نگاهی به دو فیلم جشنواره 36

«لاتاری»؛ باورپذیر «چهار راه استانبول»؛ چهارراه حوادث

سامان سالور
«لاتاری» فیلم درست و مهمی در وانفسای فیلمهای اجتماعی جشنواره امسال؛ به نظر می رسد؛ فیلم فارغ از ایده ائولوژی یکسویه اش در ساخت قهرمانان وطنی؛ و نسخه پیچیدن اش در یک سوم پایانی که آن را در حد فیلمهای تبلیغاتی با دیالوگها و اکتهای پوپولیستی و مردم پسند؛ پایین می آورد؛به لحظ فنی قابل باور می نماید و نمره قبولی می گیرد؛ کارگردانی در ارائه میزانسن های مستند نما تلاشش را کرده و انتخاب چنین زوایای دوربین و نوع فیلمبرداری هادی بهروز در خدمت فیلم است و از آن بیرون نمی زند؛ سطح کیفی بازی همه بازیگران استاندارد است و ساعد سهیلی که پس از چند سال حالا در نقش هایش جا افتاده است و به بلوغی چشم گیر رسیده؛نوید ظهور یک بازیگر درجه یک و ماندگار را در آینده ای نزدیک می دهد؛ خوبی لاتاری این است که هادی حجازی فر؛ جواد عزتی ؛ مهدی زمین پرداز ؛ زیبا کرمعلی وحمید فرخ نژادِ فیلم به اندازه اند و باورشان می کنی؛ فیلم از ریتم مونتاژی متوازنی برخوردار است و چهره پردازی و طراحی صحنه و لباس اش از نقاط قوتِ باور مستند نمایی اش است و تنها مشکل کلیت فیلم به قسمتهای انتهایی آن پس از سفر به دوبی توسط امیرعلی و موسی و شعاری شدن و قهرمان سازی هایش بر می گردد که به کل به وحدت فیلم ضربه می زند و به شدت با باقی فیلم در تعارض جدی قرار می گیرد؛ جایی که فیلمساز در ارائه مانیفست پان ایرانی و ناسیونالیسم اش به طعم قلقلک احساسات و سوار شدن موسیقی زیاد و مدرن و شورانگیز بر تصویرهای شبه مستندش؛می توانست اندکی آهسته تر عمل کند و به این بیندیشد که مشکل وجود و بسط فحشا بیش از هرچیز به گسترش فقر و نابودی زیرساختهای اقتصادی و فرهنگی خانوادگی و تربیتی داخلی بر می گردد، نه برگزار کنندگان مادلینگ و کت والک خارجی.
شانس سیمرغ: فیلم در رشته های؛ فیلم؛ کارگردانی؛ فیلمنامه؛ فیلمبرداری؛ تدوین؛ صدابرداری و صداگذاری؛ بازیگر نقش اصلی و مکمل زن شانس دریافت جایزه دارد.
«چهار راه استانبول»؛چهارراه حوادث
آخرین فیلم مصطفی کیایی فیلم پرزحمت و زمان بری است که به اندازه هزینه و انرژی اش قدر نمی بیند؛جایی که استفاده از زوج موفق کیایی/ رادان همچون فیلم قبلی فیلمساز(بارکد) و گفتن چند جمله و دیالوگ با مزه و شیرین نیز نمی تواند سبب همذات پنداری بیشتر مخاطبی شود که از جایی از فیلم به علت حجم اطلاعات و عوض شدن موقعیتهای دراماتیک به اندازه کافی گیج و سردرگم شده است و در این بین شاید تنها بتوان از پایان خلاقانه و تصویری فیلم به عنوان یکی از جذابترین سکانس ها و پایان بندی کل فیلمهای جشنواره یاد کرد.
به طور کلی آنچه به نظر می رسد اینکه اینبار کیایی نتوانسته ظرف و مظروف را به قاعده انتخاب کند و داستان آشنای دو جوان آس و پاس شیرین و شوخ و گاهی تلخ به عنوان مظروف نتوانسته بستر دراماتیک و قالب و ظرف درستی چون حادثه آتش سوزی ساختمان پلاسکو را به قاعده و هنرمندانه تعبیر و تعریف کند و انگار تنها این شخصیتها و ری اکشن هایشان ؛ به زور و زحمت و بدون ارتباطی منطقی به اتفاق آتش سوزی ساختمان پلاسکو و چهارراه استانبول سنجاق شده تا ضمن یادآوری این حادثه تلخ؛ فیلم بتواند از پروپاگاندای ساخت قصه ای در بستر تاریخ و اتفاقی مشخص برای خود وجاهت و منزلتی درخور بیابد.
شانس سیمرغ:فیلم در رشته های: کارگردانی؛ صدابرداری و صداگذاری؛ موسیقی؛ و جلوه های ویژه میدانی و رایانه ای شانس دریافت سیمرغ دارد

(بازدید: 89)

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *