نگاهی به سریال روی آنتن سروش صحت

«لیسانسه ها»،در طنز آوانگارد و در طرح مسائل شجاع

علیرضا غفاری

ناگهان همه بازیگران به دوربین زُل می زنند و با شرمساری از جمله ای که بکار گرفته شود عذر خواهی و تأکید می کنند که منظورشان فرد،گروه، سازمان و یا نهاد خاصی نبوده است؛مبادا که به جماعتی برخورده باشد!!
این شگرد خاص سروش صحت است در مجموعه لیسانسه ها که بدیع و قابل توجه است.
به نظرم این جمله منسوب به مرحوم علی حاتمی شاعر سینمای ایران است که در موردی مشابه گفته بود«ظاهراً فقط لات ها و چاقوکش ها مدعی ندارند، چون هر جمله ای که بگویی به کسی و به جایی بر میخورد!».
صحت در لیسانسه ها، موضوع تحصیل ، اشتغال ، مسکن و ازدواج را دستمایه قرار داده؛ موضوعاتی که مبتلا به نسل جوان سرزمین ماست .
روزگاری آقای جاسبی رئیس قبلی دانشگاه آزاد در اهمیت تحصیلات عالیه گفته بود: «لیسانسه بیکار بهتر از دیپلمه بیکار است» !!
حالا لیسانسه ها، تعدادشان از مرز نیازهای شغلی عبور کرده و تعداد کثیری از جوانان تحصیلکرده، جویای کار و به تَبع آن در آرزوی تشکیل خانواده هستند.

در لیسانسه ها، قصه چند خانواده به صورت موازی روایت می شود. ویژگی مشترک تمام این خانوارها وجود یک لیسانسه در منزل است به جز منزل آقای پلیس که سطح تحصیلات افشا نمی شود (البته شاید در قسمت های بعدی رمز گشایی شود!).
دریافت دانشنامه لیسانس که روزگاری نه چندان دور یک فضیلت فرهنگی در خانواده بود، حالا به دلیل کثرت فارغ التحصیلان شهری و روستایی ، نماد رَشک برانگیزی نیست . آنجا که در هنگام خواستگاری، پسر با افتخار از لیسانسه بودنش می گوید و پاسخ می شنود که : لیسانس رو که همه دارن!!

حضور سوررئالیستی خواننده که در مواقع بحران زبان حال موسیقیایی شخصیت های جوان سریالش می شود نیز ابتکاری زیباست !
سروش صحت با هوشمندی نقش پلیس را در ایجاد و حفظ امنیت جامعه با زبانی طنز واتاب می دهد.پلیسی که حتی هنگام فکر کردن افراد به دعوت از آنها و قبل از هر تماسی حاضر می شود و مهمتر آنکه وقتی به درون زندگی شخصی آقای پلیس و خانواده اش سَرَک می کشد، می بینیم آقای پلیس هم در حِرمان عشق از دست داده سالهای جوانی است !
نکته دیگر اما رعایت اخلاق فردی و جمعی در بین جوانان است . آنها دروغ نمی گویند و اگر به ضرورت نیاز به بازخوانی روایتی دگرگون از واقعه ای داشته باشند ، سرانجام حقیقت ماجرا را لو می دهند!
لیسانسه ها افراد نجیبی هستند که برای رسیدن به آمال و آرزوهایشان دست به هر کاری می زنند، جز کار خلاف!
اشتباه می کنند اما بازهم تجربه می کنند.
روایت اعتیاد در لیسانسه ها به عنوان مُعضل اجتماعی جامعه، روایت دست اولی نیست .اما با وجود تکراری بودن ، سروش صحت، تصویر دائمی معتادان زبون ، حقیر و با شکل بیانی خاص را نشانمان نمی دهند.پدر معتاد خانواده مدام قول تَرک کردن می دهد ، اما همیشه تصمیماتش در برابر قدرت اَفیون رنگ می بازد.
شوخی با افراد مشهور (وزیر، مسئولین فوتبال ، کی روش، داوران و گزارشگران) حتماً باعث بالا رفتن سطح تحمل افراد می شود، کاری که در سریال به شکل کاملاً مستقیم از سوی مسئولین اعلام می شود !!
در این میان ، تاکید بر طنز موقعیت مثل فرو کردن انگشت در سوراخ صندوق عقب اتومبیل بسیار سطحی است!
و نیز آموزش مبارزه با سرطان توسط پزشک متخصص با زیر نویس نام و عنوان که جای تأمل بسیار دارد،چون بیشتر شبیه آگهی های بازرگانی است!؟
جو زدگی ناشی از تحت تاثیر بودن فیلم های هندی نیز یکی از سکانس های برتر مجموعه است و اضافه برآن، شنا با لباس در استخر و شلیک گلوله با انگشت !!
و اما نکته ای که در اکثر آثار نمایشی تلویزیون معاصر وجود دارد و در این سریال (با سفارش مدیران) نیز رخنه کرده، شکل اغراق آمیز رعایت شأن زنان و همسران است که به نوعی تحقیر مردان را در خود مستتر دارد! مثل زمانی که نامزد مسعود (یکی از بازیگران سریال) مسئولیت فضای سبز را به عهده می گیرد و همسرش به اجبار راننده وانت می شود!
لیسانسه ها تجربه موفق این روزهای سروش صحت و تلویزیون است . سریالی که در طنز آوانگارد است و در طرح مسائل شجاع.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
20 − 11 =