گفت و گو با مسعود فروتن؛ بازیگر سریال «پدر»

مردم تصمیم می گیرند چه سریالی ببینند!

گروه تلویزیون – زینب علیپور: بی شک عده ای مسعود فروتن را به عنوان کارگردان تلویزیونی اغلب تله تئاترهای دهه های ۷۰ و ۸۰ بیشتر به خاطر دارند. هنرمندی که خود نیز دست به قلم است و تاکنون چندین کتاب را به چاپ رسانده که در گفت و گو با بانی فیلم در این باره نیز مطالبی را بیان کرد. اما در کنار کارگردانی و نویسندگی و اجرا، برای نخستین بار به عنوان بازیگر مقابل دوربین سام قریبیان رفت و در فیلم «۳۶۰ درجه» نقش متفاوتی ایفا کرد که مورد توجه اهالی سینما و تلویزیون قرار گرفت.
فروتن این شب ها سریال «پدر» را روی آنتن دارد و در این مجموعه نیز توانسته نقش متفاوتی را ایفا کند. از این رو با وی در این باره و فعالیت های دیگرش گفت و گویی داشتیم که در ادامه می خوانید:

 گویا این روزها همچنان درگیر بازی در سریال «پدر» هستید؟
– بله فکر می کنم تا ۱۰ روز دیگر تصویربرداری به پایان برسد.
 با این وجود فرصت می کنید که به عنوان مخاطب هم سریال را دنبال کنید؟
– بله و اگر شب فرصت نکنم سریال را ببینم، قطعا در بازپخش می بینم.
 بازتاب سریال و بازی خودتان را در این کار بین مردم چگونه دیدید؟
– از یکی دو شب پیش که حضورم در قصه پررنگ شد، بازتاب های جالبی از مردم دیدم. یکی دو روز پیش از چراغ قرمز یک خیابان عبور می کردم که یکی از بیننده های سریال با عصبانیت به من گفت آقا چرا اجازه نمی دهی این دختر و پسر با هم ازدواج کنند؟(می خندد)
 واکنش مردم درباره بازیگرانی که نقش منفی در یک سریال بازی می کنند هم در نوع خود جالب است!
– بله خیلی جالب است. اتفاقا واکنش های جالبی هم از طرف برخی همسایه ها داشتم که به نقشم در سریال اعتراض می کردند.
 خب این نشان می دهد که شما توانسته اید این نقش را باورپذیر بازی کنید.
– بله و اتفاقا به آن آقا هم گفتم که خوشحالم توانستم به نوعی بازی کنم که شما نقش را باور کنید و چنین واکنشی نشان بدهید.
 وقتی بازی شما در فیلم «۳۶۰ درجه» مورد تحسین اهالی سینما قرار گرفت، این انتظار می رفت که در فیلم ها و سریال های بیشتری حضور داشته باشید. چرا این افتاق نیفتاد؟
– نخستین بار سام قریبیان به من پیشنهاد بازی داد و در این مدت هم خیلی پیشنهادات چندانی نداشتم. البته در سریال «دلدادگان» بازی کردم که به زودی پخش خواهد شد. اما در مورد پیشنهاداتی که می شد باید عرض کنم که معمولا نقش آدم های مثبت به من پیشنهاد می شد. در صورتی که دوست داشتم نقش آدم هایی را بازی کنم که از شخصیت خودم دور باشند که ببینم من توانایی بازیگری دارم یا نه! چون در فیلم «۳۶۰ درجه» هم نقشی را بازی کردم که در نهایت مخاطب شوکه می شود. بنابراین از این نوع نقش ها را دوست دارم بازی کنم. یکی دو مورد هم پیش آمد که نقش های خیلی معمولی بودند و قبول نکردم. البته پیشنهاد تئاتر هم داشتم که باز قبول نکردم. چون باید نقشی باشد که خودم دوست داشته باشم. وگرنه من که به عنوان مجری مقابل دوربین رفتم. اتفاقا یکی از اصرارهای بهرنگ توفیقی هم این بود که اجرا را از من می گرفت. یعنی مدام سرصحنه مراقب بود تا من لحن اجرا نگیرم و لحن و بیانم در بازی شبیه به مجری گری ام نباشد که برای من خیلی جذاب بود که یک کارگردان تا این حد مراقب من است تا لحن اجرا نگیرم. به هر حال بازی در این کار را دوست داشتم و با اینکه بازی در نقش های منفی سخت تر است، اما این نوع نقش ها را بیشتر دوست دارم بازی کنم.
 با این حساب از حضور در این سریال و همکاری با بازیگران و گروه تولید خیلی رضایت دارید؟
– بله گروه بسیار خوبی بود و من پشت صحنه کار را خیلی دوست داشتم. همه با هم خوب و صمیمی بودیم و هوای هم را داشتیم و دوست بودیم. من واقعا از بازی در این کار خیلی راضی بودم و به خصوص همکاری با این بازیگران و تهیه کننده و کارگردان. چون همه در عین اینکه جایگاه خود را می دانستند، با هم خیلی صمیم هم بودند.
 در سریال «دلدادگان» چه نقشی بازی کرده اید؟
– نقش یک مهندس را دارم که البته به عنوان بازیگر مهمان در بخش حال در این سریال حضور داشتم.
 معمولا مردم که واکنش های جالبی نسبت به بازیگران دارند. در بین همکارانتان چه بازخوردی از سریال دیده اید؟
– متاسفانه فکر کنم همکارانمان سریال را ندیده اند. یا دیده اند و به روی خودشان نیاورده اند!
 البته این هم از آن پزهای روشنفکری است که عده ای از هنرمندان ادعا می کنند تلویزیون تماشا نمی کنند!
– بله من هم شنیده ام که می گویند ما فقط فوتبال و اخبار تماشا می کنیم (می خندد). اما خاطرم هست زمانی که در دانشگاه سوره تدریس می کردم، در کلاس از بچه ها پرسیدم چه کسی سریال دیشب را دیده است و یکی از بچه ها گفت ما اصلا تلویزیون تماشا نمی کنیم. من هم گفتم که شما پس قرار است کجا کار کنی؟ باید تلویزیون نگاه کنی تا یاد بگیری. پس از کجا می خواهی یاد بگیری و شروع کنی. باید کار همکارانت را ببینی و یاد بگیری. بنابراین من فکر می کنم همه تلویزیون تماشا می کنند و می گویند نمی بینیم. چون یادم می آید زمانی که برنامه «یادگاری» را اجرا می کردم، بازخوردها و واکنش های جالبی از این برنامه بین مردم می گرفتم. بنابراین همه تلویزیون تماشا می کنند، اما ژست می گیرند و می گویند تماشا نمی کنیم.
 برای من جالب است که شما با این همه سابقه کارگردانی چقدر دیر وارد عرصه بازیگری شدید. معمولا برخی از دوستان از پشت صحنه شروع می کنند تا به کار مقابل دوربین برسند!
– اتفاقا خوشحالم که این اتفاق افتاده است. ببینید من بهترین سریال ها و تله تئاترهای تلویزیونی را در سال های قبل کار کرده ام و با سه نسل از بازیگران همکاری داشتم و خیلی هم از کارک لذت بردم. ضمن اینکه کار هنری سن و سال هم ندارد و در هر سنی می توان بازیگر شد. بنابراین فکر می کنم در زمان خودش باید این اتفاق می افتاد. چون در زمانی که معمولا کارگردانی تلویزوینی چندان فعالیتی در تلویزوین ندارد، من که نمی توانستم بیکار بمانم. اجرا کردم و کتاب نوشتم و بازی کردم.
 و اولین پیشنهاد اجرا را چه کسی به شما داد؟
– منصور ضابطیان برای برنامه «رادیو هفت» اولین کسی بود که به من این پیشنهاد را داد و معتقد بود لحن مناسبی برای قصه گویی دارم. بعد از آن هم سام قریبیان من را برای بازی در فیلمش دعوت کرد. البته در کنار بازیگری، من عاشق نوشتن هستم و الان هم مشغول نوشتن یک رمان هستم.
 درباره این کتاب هم توضیح می دهید؟
– بله درباره یک عشق نامتعارف بین یک زن میانسال و دانشجوی جوان است. البته می دانید که من چهار کتاب دیگر هم نوشتم و به چاپ رسید. «از سر دلتنگی» اولین کتابم بود و بعد از آن رمانی به نام «ناتمام» بود و سومی «کوچه باغ کودکی» بود و کتاب آخرم «یک شب، یک مرد» بود که درباره آنچه در یک شب در ذهن من گذشته است و این کتاب پنجمم را هم در دست نگارش دارم.
 چرا فیلمنامه نمی نویسید؟
– فیلمنامه را باید فیلمنامه نویسان بنویسند(می خندد). اتفاقا دیدم بازیگر درجه چندم سینما کلاس فیلمنامه نویسی زده!
 بله جالب است که این آموزشگاه ها هیچ کدام خروجی ندارند!
– بله دقیقا. فقط بچه ها پولشان را بیهوده خرج می کنند.
 همانطور که می دانید قرار بود سریال در ماه رمضان پخش شود. به نظر شما چقدر در میزان مخاطب می توانست تاثیرگذار باشد؟
– به نظر من در گذشته این طور بود که تلویزیون برای مردم تصمیم می گرفت و کار را انتخاب می کرد. الان مردم هستند که تصمیم می گیرند چه چیزی ببینند. البته من به شخصه در ماه رمضان تلویزیون کمتر تماشا می کنم. ضمن اینکه امسال سریال های مناسبتی نتوانستند مورد توجه قرار بگیرند. بنابراین به هر حال سلیقه ای است. یکی در ماه رمضان بیشتر سریال می بیند و یکی در زمان دیگر. مهم این است که خودشان تصمیم میگیرند چه سریالی را ببینند.
 درباره کارگردانی تلویزیونی گفتید. چرا ما در تیتراژ سریال ها و برخی برنامه های تلویزیونی این عنوان را نمی بینیم؟
– به این دلیل است که الان در تدوین همه چیز اتفاق می افتد. کارگردان تلویزیونی در لحظه مونتاژ می کرد. اما الان دوستان سه دوربین می گذارند و در مونتاژ همه چیز اتفاق می افتد. من برنامه ای را سراغ داشتم که ۴۲ دوربین داشت و همه چیز در لحظه اتفاق می افتاد. بنابراین کارگردانی تلویزیون چندان کاربردی دیگر ندارد و فقط در پخش برنامه های زنده تلویزیونی حضور دارد.
 بنابراین شما در این زمینه دیگر فعالیتی ندارید؟
– خب باید جایمان را به جوان ها بدهیم و جا را برای آنها خالی کنیم. حتی تله تئاتر به من پیشنهاد می شود، من می گویم که یک جوان هم در کنارم قرار بگیرد. به هر حال جوان ها باید بیایند و تجربه کنند. به خصوص در تله تئاترها که خیلی چیرها می توان یاد گرفت.
 و چه تله تئاترهای خوبی ساخته می شد که البته تکرار انها در حال پخش است و در مقطعی قرار بود پروسه تولید تله تئاتر در جریان بیفتد که در حد حرف ماند!
– تله تئاتر خیلی کار مهمی است و خیلی چیزها می توان یاد گرفت و به نوعی الگوی کار نمایش تلویزیونی بود. به خصوص برای دانشجوهای تئاتر خیلی تجربه خوبی است که بتوانند تله تئاتر ها را ببینند و تجزیه و تحلیل کنند. البته از یک جهت مخارج تله تئاتر خیلی بیشتر از کارهای دیگر است و به صرفه هم نیست. اما امیدوارم باز هم تله تئاتر جان بگیرد.
 تا به حال به کارگردانی فیلم و سریال فکر نکرده اید؟
– نه. شاید ۲۰ سال پیش دغدغه اش را داشتم. اما الان معتقدم کاری که الان انجام می دهم خوب است و اجازه بدهیم جوانها کار کنند. حتی معتقدم هنرمندانی که هم سن من هستند و هنوز کار می کنند، اصلا کارشان قابل مقایسه با ۴۰ سال پیش نیست. بنابراین باید جا را به جوان های خوش فکر بدهند که تعدادشان کم نیست که با فیلم اولشان در سینما تحول ایجاد می کنند.
 البته که نباید هنرمندان قدیمی را کنار گذاشت و در کنار جوان ها حضور داشته باشند تا بتوان از تجربیاتشان بهره گرفت.
– نتیجه کار دوستانمان را که می بینیم متوجه می شویم که اصلا قابل مقایسه با ۴۰ سال پیش نیستند. آنها کسانی هستند که در آن سالها با فیلم هایشان سینما را عوض کرده اند، اما الان اصلا قابل مقایسه با کارهای قبلی شان نیستند. اگر هم کسی هنوز مخاطب فیلم هایشان است، به خاطر علاقه شان است. به عنوان مثال هنوز هم مردم به خاطر خود کیمیایی سینما می روند و فیلم هایش اصلا قابل مقایسه با «قیصر» نیست. این فیلم سینما را زیرو رو کرد! الان هم سینما یک کیمیایی ۳۰ ساله را نیاز دارد تا تحولی در سینما بتواند ایجاد کند. استرس کارگردانی هم خیلی زیاد است و نیاز به نیروی جوان دارد تا بتواند این استرس ها را تحمل کند.
 گویا این روزها در رادیو هم فعالیت می کنید؟
– بله شب های شنبه در رادیو پیام اجرا دارم.
 البته از همکارانتان در رادیو شنیده ام که حال و هوای رادیو هم مثل سینما و تلویزیون تغییر کرده و مثل قبل خوشایند نیست؟
– به نظر من این طور نیست. البته خیلی از ما همیشه فکر می کنیم دیروز از امروز بهتر بود. اما من هنوز هم رادیو را دوست دارم و در ماشین رادیو آوا و رادیو پیام گوش می کنم و به نظرم هنوز رادیو دوست داشتنی است و جمعه ها هم برنامه های خوبی دارد.
 در کل نگاهتان به همه چیز مثبت است!
– بله خیلی. من هر روز صبح که بیدار می شوم و گلدان شمعدانی ام را می بینم که گل می دهد، فکر می کنم چه روز خوبی خواهم داشت. صبح که بیدار می شوم، احساس خوشبختی می کنم و اصولا نیمه پر لیوان را می بینم.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *