سال 96،نوروز و چند نکته از نگاه هنرمندان

مهدی فخیم زاده: امیدوارم به اسم فیلم ارزشی پنج میلیارد خرج نکنند!

امسال از لحاظ فیلمسازی برایم خوب نبود و فیلمنامه ای به نام «مشت در وقت اضافه» نوشتم و برای آن پروانه ساخت گرفتم. برای اولین بار آمدم از فارابی وام بگیرم که ندادند و گفتند فارابی وام نمی دهد و تنها شریک می شود. خبر ندارم این سیاست شراکت ادامه پیدا کرده یا منتفی شده است. من زیر بار شراکت فارابی نرفتم و در نتیجه از خیر ساخت فیلم گذشتم تا اینکه ببینیم کی و چطور شرایط ساخت فیلم مهیا می شود. در شش ماهه دوم سال دو فیلم «سوء تفاهم» از احمدرضا معتمدی و «به وقت خماری» محمدحسین لطیفی کار کردم.
امسال دو معضل اساسی در سینما داشتیم که باعث نا رضایتی اکثر سینماگران شده بود، یکی شورای صنفی و دیگری فیلم های دولتی بود. من کاری به کم و کیف نا رضایتی از شورای صنفی ندارم، چون خودم با این شورا کاری ندارم اما هرچه بوده، چه واقعی و چه سوء تفاهم عده ای از این وضع اکران و نمایش ناراضی بودند. موضوع هم به امسال و پارسال مربوط نیست و مربوط به چندین ساله اخیر می شود.
چند روز اخیر با تمهیدی که آقای حیدریان اندیشید و جلساتی که با کارشناسان سینمایی و دولتی گذاشت، در نهایت شورای عالی اکران را تشکیل دادند. بر اساس مفاد این اطلاعیه به نظر می رسد مشکلات برطرف می شود و سال آینده به طور مطمئن چنین وضعی نخواهیم داشت.
مشکل دوم یعنی سینمای دولتی و رانتی که به قول امیر قادری سینمای نفتی است، هنوز به قوت خود باقی مانده و از بین نرفته. این سینمای نفتی یعنی عده ای به پول نفت دسترسی دارند و تحت عنوان سینمای ارزشی و انقلابی فیلم می سازند، اما بقیه از پول نفت بی بهره اند، حتی خود بنده که خیلی دنبال پول نفت نبودم و وامی از فارابی در طول این ۲۶ سال نگرفتم، معترضم چرا عده ای می توانند از پول نفت بهره مند شوند اما من که جزو فیلمسازان قدیمی کشور هستم، نمی توانم کاری کنم. امیدوارم آقای حیدریان تمهیدی بیندیشند و به شکلی مناسب این مشکل را حل کند؛ یعنی یا پول نفت را به هیچکس ندهند و هرکس مجبور شود پول خودش را تهیه کند یا به همه اختصاص دهند. اگر این طور عملی نمی شود، مراکز، نهادها و بنیادها که نام های مختلفی هم دارند بابت سفارشی که می دهند و پولی که به تهیه کننده و کارگردان می پردازند، آن ها را در سود و زیان خود شریک کنند. تهیه کننده ای که از اوج پول می گیرد باید در مقابل دریافت پول مسئول باشد، نه اینکه پول های چند میلیاردی بگیرند و از همان آغاز دستمزدهای خود را بردارند و هیچ دغدغه ای درباره فروش فیلم نداشته باشند. حداقل این نهادها وامی با سند و مدرک بدهند که مجبور به بازپرداخت پول باشند. مسلما سازندگان فیلم سعی می کنند به خاطر خودشان هم که شده فیلمی پر مخاطب بسازند، نه اینکه به اسم فیلم ارزشی پنج میلیارد خرج کنند و بخش زیادی از پول به دلیل عدم استقبال مخاطب نابود شود. حرف من این است وقتی از فیلمی با هر مضمون ارزشی و استراتژی استقبال نمی شود، دردی هم دوا نمی کند و مقصود آن ها را برآورده نمی کند.
می خواهم فیلم بسازم، اما باید تهیه کننده ای پیدا شود که با نگاهم منطبق باشد.

فیلم های خارجی زیادی دیدم، اما فیلم های ایرانی را در جشنواره اصلا ندیدم، چون سر فیلم «به وقت خماری» بودم. کتاب های مورد علاقه ام بیشتر روانشناسی، تاریخ فلسفه و ادبیات است که چندین جلد از آن ها را خواندم. اگر بخواهم به خوانندگان شما کتابی را معرفی کنم که هم جذاب و هم سرگرم کننده باشد، «من پیش از تو» اثر جوجو مویز با ترجمه مریم مفتاحی را بخوانند که هم عاطفی، هم انسانی و هم روانشناسانه است. سه فصل اول سریال «خانه پوشالی» به نظرم خیلی خوب بود. این مدت به دلیل اینکه تعداد شب های زیادی سرگرم کار در «سوء تفاهم» و «به وقت خماری» بودم و بلافاصله شش صبح باید می رفتم و موفق نشدم فیلم های یکی، دوماه اخیر را ببینم.
امسال تهرانم و به دلیل کسالتی که همسرم دارد، تهران می مانم.

اشتراک گذاری در:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
7 + 17 =