نگاهی کوتاه به قسمت های ابتدایی مجموعه شبکه اول

محکومینی که متحول می شوند!

گروه تلویزیون – زینب علیپور: یک هفته ای است که مجموعه «محکومین» به تهیه کنندگی بهروز مفید که پیش از این سریال «هشت و نیم دقیقه» را روی آنتن شبکه دو داشت و یکی از مجموعه های پرمخاطب این شبکه محسوب می شد، از شبکه اول پخش می شود. مجموعه ای که به داستان محکومینی می پردازد که به جای گذراندن دوران محکومیت در زندان، مجازات جایگزین برایشان در نظر گرفته می شود که اتفاق جالب و قابل تاملی است و تا به حال در هیچ اثر تلویزیونی به آن اشاره نشده بود. گرچه در تله فیلم «حبیب» نگاهی گذرا به این مسئله شده بود، اما تا این حد گسترده در هیچ سریالی دیده نشده بود. شاید برای قضاوت و نوشتن مطالبی پیرامون این مجموعه زود باشد، اما در این مطلب صرفا نگاهی به قسمت های ابتدایی این کار شده است.
«محکومین» در قسمت نخست و شروع خوبی که داشت، به خصوص سکانس های زندان و آزار و اذیت وکیل بند نسبت به یکی از زندانی ها، به نوعی مخاطبان این شبکه را شوکه کرد. چرا که تا به امروز زندان زنان و مسائل مربوط به آن که جزو خطوط قرمز تلویزیون محسوب می شود، در هیچ سریالی به نمایش گذاشته نشده بود. البته در سینما هم کمتر به این موضوع آنطور که باید پرداخته شده است. فیلم «زندان زنان» شاید تنها نمونه خوبی بود که در این زمینه می شد نام برد و تکرار نشد. گرچه در برخی فیلم ها و گاها سریال ها نگاهی گذرا به این مقوله شده بود، اما در هیچ سریال تلویزیونی تا این حد به زندان زنان و جرم هایی که زندانیان و به خصوص ابدی ها مرتکب می شوند، پرداخته نشده بود. اما در قسمت نخست «محکومین» مخاطب با یک فضای جدید و متفاوتی از سریال های دیگر روبرو شد که تا به حال تجربه نکرده بود.
لیلا زارع که در این مجموعه نقش یک مددکار اجتماعی را بازی می کند، در ابتدا به عنوان یک متهم وارد زندان شد و ما از زاویه نگاه او ماجراها را دنبال کردیم. ضمن اینکه در پایان قسمت نخست این حقیقت برملا شد که لیلا زارع متهم نیست و یک مددکار اجتماعی است و همین هم شوک دیگری بود که به مخاطب وارد شد.
اما در قسمت های بعد نتوانست جذابیت قسمت اول را تکرار کند. شاید محدودیت ها و خطوط قرمز روند سریال را به سمت دیگری پیش برد. فضایی که در قسمت اول این مجموعه ترسیم شده بود، خود به خود جذابیت را ایجاد می کرد. اما در داستان دیگری که محمد حاتمی قهرمان آن بود، به نوعی یک آموزه اخلاقی به مخاطب منتقل و گوشزد می شد. استاد دانشگاهی که فرد بسیار خشک و عصبی و مغروری بود و همین خشم باعث شد که او دست سرآشپز یک رستوران را بشکند و به جای پرداخت غرامت و یا دوران حبس، در آن آشپزخانه کار کند. وی در این مدت با برخوردهایی که با سرآشپز و همکارانش در این رستوران داشت، شخصیتش متحول شد و به فردی تبدیل شد که همه چیز در زندگی اش برای او رنگ و بوی دیگری پیدا کرد و نگاهش به زندگی تغییر کرد.
در قسمت بعد نیز با جوانی روبرو شدیم که بیماری سرطان داشت و از همه چیز سرخورده و نا امید شده بود و نا امیدانه در انتظار مرگ به سر می برد. اما او نیز با قرار گرفتن در فضای مسجد و همراه شدن با خادم مسجد به فرد دیگری تبدیل شد و بارقه های امید در او زنده شد.
اما فارغ از داستان هایی که روایت می شود و در برخی قسمت ها جذابیت دارد و برخی داستانها چندان مخاطب پسند نیست، در این مجموعه سعی شده از بازیگرانی دعوت به همکاری شود که کمتر در سریال های اخیر دیده شده اند. از جمله لیلا زارع که سالهاست فعالیتش را در سینما و تئاتر پی گیری می کند و یکی از نقش های اصلی این مجموعه است. یا بازیگرانی که کمتر این اواخر در سریال ها دیده ایم. ضمن اینکه «محکومین» به واسطه اپیزودیک بودنش مجموعه ای پربازیگر است. از طرفی این دو مجموعه با دو کارگردان تولید شده است که تا به اینجای کار هنوز دو دستگی در ساختار مجموعه دیده نشده است. باید منتظر بود و شاهد قسمت های بعدی بود و دید که آیا می تواند این مجموعه به یکی از کارهای پرمخاطب تلویزیون تبدیل شود و یا محدودیت هایی که در تولید و ساخت چنین مجموعه هایی وجود دارد، به کلیت کار لطمه وارد کرده است.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
16 − 1 =