فکر می کنم با تمام این مسائل باز هم این سریال توانسته تا حدودی مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد. با وجود اینکه شما از برخورد مردم کمی دلگیر هستید.
– نه من از برخورد مردم ناراحت و دلگیر نیستم. دلایلم برای اینکه بازی در سریال های تلویزیونی را دوست ندارم، بیان کردم.
با این حال چه فیدبکی از مخاطبان تا به امروز گرفته اید؟
– برخوردهای مردم که خوب بود. البته با کارهای سینمایی که متفاوت است. به این دلیل که مخاطب تلویزیون عام است و من تجربه این چنینی و بدین شکل نداشتم. به خصوص کامنت هایی که در فضای مجازی می گذارند.
کامنت مثبت و یا منفی؟
– هم مثبت و هم منفی. به هر حال یک عده فکر می کنم کارشان این است که دست به چنین کارهایی بزنند. فکر می کنم یکی از خصوصیات کار در تلویزیون همین اتفاقات است.
نکاتی که در این زمینه به آنها اشاره کردید، در مورد سریال «فاصله ها» نیز صدق می کند و یا درباره این سریال برای شما اتفاق افتاد؟
– بله و من از همان موقع تصمیم گرفتم سریال بازی نکنم. سریال هم کار نکردم تا «گمشدگان».
فکر می کنم فیلمنامه و کارگردان این سریال شما را مجاب به همکاری با این پروژه کرد.
– بله و شانس خوب من بود که در این کار بازی کنم. البته فیلمنامه که آماده نبود و داستانی که برای من تعریف کردند خیلی جذاب بود. از طرفی با کارگردان مشترکاتی در نقش و بازی داشتیم.
مشکلی که درباره فیلمنامه مطرح کردید، در اغلب کارهای تلویزیونی وجود دارد. اینکه بازیگر با فیلمنامه نصفه و نیمه سر فیلمبرداری می رود!
– بله این هم اتفاق خیلی بد و اذیت کننده ای بود که من در این سریال تجربه کردم. به عنوان مثال قسمت ۸ را می گیریم و یکباره فیلمنامه قسمت ۱۴- ۱۵ آماده است و ما نمی دانیم که در فاصله این قسمت ها چه اتفاقی می افتد. به نظر من این خیلی اتفاق بد و آزار دهنده ای است که به خاطر عجله های تلویزیون در ساخت و پخش یک سریال است. بنابراین به سوال اول شما برمی گردیم که پرسیدید چرا دوست ندارم سریال بازی کنم.
نکاتی که اشاره کردید و ممیزی هایی که گریبان سریال را گرفت، فکر می کردم صرفا به بازی آقای تشکر برمی گردد!
– نه وقتی که ترنج به منزل هانیه رفت، سکانس های بسیاری از بازی ترنج حذف شد. من فکر می کنم که اگر از همان ابتدا بگویند که ما فیلمنامه را می پذیریم اما با این شروط خیلی بهتر است تا اینکه بخش های بسیاری از کار در پخش حذف شود. می دانید برای من مهم خود کار است. یعنی روی کاری که انجام دادم، تعصب دارم. چون برای یک مجموعه آدم های بسیاری زحمت می کشند.
به خصوص برای کارگردان که برای تک تک پلان ها زحمت کشیده است و اینگونه دچار حذفیات می شود.
– بله. خب مخاطب متوجه می شود که یک چیزهایی این وسط کم است.
چقدر سادگی ترنج برای شما در فیلمنامه ای که مطالعه کردید، از همان ابتدا باورپذیر بود؟ به خصوص اینکه کمتر دخترهایی با موقعیت ترنج را می توان مثال زد که تا این حد ساده و زودباور باشند؟
– ترنج اینگونه که شما گفتید نیست. ترنج ساده به معنای احمق نیست. اتفاقا خیلی باهوش است و از یک جایی به بعد دچار یک بهت زدگی می شود. ضمن اینکه باید یک جاهایی به برادرش که همراهش است و هیچ پناه و کسی را هم در تهران ندارد، به گونه ای نشان بدهد که طاهر احساس کند خواهرش تکیه گاه محکمی برای اوست.
به عنوان بازیگر لحظات حسی که ترنج در این سریال تجربه می کند، تنهایی و بی پناهی و گم کردن برادر کوچکتر و داشتن پدری معتاد برای شما در بازی آزار دهنده نبود؟
– خیلی زیاد. چون اتفاقات بد پشت سر هم به سمت ترنج حمله ور می شوند. انگار این شرایط او را به صورت سنگی تبدیل می کند. اتفاقی که فکر می کنم در بازی افتاده است. انگار اشک ترنج خشک شده است و دیگر نمی تواند عکس العملی بابت مشکلاتی که برایش پیش می آید، داشته باشد. انگار مسخ شده است.
برای اینکه رابطه خواهر و برادری را بتوانید با طاهر باورپذیرتر کنید، چقدر در دورخوانی با هم کار کردید و در ارتباط بودید؟
– بچه ها خیلی زود ارتباط برقرار می کنند. از آنجایی که من هم بچه ها را خیلی دوست دارم، خیلی زود با هم دوست شدیم و من و ادوین رسما خواهر و برادر شدیم. اتفاقا روزهای آخر ادوین به من می گفت که ای کاش من یک خواهر داشتم که شبیه تو بود. چون کار که تمام شود، تو می روی و دیگر خواهر من نیستی. ادوین خیلی بچه خوب و دوست داشتنی است و بازیگر خوبی هم هست. من که خیلی دوستش دارم.
یکی از مشکلات اغلب سریال ها پایان بندی آن است. فکر می کنید این سریال هم پایان بندی راضی کننده ای داشته باشد؟
– نمی دانم. چون یک پایان دیگری را گرفته بودیم ولی پایان دیگری دارد. واقعا نمی دانم قرار است چگونه سریال به پایان برسد. البته با آقای کریمی هم که صحبت می کردیم، هر دو صد در صد از کارمان راضی نبودیم. به خاطر عجله ای که در تولید وجود داشت و مشکلاتی که سر کار پیش می آمد.
عجله که در تولید همه سریال ها وجود دارد. اما از یک سری مسائل هم صحبت کردید. می توانید مثال بیاورید؟
– مثلا فشارهایی که روی کار بود. یا اینکه به ما گفتند ما ترنج را در چند سکانس با چادر ببینیم. در صورتی که داستان و مسئله چیز دیگری است.
یعنی با چادر سر کردن مشکل داشتید؟
– نه. اگر می گفتند از اول ترنج باید چادری باشد، خب تکلیفمان مشخص تر بود. من هم با چادرسر کردن مشکلی نداشتم. اما در خلال کار نکاتی به کار وارد می شود که ذهنیت آدم را به هم می ریزد و درگیر چیزهایی می شود که به کار آدم مرتبط نیست.
به کلیت داستان هم اینگونه لطمه وارد می شود.
– بله به نظرم باید ترنج بیشتر از این به دنبال برادرش می گشت و برایش مهمتر بود. اما فشار به گروه وارد می شود که کار عجله ای ساخته شود و اینکه در فلان لوکیشن نمی توانیم بیشتر کار کنیم. در کل برای من یک سری اتفاقات خیلی عجیب بود. من پیش از این فکر می کردم که اتفاق ویژه ای در تلویزیون با این سریال بیفتد و داستان و آدمهای واقعی می بینیم.
ترنج در قسمت های ابتدایی گاهی با لهجه شیرازی صحبت می کرد. چطور شد که ادامه پیدا نکرد؟ شیرازی صحبت کردن برای شما سخت بود؟
– نه. تا جایی که یادم هست، در فیلمنامه ترنج شیرازی صحبت می کرد و اگر تا پایان با این لهجه صحبت می کرد، به سریال های استانی شباهت پیدا می کرد. اتفاقا با بازیگری که نقش دوست من را بازی کرد وقتی صحبت می کردیم، چون خودش شیراز زندگی می کند گفت که ممکن است در خانواده شیرازی صحبت کنیم، اما خارج از منزل شاید اینگونه صحبت نکنن. به خاطر همین منطقی که در حقیقت وجود دارد، ترجیح دادیم که فقط با پدرش که دوست دارد، در منزل شیرازی صحبت کند. بنابراین تصمیم بر این شد که من با لهجه شیرازی صحبت نکنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *