گفت و گو با ساغر عزیزی

مردم تعارف ندارند، سریال خوب نباشد نمی بینند!

بانی فیلم-گروه تلویزیون- زینب علیپور: با بازی در سریال «یلدا» و «معصومیت از دست رفته» و نقش و گریم متفاوتی که در این دو سریال داشت، توانست مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار بگیرد و با بازی در نقش فرح دیبا در مجموعه «معمای شاه» توانست توانایی اش را در بازیگری به تصویر بکشد. گرچه او پیش از این سریال در دو کار تاریخی دیگر هم حضور داشت. اما با گریم و بازی در نقش فرح دیبا توانست مورد اقبال مخاطبان قرار بگیرد. وی به قدری خوب در قالب این نقش نشسته بود که بسیار مورد توجه قرار گرفت.
ساغر عزیزی بازیگر سریالها و فیلم هایی چون: شهر دقیانوس، تبریز در مه، سال های مشروطه، عطش، اتانازی و نگین این شبها در سریال «لژیونر» نقش فروغ را بازی می کند که همسر توفیق با بازی محمدرضا شریفی نیا است و همواره در مشکلاتی که برای خانواده اش به وجود می آید، سعی در حل و فصل آنها دارد. جالب اینکه به نوعی مادر فرهاد هم هست. پسر دوست برادرش که دلبسته دختر او نیز هست. ساغر عزیزی بازیگر خونگرم و دوست داشتنی است و در طول مصاحبه انرژی مثبتی را منتقل می کرد. از این رو بانی فیلم با وی گفت و گویی پیرامون فعالیت های اخیرش و بازی در این سریال و دلیل کم کاری اش در عرصه تصویر داشته است که در ادامه می خوانید:

      

 به عنوان نخستین سوال بفرمایید که دلیل کم کاری تان در عرصه تصویر و به خصوص تلویزیون چیست؟
– واقعیت این است که پیشنهاد ندارم.
 پیشنهاد به شما کمتر می شود و یا خودتان خیلی در انتخاب سخت گیر هستید؟
– می توان گفت هر دو. چون من بعد از سریال «معمای شاه» چندین تئاتر کار کردم که در آنها نقش ملکه را داشتم. به همین دلیل وقتی تا مدتها به من پیشنهاد نقش ملکه می شد، حالم بد می شد. از آن طرف هم خیلی به مافیا بازی و این صحبت ها معتقد نیستم. چون من بعضی از این افرادی را که می گویند مافیا هستند می شناسم و در ارتباط هستم. خب اگر این افراد مافیا بودند، پس باید من هم پر کار تر از این باشم.
با این حال سعی می کنم کمی در انتخاب سختگیر باشم. اما همانطور که گفتم خیلی پیشنهاد ندارم. گرچه به عنوان مثال من بعد از سریال «آدمخوار» مجبور شدم تا مدتها کار نکنم.
 چرا؟ دلیل خاصی داشت؟
– چون تا مدتها به من نقش منفی پیشنهاد می شد.
 اینکه مشکل اغلب سریال هاست که وقتی یک بازیگر از پس یک نقش به خوبی برمی آید، تا مدتها همان نقش به وی پیشنهاد می شود!
– بله اما بعضی بازیگران آنقدر اقبالشان بلند است که در سینما پیشنهاد های این چنینی دارند و حداقل اینکه خودشان راضی هستند. اما همانطور که گفتم، به من در تئاتر بعد از نقش ملکه دیبا چنین نقش هایی پیشنهاد شد. البته من عاشق تئاتر هستم و وقتی تئاتر کار می کنم، احساس زنده بودن می کنم. اما خب تئاتر که پولی ندارد!
 می توان گفت که تئاتر فقط می تواند به لحاظ روحی بازیگر را راضی کند و به نوعی منبع درآمد نیست.
– دقیقا. اما با این حال من هیچ گله ای ندارم و معتقدم همه اتفاقاتی که در زندگی ما می افتد، خواست خداوند است. من زندگی را یک هدیه ای می دانم که باعث شد تجربیات تئاتر کسب کنم. با این حال کار تصویر را هم دوست دارم، اما خیلی در این زمینه پیشنهاد ندارم.
 جالب است! من فکر می کردم بعد از سریال «یلدا» و بازی خوب شما در این کار پیشنهاد های بسیاری در این زمینه داشته باشید. اما گویا این اتفاق نیفتاد؟
– موافقم. سریال «یلدا» خیلی بازتاب خوبی بین مردم داشت. حتی مخاطبان خاص هم از ساغر عزیزی توقع بازی در قابل یک خانم چادری بدین شکل را نداشتند. اتفاقا بعد از آن سر سریال «معمای شاه» رفتم و حدود یک سال و نیم جلوی دوربین بودم، اما حدود دو سال و نیم درگیر این کار بودم و همه تصور می کردند که من همچنان مقابل دوربین این سریال هستم. در صورتی که در این مدت که درگیر این سریال بودم، پیشنهادهای خوبی داشتم که به خاطر این کار از دست دادم. چون سریال تاریخی خیلی کار سنگینی است. ۱۲ ساعت هم طول می کشید تا من گریم شوم و به فرح دیبا تبدیل شوم. بنابراین امکان نداشت که من بتوانم همزمان سر یک کار دیگر هم باشم.
 پیش از «معمای شاه» تجربه بازی در سریال های آقای ورزی و سریال تاریخی را داشتید و با فضای این نوع کارهای آشنا بودید. بنابراین با سختی های این کار آشنا بودید؟
– بله البته من پیش از اینکه در چند سریال تاریخی آقای ورزی بازی کنم، در سریال «معصومیت از دست رفته» آقای میرباقری هم بازی کرده بودم.
 و در آن سریال گریم عجیبی داشتید؟
– بله به قدری که من خودم هم وقتی سریال را می دیدم، گاهی خودم را نمی شناختم.
 و این یکی از ویژگی های یک بازیگر حرفه ای است که به گریمور اجازه می دهد چهره اش را تا این حد تغییر بدهد. آن هم در شرایطی که اغلب بازیگران خانم دوست دارند در تصویر زیبا به نظر بیایند. اما چهره شما در این مجموعه خیلی با خودتان فاصله داشت!
– بله دختر ۱۷- ۱۸ ساله بودم که صورت کک مکی داشتم. اتفاقا یادم می آید در اتاق آقای اسکندری بودم و خیلی هیجان زده عکسها را نگاه می کردم تا به عکس خودم برسم، اما نتوانستم عکس خودم را با گریم تشخیص بدهم. به هر حال این حرفه ای است که ما انتخاب کرده ایم و باید گریم متناسب با نقش داشته باشیم. من هم که عاشق کارم هستم. با اینکه کارگردانی خواندم، اما عاشق بازیگری هستم. تو وقتی عاشق یک کاری هستی، حاضری برای آن بهای سنگینی هم بپردازی.
 و برسیم به سریال «لژیونر» و بازی روان و باورپذیر شما در این سریال.
– ممنون از تعریف شما. من خیلی خوشحالم که مخاطبان خاصی مثل اهالی رسانه درباره بازی من در این سریال این قدر لطف دارند. چون این جملات را از زبان همکاران شما هم شنیده ام که به من انرژی بسیاری می دهد. اتفاقا جالب است برایتان بگویم که قرار بود من در این سریال نقش دیگری بازی کنم.
 کدام نقش؟
– نقش فریدا مادر آلفردو که خانم آقاجانی آن را بازی کرد. اتفاقا آقای آب پرور هم نظرشان این بود که آن نقش را من بازی کنم. اما یکباره به من گفت که نقش فروغ را بازی کنم.
 و چقدر باورپذیر این نقش را بازی کردید. آن هم نقش مادر خانواده که معمولا مادرها در سریال های ما شخصیت تخت و یکنواختی دارند. اما شما نقش فروغ را خیلی متفاوت ایفا کردید. شخصیت فروغ در فیلمنامه هم بدین شکل پرداخته شده بود و یا در اجرا و با مشورت کارگردان به این شخصیت رسیدید؟
– کاملا در فیلمنامه شخصیت فروغ به همین شکل پرداخته شده بود. روز اولی که من سر فیلمبرداری رفتم، حدود چهار قسمت از سریال نوشته شده بود و فروغ خیلی پررنگ نبود. اما خوشحالم که به آقای آب پرور اعتماد کردم.
 این سریال نخستین تجربه همکاری شما با آقای آب پرور بود؟
– بله متاسفانه قسمت نشده بود که پیش از این سریال با چنین کارگردان فهیمی همکاری کنم. چون من فیلمنامه نخوانده کار نمی کنم. چون من عاشق کارم هستم و اصلا با حرفه ام شوخی ندارم. من معمولا با نقشی که بازی می کنم، زندگی می کنم و با آن درگیر می شوم. اما در این سریال به کارگردان و قلم نویسنده اعتماد کردم و خوشحالم که این همکاری میسر شد.
 شما پیش از «لژیونر» هم تجربه کار طنز نداشتید. این طور نیست؟
– بله اما هم نقشم را در این سریال دوست داشتم و هم کلیت کار را و خوشحالم که در «لژیونر» بازی کردم.
 گویا در سریال «تلاطم» هم حضور دارید که فکر می کنم آن سریال هم تجربه متفاوتی برای شما باشد؟
– بله من در این سریال نقش یک خانم رختشور را بازی می کنم که پسری دارد که از سر بداقبالی طی اتفاقاتی یک پلیس را به قتل می رساند. من از بابک شعاعی ممنونم که گریم بسیار متفاوتی را روی صورت من کار کرد. با وجود اینکه «تلاطم» یک مینی سریال است و هفت قسمت دارد، اما من خیلی این نقش و این کار را دوست داشتم و جزء تجربیات خوب و متفاوت من بود. امیدوارم مردم هم هنگام پخش این سریال را دوست داشته باشند. همین طور که «لژیونر» را دوست دارند.
 سریال «تلاطم» که هنوز پخش نشده است و نمی توانیم درباره آن نظر بدهیم. اما فکر می کنم «لژیونر» فاقد هر گونه لودگی و تمسخر است. با این وجود لبخند را روی لب مخاطب می نشاند.
– بله با نظرات شما کاملا موافقم. اتفاقا در این سریال بازیگرانی حضور داشتند که کمتر کار طنز کرده بودند.
 بله من در مصاحبه با آقای اتابک نادری هم گفتم که اصولا چیدمان بازیگران این سریال متفاوت بود و بازیگرانی مثل شما هم که تجربه کار طنز نداشتند ثابت کردند که توانایی حضور در چنین آثاری را دارند.
– خوشحالم که دوستان خبرنگار این کار را دوست دارند. اتفاقا در این مدت هم بازخورد خوبی از مردم و دوستان گرفتم. وقتی می بینم نتیجه کار این است، حالم خیلی خوب می شود. به خصوص از اینکه به کارگردان اعتماد کردم و انرژی مثبت از دوستان و همکارانم می گیرم.
 شاید به این خاطر است که مردم دوست دارند در سینما و در تلویزیون قصه و بازی خوب ببینند. اتفاقی که در کمتر سریالی می افتد. به همین دلیل جذب سریال های خوب با بازی و قصه های جذاب می شوند.
– بله با نظر شما موافقم. چون در دورانی که دسترسی به فیلم ها و سریال های روز دنیا و ماهواره و اینترنت اینقدر آسان است، مردم دوست دارند که در تلویزیون هم سریال های خوب ببینند. آن هم با داستان های جذاب. وگرنه با هیچ کسی تعارف ندارند و به راحتی با فشار دادن یک دکمه کانال را تغییر می دهند. همین اتفاق باعث می شود که رقابت هم سخت تر شود. از این رو یک سریال خوب با یک قصه خوب و جذاب می تواند به راحتی مخاطب را پای تلویزیون بنشاند.
 من هم با نظر شما موافقم. در دورانی که ماهواره و اینترنت رقابت را سخت تر کرده است، ساخت یک سریال خوب که همه ارکان آن درست کنار هم چیده شده باشد، می تواند در جذب مخاطب تلویزیون موثر باشد.
– بله. چون به قدری اسباب سرگرمی وجود دارد و هر کسی به فیلم ها و سریال های روز دنیا دسترسی دارد که اگر با یک قصه ارتباط برقرار نکند، به راحتی کانال را تغییر می دهد. اما خوشبختانه من که تا به امروز بازخورد منفی از این سریال نگرفتم. با وجود اینکه قرار بود سریال در نوروز پخش شود و آن هم در شبکه ای که مخاطبان خودش را دارد. به هر حال مخاطبان شبکه های دیگر شاید بیشتر از شبکه ۵ باشد. آن هم با زمان پخشی که این سریال دارد. ساعت ۷ شب هنوز خیلی ها از سر کار به خانه نیامده اند. با این حال من چه در فضای مجازی و چه در مکان های مختلف بازخورد های خوب و مثبتی از مردم گرفتم که باعث می شود حال من این روزها خوب باشد. امیدوارم تا پایان هم این سریال بتواند مخاطبانش را با خود همراه کند.
 خودتان هم مخاطب سریال هستید؟ آنطور که تصور می کردید نتیجه گرفتید؟ چون برخی بازیگران معتقدند که برخی کارها در تدوین نابود می شود!
– من سریال را دوست دارم و مانند همه دنبال می کنم و اتفاقا برایم جذابیت دارد. ما این سریال را سکانس سکانس گرفتیم و هنگام فیلمبرداری برخی سکانس ها درگیر تغییراتی می شد و همین باعث شد که من کمی نگران باشم. اما خوشبختانه کار بسیار خوبی بود و حال که به عنوان مخاطب هم کار را دنبال می کنم، برایم لذت بخش است.
 این طور که پیداست فضای کار را خیلی دوست داشتید؟
– بله خب برای بازیگر قرار گرفتن در فضای دور از تشنج و همکاری با یک گروه حرفه ای و تیم کار بلد خیلی مهم است که خوشبختانه این اتفاق در سریال «لژیونر» افتاد. ما بدون استرس و تشنج کار کردیم و این خیلی برای من مهم بود.
 بعد از این سریال درگیر بازی در کار دیگری هم شده اید؟
– پیشنهاد بازی در تئاتر داشتم که به دلیل کلاس هایی که دارم، نتوانستم بپذیرم.
 چه کلاسی؟ تدریس می کنید؟
– البته که من هنوز هم خودم را شاگرد می دانم و دائم در حال یادگرفتن و آموختن هستم. با این حال در کلاس هایی این تجربیات را با دوستان هنرجو تقسیم می کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *